man-woman-1

چرا مردان گوش نمی دهند و زنان نمی توانند نقشه بخوانند

تلخیص: سینا یاوریان

گونه های یکسان ، دنیاهای متفاوت

زنان و مردان با هم متفاوت اند .

هیچ یک بر دیگری برتر نیست.

تنها نقطه مشترک آنها تعلق به یک گونه است.

زنان همیشه مردان را به خاطر بی احساس بودن ، گوش نکردن ، گرم و صمیمی نبودن و خونسرد بودن مورد انتقاد قرار داده اند . آنها معتقدند که مردان با درک نکردن شور و عشق زنانه ، بیشتر طالب رابطه جنسی هستند تا عشق.

مردان نیز زنان را به خاطر بسیاری چیزها به باد انتقاد می گیرند ؛ بد رانندگی کردن ، ناتوانی در خواندن صحیح کتاب راهنمای خیابان ها ، سر و ته گرفتن نقشه ، نداشتن شم جهت یابی، حاشیه رفتن به جای پرداختن به اصل موضوع، نشان ندادن شور جنسی به اندار کافی، …

مردان از اینکه یک زن می تواند با ورود به سالنی پر جمعیت ، بی درنگ درباطه حاضران نظر بدهد تعجب می کنند. زنان نیز نمی توانند باور کنند که مردان آن قدر بی توجه هستند. مردان از اینکه زنی چراغ چشمک زن تمام شدن روغن ماشین را نمی بیند ولی می تواند یک جوراب کثیف را از فاصله ۵۰ متری در گوشه تاریکی تشخیص دهد گیج می شوند. زنان نیز از دست مردها که به راحتی و فقط  با کمک آینه بغل ، یک اتومبیل بزرگ را در جایی تنگ پارک می کنند اما نمی توانند مدخل آلت جنسی را بیابند کلافه می شوند.

مردان و زنان متفاوت از یکدیگر تکامل یافته اند . آنها مجبور بودند که متفاوت تکامل یابند. مردان شکار می کردند و زنان میوه و محصول جمع آوری می نمودند. مردان محافظت می کردند و زنان غذا می پختند و عهده دار پرورش فرزندان بودند.در نتیجه بدن و مغز آنها تکامل متفاوتی یافته است.

در گذر قرن های متمادی ، ساختار مغزی مرد و زن تحت تغییرات مستمری قرار گرفت. اکنون ما می دانیم که کارکرد مغزی این دو جنس متفاوت است. آنها درک متفاوتی از اولویت ها و رفتارها دارند.

هورمون ها ، ساختار مغز و برنامه ریزی مغز این دو جنس مسئول اصلی رفتارها ، حالات و سلیقه های این دو است. این بدان معناست که اگر دختربچه ها و پسر بچه ها در جزیره ای دور افتاده بدون هیچ گونه سیستم اجتماعی و نظارت والدین بزرگ شوند، باز دختر بچه ها دوست دارند مورد ناز و نوازش قرار گیرند ، عروسک بازی کنند و در کنار دوستان خود باشند . در حالی که پسربچه ها ترجیح می دهند با یکدیگر زورآزمایی کنند، مسابقه دهند و گروه هایی با سلسله مراتب مشخص تشکیل دهند.

همانطور که خواهید دید، چگونگی برنامه ریزی مغز و هورمون های مترشحه بدن دو عامل تعیین کننده تفکر و رفتار ما قبل از تولدمان می باشند. غرایز ما به طور ساده همان ژن هایی هستند که طرز رفتارمان را در شرایط خاص معین می کنند.

دادن عروسک های باربی به دختربچه ها و دادن سربازها و آدمکهای کوکی به پسربچه ها ، سازنده رفتار آنها نیست بلکه رفتارهای ذاتی آنان را تشدید می کند.

زن همانند رادار

یک زن به راحتی می تواند بفهمد که چه وقت زن دیگری افسرده یا رنجیده است در حالی که یک مرد تنها هنگامی که اشک کسی جاری می شود به اندوه یا رنجیدگی او پی می برد.

