jerry-maguaire

جری مگوایر

جری مگوایر (به انگلیسیJerry Maguire) فیلمی ۱۳۹ دقیقه‌ای در سبک کمدی درام و ورزشی به کارگردانی کامرون کرو با بازی تام کروز، کوبا گودینگ جونیور و رنه زلوگر محصول سال ۱۹۹۶ است.[۱]

● در حاشیه فیلم «جری مگوآیر»
▪ یک: کمرون کرو فیلمنامه نویس و کارگردان خوش ذوقی است. سینمادوستان ایرانی هم او را می شناسند. بیشتر فیلم هایش را دیده اند و همین «جری مگوآیر» یا «تقریبا مشهور» و «آسمان وانیلی» فیلم هایی هستند که دست به دست چرخیده اند. کمرون کرو یکی از معدود کارگردان هایی است که گوش موسیقی دارد، یعنی فرق موسیقی خوب و بد را تشخیص می دهد و می داند که بهترین نوازنده های جز، یا بلوز چه کسانی هستند و برای همین است که در بیشتر کنسرت های موسیقی شرکت می کند و یک شنونده حرفه ای موسیقی است و علاوه بر استفاده از بهترین ترانه ها در فیلم هایش، در بعضی از دیالوگ ها هم به این موسیقی ها ارجاع می دهد.
یک نمونه خوبش همین جری مگوآیر علاوه بر این، با بعضی از خواننده نوازنده ها هم دوست است. اما عمده شهرت کرو در ایران مدیون کتاب «گفت وگو با بیلی وایلدر» است که سال ۱۳۸۰ خانم «گلی امامی» آن را به فارسی ترجمه کردند. کارگردان هایی مثل کرو که فرصتی برای هم صحبت شدن با وایلدر کبیر پیدا کرده باشند، زیاد نیستند و کرو که خوب می دانست گفت وگو با این نابغه سینما چه لذتی دارد همه آن جمله ها را روی کاغذ آورد و منتشر کرد. کمرون کرو یک شیفته سینما است، یک بچه سینما.
▪ دو: جری مگوآیر را جزء کمدی رمانتیک ها دسته بندی می کنند. یعنی کمدی هایی که عاشقانه هم هستند و بعضی ها اصرار دارند بگویند نسلش منقرض شده. اما اگر فکر می کنید منظور از کمدی، صحنه های بزن بکوب اسلپ استیک است و آدم ها کیک های خامه ای را طرف هم پرت می کنند و پوست موز زیر پای دیگران می اندازند، اشتباه می کنید.
چون جری مگوآیر همچو فیلمی نیست و هرچند کمدی است، بعضی صحنه هایش ممکن است کاری کند که اشک در چشم هایتان حلقه ببندد. خب، پس کمدی جری مگوآیر، یک کمدی پیش پاافتاده نیست و به قول خود کمرون کرو، یک کار جدی است، یک جور تعقیب شرافتمندانه لحظه های زودگذر زندگی. اما مطمئن باشید که حوصله تان از دیدن فیلم سر نمی رود. یعنی بعید است سر برود.
▪ سه: نیمی از فیلم هایی که درباره آدم های موفق ساخته می شوند، داستان هایی واقعی دارند. فیلم هایی هستند زندگینامه وار درباره آدم هایی که آنها را می شناسیم، یا زندگی شان را قبلا خوانده ایم، یا آنها را در کتاب ها و مستندها و خبرهای تلویزیون دیده ایم. اما کمرون کرو در جری مگوآیر این قاعده را رعایت نمی کند. او آدم موفق خودش را می سازد، یک مدیر برنامه، یک برنامه ریز ورزشی که وقتی تصمیم می گیرد همه چیز را تغییر دهد، اخراجش می کنند.
چاره ای جز شروع دوباره دارد نه، ولی جز یکی دو دوست، همه او را ترک می کنند. جری مگوآیر داستان شروع کردن زندگی از صفر است، این که مردی با کلی ثروت و سرمایه یک دفعه شکست می خورد و برای اثبات خودش مجبور است دست به هر خطری بزند. جری مگوآیر یک جور کلاس درس است، یکی از آن کلاس هایی که در آن موفقیت در زندگی و چیزهایی مثل این را درس می دهند. ولی خوبی اش به این است که همه چیز را خیلی شیرین می گوید.
● موقع تماشای فیلم حواسمان به چه چیزهایی باشد
▪ یک: به خود فیلم. به این که چقدر آرام و بی ادعا داستانش را تعریف می کند و لزومی به ادا درآوردن و چرخاندن دوربین و سر و ته کردن داستان و چیزهایی مثل این ندارد. خوبی داستانی مثل جری مگوآیر در سرراستی اش است، در این که سراغ یک مدیر شخصیت معمولی نرفته. ما با یک ورزشکار اسطوره ای یا با یک خواننده و بازیگر روبه رو نیستیم. طرف مقابل ما یک مدیر برنامه ورزشکارها است. مدیری است که هدفی جز موفقیت ندارد. به این که زندگی در همه صحنه هایش جریان دارد و چیزی که می بینیم، شبیه یک زندگی واقعی است.
▪ دو: به فیلمنامه و کارگردانی کمرون کرو که استاد مسلم داستان گویی است، هرچند مثل خیلی از کارگردان های موفق دیگر مخالفانی دارد و این مخالفان بعد از نمایش عمومی کار آخرش، یعنی «الیزابت تاون» بیشتر هم شده اند. کافی است حواسمان را کمی جمع کنیم و ببینیم که او یک داستان به ظاهر ساده را داستان مردی که شکست می خورد و به پیروزی فکر می کند چگونه به فیلمی جذاب تبدیل کرده است.