چشمان قوی در زنان

یک مرد در توضیحاتش از رنگ های اصلی مانند قرمز ، آبی و سبز استفاده می کند اما یک زن از رنگ های استخوانی، لاجوردی، ارغوانی و زیتونی سخن به میان می آورد.

سفیدی چشم زنان بیشتر از سفیدی چشم مردان است . سفیدی بیشتر امکان دریافت یا ارسال سیگنال های چشمی زیادتری را در جهت حرکت چشم فراهم می کند.

چشم زن وسعت بیشتری را می تواند ببیند ( آیا او پشت سر هم چشم دارد؟) مرد می تواند به وضوح و دقت روبه روی خود را ببیند . در این حال چشمان او مانند یک دوربین دو چشمه عمل می کند.

مرد به عنوان شکارچی نیازمند نوعی بینایی بود که امکان تمرکز روی هدف و دنبال کردن آن از مسافت دور را بدهد. او به طعمه اش خیره می شد تا آن را در تیررس نگاهش نگه دارد.

زن احتیاج به چشمانی داشت که با دادن امکان دید وسیع تر به او از نزدیک شدن هر خطر احتمالی به آشیانه جلوگیری کند.

با توجه به این حقایق می توان دریافت که چرا مردان امروزی می توانند به راحتی راهشان را در جاده پیدا کنند اما هرگز نمی توانند شی مورد نظر خود را در یخچال ، کمد یا کشوها بیابند.

شما می توانید مانند خلبانان جنگی دامنه دید خود را با تمرین افزایش دهید.

این تفاوت دید تبعات زیادی در زندگی ما دارد. به طور مثال آمار بیمه اتومبیل نشان می دهد که زنان در تقاطع ها تصادفات کمتری از قسمت پهلو دارند. حوزه دید گسترده زنان به آنها امکان می دهد تا جوانب اتومبیل خود را بهتر تحت نظر داشته باشند. بیشتر تصادف آنها از ناحیه جلو یا عقب و بخصوص هنگام پارک دنده عقب می باشد که این مسئله به ضعف در ادراک سه بعدی آنها برمی گردد.

به دلیل داشتن دامنه وسیع دید به ندرت می توان زنی را هنگام چشم چرانی غافلگیر کرد. تقریبا تمام مردان گاهی متهم به چشم چرانی جنس مخالف می شوند. اما زنان کمتر در مظان این اتهام قرار دارند. به نظر محققان روابط جنسی ، زنان به همان اندازه و یا حتی بیشتر از مردان به هیکل و بدن جنس مخالف خود نگاه می کنند اما به علت برخورداری از دامنه دید وسیع کمتر غافلگیر می شوند.

چشم و مغز

مغز مردان بیشتر جذب اشکال هندسی می شود.

چشمان یک مرد فاصله دور را در یک دامنه دید مستقیم بهتر می‏بیند . دید مرد در شب بهتر و مطمئن تر از دید زن است. علاوه بر آن توانایی نیمکره راست مغز در ادراک سه بعدی، به مردان امکان جداسازی و تشخیص حرکت دیگر اتومبیل های پشت سر یا روبه رو در جاده را می دهد. اغلب زنان نوعی شب کوری را تجربه کرده اند . آنها معمولا تشخیص نمی دهند که کدام طرف جاده ترافیک کمتری دارد. چشمان مردان شکارچی برای انجام چنین عملی مجهز شده است. اگر با اتومبیل به یک مسافرت طولانی می روید بهتر است زن در روز و مرد در شب رانندگی کند . زنان در تاریکی جزئیات بیشتری را می بینند ولی این دقت و وسعت دید تنها به فاصله کوتاه محدود می شود. چشم زنان برای فعالیت های مربوط به فاصله کوتاه مناسب‏تر است. این به آن معناست که زنان اغلب در سوزن نخ کردن و خواندن جزییات صفحه کامپیوتر فوق العاده هستند.

زنان قادرند زبان حرکات نوزادان را بفهمند.