▪ سه: به «تام کروز» که یکی از بهترین بازی های عمرش را ارائه داده است. کروز را خیلی ها جدی نمی گیرند، حتی حالا که سن و سالش دارد بالا می رود و چروک ها روی پیشانی اش نشسته اند. اما واقعیت این است که او هم مثل هر بازیگر خوب دیگری به کارگردان های خوب نیاز دارد، به آدم هایی که درست هدایتش کنند. برای همین است که در فیلمی مثل همین جری مگوآیر که دقیقا ده سال پیش ساخته شده یا «چشمان باز بسته» که کار آخر استنلی کوبریک بود یا «آسمان وانیلی» که باز هم کار کمرون کرو است این قدر خوب بازی می کند.
▪ چهار: به رنی زل وگر که نقش روبه روی تام کروز را بازی می کند و در آن سال هایی که فیلم ساخته شد، به اندازه حالا شناخته شده نبود. زل وگر در همه صحنه هایی که با تام کروز همبازی است، سعی می کند پابه پای او پیش بیاید و کم نیاورد. کار سختی است. چون کروز همان موقع هم یک ابرستاره بود و اگر کسی می خواست زیر سایه او نباشد، باید کلی زحمت می کشید. و رنی زل وگر واقعا زحمت کشیده است.
● درباره نسخه دوبله فارسی
▪ یک: متاسفانه، این بار هم با دی وی دی طرف نیستیم، چیزی که پیش روی ما است، یکی از همین وی سی دی هایی است که شرکت های تولید و توزیع فیلم در ایران، به بازار می فرستند و معمولا فیلم ها را در دو سی دی عرضه می کنند. البته می شود امیدوار بود که روزی روزگاری این فیلم درجه یک را روی دی وی دی هم به بازار عرضه کنند. چون فیلم، فقط روی دی وی دی معنا می دهد. دست کم تا موقعی که تکنولوژی برتری به بازار نیامده است.
فقط زمانی که مجبورید فیلم را روی چیزی جز دی وی دی ببینید. اما بعضی ها حتی در این صورت هم حاضر به مصالحه و کنار آمدن نیستند که حق دارند. بنابراین، از آن منوهای متحرکی که در دی وی دی ها هست و هر کدامشان بخشی از فیلم هستند خبری نیست. خبری از انتخاب زبان و زیرنویس هم نیست. فقط می توانید صدای دوبله فارسی را گوش کنید، حتی نمی توانید راجع به دالبی بودن یا سراند بودنش تصمیم بگیرید و تازه این را هم داشته باشید که پشت جلد این وی سی دی نام دوبلورها را ننوشته اند. نوشتن نام دوبلورها، احترام به آنها است، معرفی آنها است به فیلم دوست هایی که دارند یک فیلم دوبله را می بینند. با این همه چنین چیزی را از تماشاگر جری مگوآیر دریغ کرده اند. خب، تصمیم نهایی با شما است. فیلم را می بینید
▪ دو: مدیر دوبلاژ فیلم «سعید مظفری» است و دوبله شخصیت اصلی فیلم، یعنی جری مگوآیر را هم خودش به عهده دارد. یعنی به جای «تام کروز» حرف زده است. مهم ترین ویژگی صدای منحصربه فرد سعید مظفری جوان بودنش است. بنابراین، صدای شنیدنی اش را خیلی وقت ها می شود روی چهره های جوان شنید و اینجا هم می شود باور کرد که اگر تام کروز می توانست فارسی حرف بزند و واقعا صاحب صدایی خوش بود، چنین صدایی داشت و اگر هنوز یادتان نیامده که صدای سعید مظفری را به جای چه کسانی شنیده اید، کافی است به خاطره هایتان مراجعه کنید تا صدای «ریوزو» در «دور از خانه اوشین» در گوشتان بپیچد، یا صدای «کلینت ایستوود» در «دنیای کامل» که همین چند ماه پیش از شبکه سوم پخش شد. جری مگوآیر مثل خیلی از فیلم های دیگری که سعید مظفری مدیریت دوبلاژشان را به عهده داشته، دوبله ای شنیدنی دارد و این، در وانفسای دوبله های سردستی و نامربوطی که این روزها از تلویزیون پخش می شود یا در شبکه ویدئویی موجود است، کم چیزی نیست.
و البته این خوش اقبالی ماست که فیلمی مثل جری مگوآیر به فارسی دوبله می شود.
● شناسنامه فیلم
▪ جری مگوآیر Jerry Maguire
▪ فیلمنامه نویس و کارگردان: کمرون کرو، مدیر فیلمبرداری: یانوش کامینسکی، تدوینگر: جو هاتشنیگ، انتخاب بازیگرها: جیل لوین، موسیقی متن: نانسی ویلسن، باب دیلن، فرد وایز، نیل یانگ، بازیگرها: تام کروز، کیوبا گودینگ جونیر، رنی زل وگر، کلی پرسن، جری اوکانل، جی موهر، بانی هانت، رجینا کینگ، جاناتان لیپینکی، تاد لوئیسو و اینگرید بیر، تهیه کننده ها: جیمز ال. بروکس و کمرون کرو، محصول: ایالات متحده آمریکا ۱۹۹۶، دوبله و پخش در ایران: تصویر دنیای هنر TDH
محسن آزرم
منبع : روزنامه شرق
pride-prejudice

غرور و تعصب

 

غرور و تعصب (به انگلیسیPride & Prejudice) به کارگردانی جو رایت برگرفته از کتاب بسیار مشهور غرور و تعصب از نویسندهٔ انگلیسی، جین آستن است.

کیرا نایتلی (به انگلیسیKeira Christina Knightley) بازیگر انگلیسی تبار هالیوود برای بازی در این فیلم نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول زنشده‌است.

خلاصه داستان

سال ۱۷۹۷، انگلستان. قبل از مرگ آقای بنت، همسرش کوشیده تا پنج دخترش- جین، الیزابت، مری، لیدیا و کیتی- را برای یافتن شوهری مناسب آماده کند. چون این کار را تنها راه دستیابی یک زن به رفاه و آسایش می‌داند.

زمانی که سر و کله جوان ثروتمند و خوش سیمایی به نام بینگلی و دوستش آقای دارسی در همسایگی آنها پیدا می‌شود، خانواده بنت سخت دچار هیجان می‌شود. به زودی جین با آقای بینگلی دوست می‌شود و به نظر می‌رسد که الیزابت نیز به آقای دارسی بی توجه نیست. اما رفتار آقای دارسی خودپسند الیزابت هوشمند را که در سایه پرورش پدری دختری باشهامت و خودگردان بار آمده، خوش نمی‌آید. از این رو به زودی کشمکش و درگیری زبانی میان آنان آغاز می‌شود.

شایان توجه آنکه شخصیت دارسی در این فیلم بیشتر کمرو و رومانتیک است. زبان آدمهای داستان بیشتر امروزی است. خانم بنت زنی خردمند، هوشمند و تقنن گراست. آقای بنت کشت کار آقازاده ای است، ساده و روان سخن می گوید و از اشاره‌های ریشخندآمیز در سخنانش هیچ نشانی نمی توان یافت. تاکید فیلم بیشتر بر احساسات عاشقانه زوجهاست تا بر درگیری آنها بر سر خودخواهی یکی و پیش داوری‌های ناخواسته و ناروای دیگری که دست آخر سبب آزار و دلخوری دیگران می شود.

جلد نسخه انگلیسی کتاب غرور و تعصب

marriage

ارتباط زن و مرد

شناخت تفاوت های زن و مرد چه فیزیکی و چه ذهنی، یادگیری ارتباط موثر در زوجین در پایان کارگاه شما را به سمت یک زندگی بدون تنش رهنمون خواهد شد.

    • شناخت تفاوت های این دو جنس از نظر جسمی و ذهنی تا چه حد ضروریست؟
    • چرا این دو جنس می خواهند با هم ارتباط داشته باشند؟
    • ارتباط مناسب این دو جنس چگونه امکان پذیر است؟
    • آشنایی و ازدواج
    • آشتایی با ارتباط جنسی مناسب
ManWomanBrainTest

تست مغز زنانه و مغز مردانه

تست مغز زنانه و مغز مردانه از کتاب “چرا مردان گوش نمی دهند و زنان نمی توانند نقشه بخوانند” نوشته “باربارا و آلن پیز” ترجمه ” ناهید رشید و نسرین گلدار”

۱ – وقتی می خواهید نقشه و یا راهنمای خیابان‏ها را بخوانید

الف – دچار مشکل می‏شوید و از دیگران کمک می‏خواهید.

ب – نقشه را می‏چرخانید تا جهتی که می‏خواهید بروید روبرویتان قرار گیرد.

ج – هیچ مشکلی در خواندن نقشه یا راهنمای خیابان‏ها ندارید.

۲ – در حال پختن غذایی پیچیده از طریق برنامه آشپزی رادیو هستید که دوستتان تلفن می‏کند

الف – رادیو را روشن می‏گذارید و در حالی که با تلفن حرف می‏زنید به آشپزی خود ادامه می‏دهید.

ب – رادیو را خاموش می‏کنید ، دست از آشپزی می‏کشید و با تلفن صحبت می‏نمایید.

ج –  به دوستتان می‏گویید که بعد از آشپزی بی‏درنگ به او زنگ خواهید زد.

 ۳ – دوستانتان می‏خواهند برای دیدنتان بیایند و از شما مسیر خانه جدیدتان را می‏پرسند

الف –  برای آنها کروکی واضحی از مسیر می‏کشید، جهت را مشخص می‏کنید و برایشان می‏فرستید و یا از کسی می‏خواهید تا مسیر را برایشان توضیح دهد.

ب –  از آنها می‏پرسید که چه علامت‏ها و یا نشان‏هایی را در مسیر می‏شناسد، بعد سعی می‏کنید  برایشان توضیح دهید که چگونه خانه شما را بیابند.

ج –  شفاها به آنها می گویید:”وارد خیابان کاج می شوید، به سمت چپ می‏پیچید، به دومین چراغ قرمز که رسیدید…”

۴ – وقتی در حال توضیح یک نظریه یا مفهوم هستید، اغلب

الف – از مداد یا حرکات دست و صورت استفاده می‏کنید.

ب – از صحبت و حرکات دست و صورت و بدن استفاده می‏کنید.

ج – با دقت و صراحت و فقط با کلام آن را توضیح می‏دهید.

۵ –  وقتی بعد از دیدن فیلمی فوق‏العاده به خانه برمی‏گردید ترجیح می‏دهید

الف – صحنه‏ها را در ذهنتان تصویر کنید و به یاد آورید.

ب – درباره صحنه‏ها و حرف‏های بازیگران صحبت کنید.

ج – عمدتا حرف‏های زده شده در فیلم را عینا نقل قول نمایید.

۶ – در سینما معمولا چه مکانی را برای نشستن انتخاب می‏کنید؟

الف – طرف راست

ب – فرقی نمی‏کند

ج – طرف چپ

۷ – یکی از وسایل مکانیکی دوستتان از کار افتاده است، شما

الف – با همدردی درباره احساس آنها در مورد این مشکل بحث می‏کنید.

ب – یک نفر قابل اعتماد را برای تعمیر آن وسیله معرفی می‏نمایید.

ج – با در نظر گرفتن نحوه کار وسیله خراب سعی بر تعمیر آن می‏کنید.