بیشتر پدربزرگ ها قادر به تشخیص دوقلوهای همسان از یکدیگر نیستند در حالی که بیشتر خویشاوندان مونث به راحتی از عهده این کار بر می آیند.

تحقیقات زبان ایما و اشاره روشن ساخته است که در گفت و گوی رو در رو ۶۰ تا ۸۰ درصد کل پیام توسط علایم غیرکلامی منتقل می شود. نقش کلام در این میان بین ۲۰ تا ۳۰ درصد است. تجهیزات حسی برتر زن این اطلاعات را جمع آوری، بررسی و تحلیل می کند. قابلیت مغز او در انتقال سریع اطلاعات بین دو نیمکره او را در کامل کردن و استنتاج علایم دیداری، کلامی و غیر کلامی تواناتر می کند.

شنوایی

شنوایی زنان بهتر از مردان است و در تشخیص صدا فوق العاده هستند. مغز زنان برای شنیدن صدای گرطه بچه در شب برنامه ریزی شده است.

زنان در تشخیص صدا بر مردان برتری دارند اما مردان قادر به تشخیص جهت صدا هستند. اگر بچه ای در فاصله دور گریه کند ، زن صدای او را می شنود و مرد با ادراک فضایی و جهت یابی خود می تواند محل او را تشخیص دهد.

مردان برای شنیدن فقط از نیمکره چپ مغزشان استفاده می برند در حالی که زنان هر دو نیمکره را به کار می گیرند. همین باعث می شود که زنان در یک گفت و گوی متقابل ، هم زمان هم حرف های طرف مقابل را بشنود و هم حرکات فرد دیگر حاضر در محل را زیر نظر داشته باشند. اما مردان هنگامی که تلویزیون روشن است ، نمی توانند صحبت های دیگری را بشنوند.

زنان حساسیت فوق العاده ای در تشخیص لحن، تن و قدرت صدا دارند. این امر باعث می شود تا بتوانند تغییرات روحی بچه ها و بزرگ تر ها را از صدایشان تشخیص دهند.

برتری شنوایی زنان بر مردان در چیزی که الهام زنانه نامیده می شود ، نقش به سزایی در فهم عمق کلام دارد.

مردان بیشتر برای بهتر دیدن مجهز شده اند تا بهتر شنیدن.

لمس

لمس می تواند زندگی بخش باشد. پوست وسیع ترین قسمت بدن است که تقریبا ۲ متر وسعت دارد. دختران از همان بدو تولد حساسیت بیشتری نسبت به لمس دارند. در بزرگسالی نیز حساسیت پوست زن به لمس و فشار تقریبا ده برابر مردان است. پوست زن نازک تر از پوست مرد است ولی یک لایه اضافی چربی زیر آن وجئد دارد که مانع نفوذ سرما در زمستان می‏شود.

یک زن هنگام گفت و گو با زن دیگر او را لمس می کند. تعداد این لمس ها ۴ تا ۶ برابر بیش از لمس یک مرد هنگام صحبت با مرد دیگر است.

در تحقیقاتی نشان داده شد که بچه موش هایی که به طور مداوم مورد نوازش و مراقبت والدین خود قرار می‏گیرند، نسبت به بچه موش های دیگر مغز حجیم تر و هوش بیشتری دارند.

مردان احتیاج به پوست غیر حساس داشتند تا بدون احساس درد از بین بوته های خار برای شکار بدوند.

وقتی مردی تمام حواسش را روی کاری متمرکز نکرده باشد، آستانه تحمل درد او خیلی پایین تر از زن است.

مردان هنگام تماشای فوتبال یا ورزش های تهاجمی دیگر احساس دیگران را بهتر درک می کنند. اگر چند مرد با هم در حال تماشای مسابقه مشت زنی از تلویزیون باشند و یکی از مشت زن ها با ضربه ای سنگین نقش زمین شود، زن می گوید :” وای بیچاره. حتما نمی تونه از جاش بلند بشه.” اما مردان عکس العمل متفاوتی نشان می دهند. آنها آه و ناله راه می اندازند ، دولا می شوند و درد را واقعا احساس می کنند.