۸ – در محلی ناآشنا قرار گرفته‏اید و کسی از شما مسیر شمال را می‏پرسد،

الف – می‏گویید نمی‏دانم.

ب – پس از کمی فکر کردن جهت شمال را حدس می‏زنید.

ج – بدون هیچ مشکلی جهت شمال را نشان می‏دهید.

۹ – محل تنگی برای پارک کردن پیدا کرده‏اید و باید با دنده عقب وارد آن شوید،

الف – ترجیح می‏دهید جای دیگری برای پارک اتومبیل خود را بیابید.

ب – با دقت سعی می‏کنید با دنده عقب وارد محل تنگ شوید.

ج – بدون هیچ مشکلی با دنده عقب در آن پارک می‏کنید.

۱۰ – در حال تماشای تلویزیون هستید که تلفن زنگ می‏زند،

الف- همانطور که تلویزیون روشن است، به تلفن جواب می‏دهید.

ب – تلویزیون را خاموش می‏کنید و بعد جواب تلفن را می‏دهید.

ج – تلویزیون را خاموش می‏کنید ، به دیگران می‏گویید ساکت باشند و بعد جواب تلفن را می‏دهید.

۱۱- به تازگی ترانه جدیدی از خواننده محبوبتان شنیده‏اید،

الف – می‏توانید برخی قسمت‏های آن را بدون مشکل بخوانید.

ب – اگر ترانه ساده باشد می‏توانید برخی قسمت‏های آن را بخوانید.

ج – به یاد آوردن ترانه برایتان مشکل است اما بعضی کلمات آن را به یاد می‏آورید.

۱۲ – در پیشگویی نتایج کارها یا مسایل فوق‏العاده هستید چون

الف – از الهام مدد می‏جویید.

ب – برپایه اطلاعات در دسترس و احساس باطنی تصمیم می‏گیرید.

ج – از حقایق ، آمار و اطلاعات استفاده می‏کنید.

۱۳ – کلیدتان را گم کرده‏اید،

الف – به کارهای دیگر مشغول می‏شوید تا یادتان بیاید کلید را کجا گذاشته‏اید.

ب – در حالی که به کارهای دیگر می‏پردازید ، سعی می کنید به یاد آورید که آن را کجا گذاشته‏اید.

ج – در ذهنتان مرحله به مرحله کارهایتان را مرور می‏کنید تا بالاخره یادتان بیاید.

۱۴ – در هتل هستید و صدای آژیر خطر از فاصله دور به گوشتان می‏رسد

الف – نمی‏توانید جهت صدا را تشخیص دهید.

ب – شاید با کمی تمرکز بتوانید جهت صدا را تشخیص دهید.

ج – بی‏درنگ می‏گویید که صدا از کدام طرف می‏آید.

۱۵- به یک گردهمایی می‏روید و به چند شخص جدید معرفی می‏شوید، روز بعد

الف – به راحتی می‏توانید چهره‏های آنها را به یاد آورید.

ب – صورت یک یا دو نفر آنان را به یاد می‏آورید.

ج – بیشتر اسم‏های آنها را به یاد می‏آورید.

۱۶ – برای تعطیلات دوست دارید به روستای حومه شهر بروید اما همسر یا نامزد و یا خانواده‏تان میل دارند به ساحل دریا بروند، برای همراه کردن آنها با نظر خود

الف – به ملایمت احساس خود را به او یا خانواده می‏گویید. اظهار می‏دارید که روستای ییلاقی مورد علاقه شماست و بچه‏ها و خانواده اغلب در آنجا اوقات خوبی را می‏گذرانند.

ب – به او یا خانواده می‏گویید که اگر به روستای ییلاقی بیایند، ممنون خواهید شد و دفعه آینده با او یا خانواده به کنار دریا خواهید رفت.

ج – از دلایل منطقی استفاده می‏کنید: روستای ییلاقی نزدیک‏تر و کم‏هزینه‏تر و برای ورزش و تفریح مناسب‏تر است.

۱۷- هنگام برنامه‏ریزی فعالیت‏های روزانه‏تان

الف – فهرستی می‏نویسید تا بفهمید چه کارهایی باید انجام دهید.

ب – درباره آنچه باید انجام دهید فکر می‏کنید.

ج – در ذهنتان افراد یا جاهایی را که باید ببینید و کارهایی را که باید انجام دهید، مجسم می‏کنید.

۱۸ – یکی از دوستان دچار مشکل شخصی شده و نزد شما می‏آید تا درباره آن با شما صحبت کند،

الف – اظهار همدردی می‏کنید و او را می‏فهمید.

ب – به او می‏گویید که مشکلات معمولا به آن سختی که به نظر می‏آیند نیستند.

ج – توصیه‏ها و نصایح منطقی خود را برای حل مشکل به او ارایه می‏کنید.

۱۹ – زن یکی از دوستانتان با شوهر دوست دیگرتان رابطه پنهانی دارد، چگونه به این رابطه پی می‏برید؟

الف – خیلی راحت موضوع را می‏فهمید.

ب – پس از مدتی به موضوع پی می‏برید.

ج – اصلا بویی نمی‏برید.

۲۰ – از دید شما زندگی به طور کلی چه مفهومی دارد؟

الف – داشتن دوستان و زندگی کردن در هماهنگی و سازگاری با اطرافیان

ب – داشتن رابطه دوستانه با دیگران در حین حفظ استقلال فردی.

ج – دستیابی به هدف‏های با ارزش، به دست آوردن احترام دیگران، پیشرفت و کسب اعتبار و آبرو.

۲۱ – اگر حق انتخاب داشته باشید، ترجیح می‏دهید

الف – در گروهی متشکل از افراد لایق کار کنید.

ب – در کنار دیگران ولی با حفظ جا و موقعیت خاص خود کار کنید.

ج – به تنهایی کار کنید.

۲۲ – چه کتاب‏هایی را برای مطالعه ترجیح می‏دهید؟

الف – رمان و افسانه.

ب – مجلات و روزنامه‏ها.

ج – کتاب‏های مستند ، واقعی و زندگی‏نامه‏ها.

۲۳ – هنگام خرید،

الف – اغلب بدون برنامه‏ریزی چیزهایی را می‏خرید که همیشه مورد توجه‏تان هستند.

ب – برنامه‏ای کلی برای خرید دارید ولی چیزهایی را می‏خرید که توجه‏تان را جلب می‏کنند.

ج – برچسب‏ها را می‏خوانید و قیمت‏ها را مقایسه می‏کنید.‏‏

۲۴ – ترجیح می‏دهید خوابیدن ، بیدار شدن و  غذا خوردن‏تان،

الف – مطابق میل‏تان باشد.

ب – طبق یک برنامه اساسی باشد اما گاهی آن را مطابق میل‏تان تغییر دهید.

ج – دقیق و سرِ ساعت معین باشد.

۲۵- کار جدیدی را شروع کرده‏اید و با افراد جدیدی در محل کار آشنا شده‏اید، یکی از آنها به منزل شما تلفن می‏کند،

الف – او را راحت از روی صدایش می‏شناسید.

ب – پس از کمی مکث او را به یاد می‏آورید.

ج – در تشخیص صدایش دچار اشکال می‏شوید.

۲۶ – هنگام بحث با دیگران چه چیزی شما را بیشتر ناراحت می‏کند؟

الف – سکوت و جواب ندادنشان.

ب – عدم توجه به نظر شما.

ج – سوالات و نظرات مبارزه‏جویانه و موشکافانه آنها.

۲۷ – در مدرسه چه احساسی راجع به امتحانات کتبی و شفاهی داشتید؟

الف – هر دو نسبتا آسان بودند.

ب – معمولا یکی از این دو نوع امتحان برایتان راحت‏تر از دیگری بود.

ج – در هیچ کدام از آنها موفق نبودید.

۲۸ – وقتی می‏خواستید برقصید،

الف – اگر رقصیدن را آموخته باشید می‏توانید موسیقی را احساس کنید.

ب – می‏توانید برخی رقص‏ها یا حرکات موزون را انجام دهید اما برخی رقص‏ها یا حرکات برایتان دشوار است.

ج – در حفظ زمان و ریتم دچار مشکل می‏شوید.

۲۹ – تا چه حد در تشخیص و تقلید صدای حیوانات توانا هستید؟

الف – نه چندان خوب.

ب – خوب.

ج – خیلی خوب.

۳۰ – در پایان روزی طولانی معمولا ترجیح می‏دهید

الف – با دوستان یا خانواده درباره روزی که گذشت صحبت کنید.

ب – به حرف‏های دیگران درباره روزی که داشتند گوش کنید.

ج – روزنامه بخوانید، تلویزیون تماشا کنید و حرف نزنید.

چگونه به این آزمون نمره بدهیم؟

برای مردان :

تعداد جواب های الف * ۱۰ =

تعداد جواب های ب * ۵ =

تعداد جواب های ج * ۵- =

مجموع امتیاز =

برای زنان :

تعداد جواب های الف * ۱۵ =

تعداد جواب های ب * ۵ =

تعداد جواب های ج * ۵- =

مجموع امتیاز =

برای هر سوال که جواب آن در مورد شما صدق نمی کند یا به آن جواب ندادید ۵ امتیاز در نظر بگیرید.

بررسی نتیجه آزمون

اغلب مردان بین ۰-۱۸۰ و زنان بین ۱۵۰-۳۰۰ امتیاز کسب می‏ کنند. مغزهایی که اساسا برای افکار مردانه برنامه‏ ریزی شده‏ اند معمولا کمتر از ۱۵۰ امتیاز به دست می‏ آورند. هر قدر این امتیاز به صفر نزدیک‏تر باشد برنامه ‏ریزی مغز مردانه‏ تر و تستوسترون بدن بیشتر است. این افراد بسیار منطقی، اهل تجزیه تحلیل و مهارت‏ های کلامی و نظم و انضباط هستند، در امر طرح‏ ریزی قیمت‏ ها و برنامه ‏ریزی نتایج برای اطلاعات آماری قابلیت بیشتری دارند و به زحمت تحت تأثیر احساسات قرار می‏ گیرند. امتیاز کم نشانگر قابلیت مردانه بیشتر است. این امتیاز دلالت بر میزان تستوسترون بیشتر بدن جنین در هفته‏ های اول تشکیل و رشد دارد. هرقدر امتیاز یک مرد بیشتر از ۱۸۰ باشد، احتمال همجنس‏ باز بودن او بیشتر است.

هرچه امتیازات یک زن کم‏تر باشد ، او تمایل بیشتری به همجنس‏ بازی دارد. مغزهایی با برنامه‏ ریزی زنانه امتیازاتی بالای ۱۸۰ کسب می‏ کنند. هرقدر امتیاز بالاتر باشد ، مغز زنانه‏ تر است وخلاقیت‏ ها و استعدادهای هنری بیشتری را بروز می‏ دهد. زنی با امتیاز بالا در موسیقی با استعدادتر است و بیشتر تصمیماتش بر الهام و شهود مبتنی می ‏باشد. او با کمترین میزان اطلاعات، بهترین تشخیص را ارایه می‏ دهد.

مردانی با امتیاز زیرصفر و زنانی با امتیاز بالای ۳۰۰ دارای مغزهایی کاملا متفاوت و متضاد هستند. تنها چیزی که آنها را به هم پیوند می‏ دهد، زندگی روی یک سیاره می‏ باشد.