چشایی

قدرت مردان در تشخیص شوری و تلخی بیشتر است. به همین دلیل آنها آبجو می نوشند. زنان در تشخیص شیرینی قوی ترند به همین دلیل تعداد زنان طرفدار شکلات در دنیا بیشتر از مردان است.

بویایی

به طور کلی شامه زنان نه تنها قوی تر از مردان است ، بلکه در مرحله تخمک گذاری عادت ماهیانه حساس تر می گردد.

زنان ورای حس

برای مدافعان آشیانه(زنان) ، کار کردن با هر دو دست امتیازی بزرگ محسوب می شد چون در این حالت می توانست با سرعت بیشتری به جمع آوری میوه و آذوقه بپردازد. برای هدف گیری کردن باید راست دست بود (مردان). در نتیجه در بیشتر زنان منطقه ویزه ای در مغز برای تشخیص دست چپ از راست وجود ندارد.

یک زن با ادراک والای خود انتظار دارد که مرد بتواند منظور او را از کلام و ایما اشاره اش بفهمد و نیازهای او را پیشاپیش حدس بزند. این کاری است که یک زن دیگر به راحتی می تواند انجام دهد. این کار برای مردان ساده نیست.به همین دلیل مرد را متهم به بی احساسی و بی ذوقی می کند. خوشبختانه بسیاری از مردان می توانند با تمرین و آموزش، هشیاری و اگاهی خود را نسبت به دریافت پیام های کلامی و غیرکلامی بالا ببرند.

مغز

مغز مردان و زنان با قدرت ها، استعدادها و تواناییهای متفاوت تکامل یافته است. مردان که مسوول شکار بودند، احتیاج به قسمت های خاصی از مغز داشتند. این قسمت ها آنان را در مهارت هایی چون یافتن راهها و جهات ، شکار حیوانات و تیز کردن ابزار هدف گیری یاری می دادند. آنها نیازی نداشتند که هم صحبت خوبی باشند و یا نسبت به احساسات دیگران حساسیت به خرج دهند. به همین دلیل هرگز مناطق ویژه و کارآمدی در مغزشان رشد نکرد که وظیفه مهارت های ارتباطی را به عهده بگیرد.

زنان ، برعکس مردان احتیاج به مهارت در گشت و گذارهای کوتاه، دید محیطی وسیع، توانایی انجام فعالیت های هم زمان و مهارت های کلامی موثر داشتند. در نتیجه این نیازها، در مغز مردان و زنان مناطق ویژه ای برای هر یک از این مهارت ها اختصاص یافت.

postman

پستچی

پستچی (انگلیسی: The Postman) فیلمی در سبک علمی–تخیلی، اکشن، درام، و رمانتیک به کارگردانی کوین کاستنر است که در سال ۱۹۹۷ منتشر شد.

بازیگران

  • ویل پاتون
  • اولیویا ویلیامز
  • جیمز روسو
  • تام پتی
  • کوین کاستنر
  • دانیل ون بورگن
  • جووانی ریبیسی
  • پگی لیپتون
  • مری استوارت مسترسون
  • تونی ویلسون
  • جو سانتوس
  • رکس لین
  • رایان هرست

 

کارگردان کوین کاستنر
تهیه‌کننده وارنر برادرز
Steve Tisch
جیم ویلسون
فیلم‌نامه‌نویس اریک روث
برایان هالگلند
David Brin
بر پایه The Postman اثر
David Brin
بازیگران ویل پاتون
Larenz Tate
اولیویا ویلیامز
جیمز روسو
تام پتی
کوین کاستنر
دانیل ون بورگن
اسکات بایرستو
جووانی ریبیسی
پگی لیپتون
مری استوارت مسترسون
تونی ویلسون
Chip Esten
جو سانتوس
رکس لین
رایان هرست
Shawn Hatosy
موسیقی جیمز نیوتن هاوارد
فیلم‌برداری Stephen Windon
تدوین Peter Boyle
شرکت

تولید

Tig Productions
توزیع‌کننده وارنر برادرز
تاریخ (های) انتشار
  • ۲۵ دسامبر ۱۹۹۷
مدت
۱۷۷ دقیقه[۱]
کشور آمریکا
بودجه ۸۰ میلیون دلار[۲]
گیشه ۱۷٫۶ میلیون دلار[۲]
jerry-maguaire

جری مگوایر

جری مگوایر (به انگلیسیJerry Maguire) فیلمی ۱۳۹ دقیقه‌ای در سبک کمدی درام و ورزشی به کارگردانی کامرون کرو با بازی تام کروز، کوبا گودینگ جونیور و رنه زلوگر محصول سال ۱۹۹۶ است.[۱]

● در حاشیه فیلم «جری مگوآیر»
▪ یک: کمرون کرو فیلمنامه نویس و کارگردان خوش ذوقی است. سینمادوستان ایرانی هم او را می شناسند. بیشتر فیلم هایش را دیده اند و همین «جری مگوآیر» یا «تقریبا مشهور» و «آسمان وانیلی» فیلم هایی هستند که دست به دست چرخیده اند. کمرون کرو یکی از معدود کارگردان هایی است که گوش موسیقی دارد، یعنی فرق موسیقی خوب و بد را تشخیص می دهد و می داند که بهترین نوازنده های جز، یا بلوز چه کسانی هستند و برای همین است که در بیشتر کنسرت های موسیقی شرکت می کند و یک شنونده حرفه ای موسیقی است و علاوه بر استفاده از بهترین ترانه ها در فیلم هایش، در بعضی از دیالوگ ها هم به این موسیقی ها ارجاع می دهد.
یک نمونه خوبش همین جری مگوآیر علاوه بر این، با بعضی از خواننده نوازنده ها هم دوست است. اما عمده شهرت کرو در ایران مدیون کتاب «گفت وگو با بیلی وایلدر» است که سال ۱۳۸۰ خانم «گلی امامی» آن را به فارسی ترجمه کردند. کارگردان هایی مثل کرو که فرصتی برای هم صحبت شدن با وایلدر کبیر پیدا کرده باشند، زیاد نیستند و کرو که خوب می دانست گفت وگو با این نابغه سینما چه لذتی دارد همه آن جمله ها را روی کاغذ آورد و منتشر کرد. کمرون کرو یک شیفته سینما است، یک بچه سینما.
▪ دو: جری مگوآیر را جزء کمدی رمانتیک ها دسته بندی می کنند. یعنی کمدی هایی که عاشقانه هم هستند و بعضی ها اصرار دارند بگویند نسلش منقرض شده. اما اگر فکر می کنید منظور از کمدی، صحنه های بزن بکوب اسلپ استیک است و آدم ها کیک های خامه ای را طرف هم پرت می کنند و پوست موز زیر پای دیگران می اندازند، اشتباه می کنید.
چون جری مگوآیر همچو فیلمی نیست و هرچند کمدی است، بعضی صحنه هایش ممکن است کاری کند که اشک در چشم هایتان حلقه ببندد. خب، پس کمدی جری مگوآیر، یک کمدی پیش پاافتاده نیست و به قول خود کمرون کرو، یک کار جدی است، یک جور تعقیب شرافتمندانه لحظه های زودگذر زندگی. اما مطمئن باشید که حوصله تان از دیدن فیلم سر نمی رود. یعنی بعید است سر برود.
▪ سه: نیمی از فیلم هایی که درباره آدم های موفق ساخته می شوند، داستان هایی واقعی دارند. فیلم هایی هستند زندگینامه وار درباره آدم هایی که آنها را می شناسیم، یا زندگی شان را قبلا خوانده ایم، یا آنها را در کتاب ها و مستندها و خبرهای تلویزیون دیده ایم. اما کمرون کرو در جری مگوآیر این قاعده را رعایت نمی کند. او آدم موفق خودش را می سازد، یک مدیر برنامه، یک برنامه ریز ورزشی که وقتی تصمیم می گیرد همه چیز را تغییر دهد، اخراجش می کنند.