کسانی که امتیاز بین ۱۵۰-۱۸۰ کسب می کنند سازگارترند. این افراد هیچ تعصبی در مورد عقاید زنانه یا مردانه از خود نشان نمی ‏دهند. این انعطاف در فکر و اندیشه امتیاز برجسته ‏ای در روند حل مسایل به شمار می‏ آید. افراد مذکور با هر دو جنس زن و مرد به راحتی دوست می‏ شوند و ارتباط برقرار می‏ کنند.

Relation right

برابری در حقوق همسری

چندین بار خانم هایی به من مراجعه کرده اند و شکایت داشته اند که همسرشان با یک خانم دیگر در ارتباط است.

من سوالی از ایشان داشته ام؛

آیا شما مسلمان هستید؟

همه بیان داشته اند که مسلمان هستند .

در پاسخ پرسیده ام مگر در قرآن به آقایان این حق داده نشده است که می توانند چند همسر اختیار کنند؟

در جواب به من گفته اند بله اما…

ادامه ندارد… می گویند اما … ولی سکوت می کنند.
می گویند این فرق دارد. می پرسم چه فرقی؟ نمی توانند احساس خود را بیان کنند.
بین اعتقاد و احساس خود مانده اند.
نه اسلام خود را به خوبی می شناسند نه احساس خود را.

شما نمی دانید که در اسلام مرد حق ازدواج های مجدد دارد؟ شما نمی دانید که در اسلام دیه زن نصف دیه مرد است؟ شما نمی دانید که در اسلام ارث رسیده به زن نصف ارث رسیده به مرد است؟

اینجا نمی توان همه مباحث را یک جا باز کرد پس یک مبحث را از نو بازنویسی می کنم.

در قرآن سوره نسا آیه ۲۴ خطاب به مردان آمده است؛ زنا نکنید اما اگر بهره مند شدید مهر دهید.

تحقیق در مورد تعریف و تفسیر زنا را به عهده خودتان می گذارم اما آنچه که روشن است و در تفاسیر وجود دارد مهریه هدیه ای است که در قبال بهره مند شدن مرد از زن از طرف مرد به زن پرداخت می شود.

حال سخن من اینجاست، خطاب من شما خانم هاست. تکلیف خود را روشن کنید یا خود را با آقایان برابر می دانید یا نمی دانید.
در قوانین حکومت ایران نیز امکانات بسیاری قرار داده شده تا شما خانم مسلمان بتوانید حقوق برابر خود را با آقایان داشته باشید.

هنگام ازدواج و همسر گزینی و شریک شدن دو گزینه دارید که از ذهنیت شما ناشی می شود؛

۱- یا خود را برابر با آقایان می دانید که در قبال لذت از همدیگر نیازی نیست از هم مبلغی دریافت کنید ( مهریه ) و می توانید حقوق برابر را در عقد خود قید کنید؛

– وکالت حق طلاق
– سرپرستی فرزند
– حق مسافرت
– حق انتخاب محل زندگی
– حتا در این گزینه می توانید بنویسید که حق هیچگونه ازدواج مجددی را به همسر خود نمی دهید. به دلیل اینکه در قوانین حکومت ایران آمده است که برای ازدواج مجدد آقایان اجازه همسر فعلی لازم است. این قانون در قوانین هیچ کشور اسلامی دیگر وجود ندارد به طوریکه مرد می تواند بدون اطلاع همسران فعلی خود تا ۴ همسر رسمی و چند همسر غیر رسمی اختیار کند.

اما وقتی که ادعای برابری دارید برابر هزینه می کنید و برابر مشورت می کنید و تصمیم می گیرید. دیگر وسط کار باز یادتان نیفتد که مهریه در عرف و شرع وجود داشته است. برای برابری تلاش می کنید و جسارت به خرج می دهید.

۲- اگر می خواهید مهریه بگیرید به این معنی است که در قبال اینکه ایشان از شما بهره مند می شود هدیه دریافت می کنید.

البته در تمام کشورهای اسلامی مهریه یک هدیه است و در همان شب عقد پرداخت می شود اما در ایران اجداد ما از این بند شرعی استفاده کردند تا ضمانت اجرایی برای دخترانشان داشته باشند. پس با در نظر گرفتن مبلغ بالایی برای مهریه ، در ایران مهریه تبدیل شد به ضمانت اجرایی که تا حدودی بتواند حق انسانی زن را تامین کند.
حال اگر شما خانم محترم این عقیده را دارید که آقا از شما یک طرفه بهره می برد و لازم است در ازای این بهره بردن به شما هدیه ای پرداخت کند (که این معنا را دارد که شما برابر نیستید) ،
یا اگر در حال حاضر شما خانم محترم همچنان از لحاظ مادی به همسر خود وابسته هستید و چاره ای جز جنس دوم بودن ندارید و چاره ای جز پذیرفتن مهریه ندارید بنابراین حقوق بسیاری را در همان شب عقد می پذیرید که به همسر خود بدهید ؛

– چند همسری
– حق طلاق
– حق سرپرستی فرزند
– حق انتخاب محل زندگی

و در نهایت، تمکین کامل در هر صورتی

حق انتخاب با خود شماست که در حال حاضر کدام گزینه را انتخاب کنید.

شما خانم های ایرانی تا زمانی که تکلیف خود را روشن نکرده اید همچنان از تبعیض ها خواهید نالید.
اما هم خدا هم خرما نمی شود. یکی را انتخاب کنید یا مهریه یا برابری.

البته اگر این گزینه ها را نمی پسندید گزینه سومی هم وجود دارد که در نوشته های قبلی خود نیز به آن اشاره کرده ام و آن تحریم ازدواج است تا زمانی که قوانین بهتری برای خانم ها از شرع استنباط شده و وضع گردند.