چاره ای جز شروع دوباره دارد نه، ولی جز یکی دو دوست، همه او را ترک می کنند. جری مگوآیر داستان شروع کردن زندگی از صفر است، این که مردی با کلی ثروت و سرمایه یک دفعه شکست می خورد و برای اثبات خودش مجبور است دست به هر خطری بزند. جری مگوآیر یک جور کلاس درس است، یکی از آن کلاس هایی که در آن موفقیت در زندگی و چیزهایی مثل این را درس می دهند. ولی خوبی اش به این است که همه چیز را خیلی شیرین می گوید.
● موقع تماشای فیلم حواسمان به چه چیزهایی باشد
▪ یک: به خود فیلم. به این که چقدر آرام و بی ادعا داستانش را تعریف می کند و لزومی به ادا درآوردن و چرخاندن دوربین و سر و ته کردن داستان و چیزهایی مثل این ندارد. خوبی داستانی مثل جری مگوآیر در سرراستی اش است، در این که سراغ یک مدیر شخصیت معمولی نرفته. ما با یک ورزشکار اسطوره ای یا با یک خواننده و بازیگر روبه رو نیستیم. طرف مقابل ما یک مدیر برنامه ورزشکارها است. مدیری است که هدفی جز موفقیت ندارد. به این که زندگی در همه صحنه هایش جریان دارد و چیزی که می بینیم، شبیه یک زندگی واقعی است.
▪ دو: به فیلمنامه و کارگردانی کمرون کرو که استاد مسلم داستان گویی است، هرچند مثل خیلی از کارگردان های موفق دیگر مخالفانی دارد و این مخالفان بعد از نمایش عمومی کار آخرش، یعنی «الیزابت تاون» بیشتر هم شده اند. کافی است حواسمان را کمی جمع کنیم و ببینیم که او یک داستان به ظاهر ساده را داستان مردی که شکست می خورد و به پیروزی فکر می کند چگونه به فیلمی جذاب تبدیل کرده است.
▪ سه: به «تام کروز» که یکی از بهترین بازی های عمرش را ارائه داده است. کروز را خیلی ها جدی نمی گیرند، حتی حالا که سن و سالش دارد بالا می رود و چروک ها روی پیشانی اش نشسته اند. اما واقعیت این است که او هم مثل هر بازیگر خوب دیگری به کارگردان های خوب نیاز دارد، به آدم هایی که درست هدایتش کنند. برای همین است که در فیلمی مثل همین جری مگوآیر که دقیقا ده سال پیش ساخته شده یا «چشمان باز بسته» که کار آخر استنلی کوبریک بود یا «آسمان وانیلی» که باز هم کار کمرون کرو است این قدر خوب بازی می کند.
▪ چهار: به رنی زل وگر که نقش روبه روی تام کروز را بازی می کند و در آن سال هایی که فیلم ساخته شد، به اندازه حالا شناخته شده نبود. زل وگر در همه صحنه هایی که با تام کروز همبازی است، سعی می کند پابه پای او پیش بیاید و کم نیاورد. کار سختی است. چون کروز همان موقع هم یک ابرستاره بود و اگر کسی می خواست زیر سایه او نباشد، باید کلی زحمت می کشید. و رنی زل وگر واقعا زحمت کشیده است.
● درباره نسخه دوبله فارسی
▪ یک: متاسفانه، این بار هم با دی وی دی طرف نیستیم، چیزی که پیش روی ما است، یکی از همین وی سی دی هایی است که شرکت های تولید و توزیع فیلم در ایران، به بازار می فرستند و معمولا فیلم ها را در دو سی دی عرضه می کنند. البته می شود امیدوار بود که روزی روزگاری این فیلم درجه یک را روی دی وی دی هم به بازار عرضه کنند. چون فیلم، فقط روی دی وی دی معنا می دهد. دست کم تا موقعی که تکنولوژی برتری به بازار نیامده است.