اگر برابری را انتخاب کردید فکر نکنید که مشکلی نخواهید داشت. هر گزینه ای را که انتخاب کنید مشکلات همواره وجود دارند و لازم است که همواره برای رفع مشکلات از عقل و شعور خود یا مشاوره با مشاور یا واسطه خانواده ها و راه حل های بسیار استفاده کنید.

هر فعالیتی جسارت خود را نیاز دارد.

ما در کشوری زندگی نمی کنیم که همه مشکلات را اجداد ما حل کرده باشند و ما به راحتی در رفاه زندگی کنیم. ما در حال حاضر اجداد انسان هایی هستیم که قرار است مبارزه کنیم و حقوقی انسانی را حاکم کنیم که آنها در رفاه زندگی کنند.

در کشورهای پیشرفته نیز همین اتفاق افتاده است. تنبلی بس است.

woman

ارتباط دو جنس

   
 
۱- دو جنس مخالف و حتا متضاد ، نیازهای متفاوتی دارند. لازم است که ارتباط آنها در چارچوب خاصی شکل گیرد تا هر دو از آسیب مصون بمانند. 
اینطور نیست که شما خانم ها بخواهید نیاز هم صحبتی خود با جنس مخالف را برآورده کنید و نیاز او را برآورده نکنید. لازم است که بپذیریم که این دو جنس نیاز متفاوتی دارند و نمی توانند از هم توقع داشته باشند که نیازهایشان را تغییر دهند و مثل نیاز طرف مقابل بکنند. پس دیگر جنس مخالف نخواهند بود.
خانم ها با آقایان تماس می گیرند و نیاز هم صحبتی خود را ارضا می کنند و به آقا می گویند همانطور که من دارم با شما صحبت می کنم شما هم صحبت کن چرا چیز دیگری از من می خواهی. 
لازم است که بپذیریم که نیازهایمان متفاوت است.
هنگامی که شما به یک آقا نزدیک می شوید احساسات او را بر می انگیزید. باز نگویید احساسات سکسی. نه . احساسات دوست داشتن او را بر می انگیزید که از طریق نیاز به بغل کردن و بوسیدن و … نمود بیرونی می یابد. نمود بیرونی احساسات این دو جنس نیز متفاوت است. از جنس مقابل انتظار نداشته باشید همچون شما بیاندیشد و رفتار کند.
خانم ها چاره ای ندارید یا باید خود را کنترل کنید و به خاطر برآورده کردن نیاز هم صحبتی خود زیاد به آقایان نزدیک نشوید یا اگر خود را کنترل نکردید و همچنان خواستید که نیاز خود ( که یکی از آنها هم صحبتی با جنس مرد است) را ارضا کنید از طرف مقابل هم انتظار نداشته باشید که ارضای نیاز خود را کنترل کند.
پس ارتباط را محدود نگهدارید و فکر نکنید که مقصر طرف مقابل است که نمی تواند خود را کنترل کند. این طبیعت دو جنس است که هر دو لازم است در کنترل آن کوشا باشند نه فقط یک طرف. ( اگر لازم است که کنترل شود)
 
۲- سه سال پیش در پاسخ به خانمی که می گفتند “پسرها این روزها دیگه مرد نیستند ، ابروهاشون رو نازک می کنند ، صداشون رو نازک می کنند و با ناز صحبت می کنند ” گفتم ” در روزهایی که خانم ها خشن شده اند ، آقایان چاره ای ندارند برای ایجاد موازنه در ارتباط ، نازک و ظریف و لطیف شوند”
این روزها پسر ها نمی دانند با کدام ساز دخترها برقصند. خودشان باشند می گویند خشن هستند ، به رفتار و روش دخترها عمل کنند می گویند مرد نیستند!؟؟!؟!
 
این روزها دخترها به دو دلیل خشن شده اند؛
الف – فکر می کنند که با این روش می توانند حقوق برابر با مردان را به دست آورند. 
اما نمی دانند که با روش مردانه نمی توانند حقوق زنانه خود را به دست آورند.
ب‌- به دلیلی که در بالا اشاره کردم فکر می کنند که با خشن بودن می توانند رابطه را محدود و کنترل شده نگه دارند
راه حل هیچکدام خشن بودن نیست
البته این موضوع یک گذار است که شاید دو نسل بعد ، فمینیست ایرانی متوجه بشود که با رفتار مردانه نمی تواند حقوق زنانه برابر با مردان را به دست بیاورد.
(در این زمینه مطالب قبلی من رو بخوانید )
 
زن بودن را بیاموزید. البته قبول دارم که هر دو جنس در ایران نیاموخته هستند . هر دو جنس لازم است که خود بودن را بیاموزند و طرف مقابل خود را نیز بشناسند تا شاید که یک ارتباط صحیح ایجاد گردد. این موضوع در آموزش و پرورش غرب لحاظ شده و چندین نسل است که زن و مرد در غرب همدیگر را شناخته اند.
 
 
خود را بشناس و آنگاه طرف مقابل تو نیز بر تو شناخته خواهد شد.
 
شاداب باشیم و آگاه در هوشیاری

Girl-Boy

برابری در آشنایی دختر و پسر

برای آشنایی و دوستی چه شیوه ای پیشنهاد می کنید تا بتوانیم برابری را لمس کنیم؟

اگر دختر هستیم و انتظار داریم که اول پسر ناز ما را بکشد و اگر با توهین با او برخورد کردیم نیز او به روی خود نیاورد و همچنان برای آشنایی و دوستی اصرار ورزد تا آشنایی و دوستی و ازدواج شکل بگیرد چگونه می توانیم انتظار برابری داشته باشیم.