فقط زمانی که مجبورید فیلم را روی چیزی جز دی وی دی ببینید. اما بعضی ها حتی در این صورت هم حاضر به مصالحه و کنار آمدن نیستند که حق دارند. بنابراین، از آن منوهای متحرکی که در دی وی دی ها هست و هر کدامشان بخشی از فیلم هستند خبری نیست. خبری از انتخاب زبان و زیرنویس هم نیست. فقط می توانید صدای دوبله فارسی را گوش کنید، حتی نمی توانید راجع به دالبی بودن یا سراند بودنش تصمیم بگیرید و تازه این را هم داشته باشید که پشت جلد این وی سی دی نام دوبلورها را ننوشته اند. نوشتن نام دوبلورها، احترام به آنها است، معرفی آنها است به فیلم دوست هایی که دارند یک فیلم دوبله را می بینند. با این همه چنین چیزی را از تماشاگر جری مگوآیر دریغ کرده اند. خب، تصمیم نهایی با شما است. فیلم را می بینید
▪ دو: مدیر دوبلاژ فیلم «سعید مظفری» است و دوبله شخصیت اصلی فیلم، یعنی جری مگوآیر را هم خودش به عهده دارد. یعنی به جای «تام کروز» حرف زده است. مهم ترین ویژگی صدای منحصربه فرد سعید مظفری جوان بودنش است. بنابراین، صدای شنیدنی اش را خیلی وقت ها می شود روی چهره های جوان شنید و اینجا هم می شود باور کرد که اگر تام کروز می توانست فارسی حرف بزند و واقعا صاحب صدایی خوش بود، چنین صدایی داشت و اگر هنوز یادتان نیامده که صدای سعید مظفری را به جای چه کسانی شنیده اید، کافی است به خاطره هایتان مراجعه کنید تا صدای «ریوزو» در «دور از خانه اوشین» در گوشتان بپیچد، یا صدای «کلینت ایستوود» در «دنیای کامل» که همین چند ماه پیش از شبکه سوم پخش شد. جری مگوآیر مثل خیلی از فیلم های دیگری که سعید مظفری مدیریت دوبلاژشان را به عهده داشته، دوبله ای شنیدنی دارد و این، در وانفسای دوبله های سردستی و نامربوطی که این روزها از تلویزیون پخش می شود یا در شبکه ویدئویی موجود است، کم چیزی نیست.
و البته این خوش اقبالی ماست که فیلمی مثل جری مگوآیر به فارسی دوبله می شود.
● شناسنامه فیلم
▪ جری مگوآیر Jerry Maguire
▪ فیلمنامه نویس و کارگردان: کمرون کرو، مدیر فیلمبرداری: یانوش کامینسکی، تدوینگر: جو هاتشنیگ، انتخاب بازیگرها: جیل لوین، موسیقی متن: نانسی ویلسن، باب دیلن، فرد وایز، نیل یانگ، بازیگرها: تام کروز، کیوبا گودینگ جونیر، رنی زل وگر، کلی پرسن، جری اوکانل، جی موهر، بانی هانت، رجینا کینگ، جاناتان لیپینکی، تاد لوئیسو و اینگرید بیر، تهیه کننده ها: جیمز ال. بروکس و کمرون کرو، محصول: ایالات متحده آمریکا ۱۹۹۶، دوبله و پخش در ایران: تصویر دنیای هنر TDH
محسن آزرم
منبع : روزنامه شرق
EQ

هوش هیجانی – مدیریت زندگی

در این کارگاه ، مدیریت هیجان ها چه مثبت و چه منفی را خواهید آموخت و مدیریت بهینه رابطه، نتیجه نهایی خواهد بود.

    • شناخت هیجان ها خود و دیگران اولین گام
    • شناخت ادبیات تفکر خود و دیگران
    • تغییر احساس از طریق تغییر فکر
    •  شناخت هیجان های دیگران
    • آشنایی با انتظارات نامعقول – ارائه شده توسط آلبرت اِلیس
    • آگاهی هیجانی
    • ارتباط آگاهانه