موضوع ارتباط ، که ارتباط زن و مرد یکی از انواع آن است ، موضوعی پیچیده و دیالکتیکی است. به این معنا که متقابل است و تمام موارد آن به هم مرتبط است. وقتی از باکرگی می نویسیم لازم است موارد دیگر را نیز در نظر بگیریم وقتی از برابری می نویسیم لازم است موارد دیگر را نیز در نظر بگیریم. پیشتر در مورد برابری حقوق به مهریه اشاره داشته ام حال در مورد موضوع باکرگی به ارائه پیشنهاد برای آشنایی اشاره می کنم.

پسر لازم است که پروپوزال های متنوعی ارائه کند تا اگر برای دختر خوش آمد بپسندد و در نهایت جواب مودبانه بله بگوید – با ناز و عشوه. چه چیزی را دختر می خواهد عرضه کند که ناز و عشوه می فروشد و خریدار می طلبد؟!؟!

چنانچه خود با تفکر و نگرش برابر به این قضیه نگاه نکنیم چگونه برابری بخواهیم. آیا چنین نیست که هرگاه به طور برابر با هم آشنا شدیم و برابر رفتار کردیم آنگاه از همدیگر برابر نیز انتظار داشته باشیم؟

هر گاه این بازار عرضه و تقاضا را خود با رفتارمان برچیدیم آنگاه همه چیز حل خواهد شد و نیازی نیست از سنت ها و قوانین و شرع و غیره گله کنیم.

دو انسان برای آشنایی در ابتدا لازم است برخورد چشمی داشته باشند ، سپس به هم لبخند بزنند ( نوشتم به هم ، ننوشتم پسر لبخند بزند و دختر رویش را آن طرف برگرداند به این معنی که اگر خواستی خودت باید اقدام کنی من اقدامی نخواهم کرد حتا لبخند!!!!) . بعد به سمت هم آمده و موضوعی را مطرح می کنند جهت آشنایی….

برای من جالب است که دخترها می گویند ما حق انتخاب نداریم بلکه باید منتظر باشیم تا انتخاب شویم در حالی که سوال من این است چرا رفتار خود را تغییر نمی دهید و هنگام مبادله لبخند خودداری می کنید و انتخاب نمی کنید و همچنان منتظر اقدام طرف مقابل هستید؟!؟؟! و اگر اقدامی نکرد در دل حسرت می خورید و به زبان به دوست خود می گویید ارزش من را نداشت به درد من نمی خورد.

خطاب به دختر خانم ها ؛ خودت نگرش خودت را در مورد باکرگی و چیزی که برای عرضه داری تغییر بده و انتخاب کن که انتخاب کننده باشی نه انتخاب شونده. نگرش ناز کردن را کنار بگذار. اگر فکر می کنی که برابر هستید هر دو برای دوستی چیزهایی دارید و نیازی نیست که کسی ناز دیگری را بکشد.

قصه بسیار است. تا زمانی که نگرش خود را به سمت نگرش برابر تغییر نداده ایم نمی توانیم برابری را طلب کنیم.

شاداب باشیم و آگاه در هوشیاری

Man-Woman girl-Boy

گونه های یکسان ، دنیاهای متفاوت

زنان و مردان با هم متفاوت اند .

هیچ یک بر دیگری برتر نیست.

تنها نقطه مشترک آنها تعلق به یک گونه است.

زنان همیشه مردان را به خاطر بی احساس بودن ، گوش نکردن ، گرم و صمیمی نبودن و خونسرد بودن مورد انتقاد قرار داده اند . آنها معتقدند که مردان با درک نکردن شور و عشق زنانه ، بیشتر طالب رابطه جنسی هستند تا عشق.

مردان نیز زنان را به خاطر بسیاری چیزها به باد انتقاد می گیرند ؛ بد رانندگی کردن ، ناتوانی در خواندن صحیح کتاب راهنمی خیابان ها ، سر و ته گرفتن نقشه ، نداشتن شم جهت یابی، حاشیه رفتن به جای پرداختن به اصل موضوع، نشان ندادن شور جنسی به اندازه کافی، …

مردان از اینکه یک زن می تواند با ورود به سالنی پر جمعیت ، بی درنگ درباره حاضران نظر بدهد تعجب می کنند. زنان نیز نمی توانند باور کنند که مردان آن قدر بی توجه هستند. مردان از اینکه زنی چراغ چشمک زن تمام شدن روغن ماشین را نمی بیند ولی می تواند یک جوراب کثیف را از فاصله ۵۰ متری در گوشه تاریکی تشخیص دهد گیج می شوند. زنان نیز از دست مردها که به راحتی و فقط  با کمک آینه بغل ، یک اتومبیل بزرگ را در جایی تنگ پارک می کنند اما نمی توانند مدخل آلت جنسی را بیابند کلافه می شوند.

مردان و زنان متفاوت از یکدیگر تکامل یافته اند . آنها مجبور بودند که متفاوت تکامل یابند. مردان شکار می کردند و زنان میوه و محصول جمع آوری می نمودند. مردان محافظت می کردند و زنان غذا می پختند و عهده دار پرورش فرزندان بودند.در نتیجه بدن و مغز آنها تکامل متفاوتی یافته است.

در گذر قرن های متمادی ، ساختار مغزی مرد و زن تحت تغییرات مستمری قرار گرفت. اکنون ما می دانیم که کارکرد مغزی این دو جنس متفاوت است. آنها درک متفاوتی از اولویت ها و رفتارها دارند.

هورمون ها ، ساختار مغز و برنامه ریزی مغز این دو جنس مسئول اصلی رفتارها ، حالات و سلیقه های این دو است. این بدان معناست که اگر دختربچه ها و پسر بچه ها در جزیره ای دور افتاده بدون هیچ گونه سیستم اجتماعی و نظارت والدین بزرگ شوند، باز دختر بچه ها دوست دارند مورد ناز و نوازش قرار گیرند ، عروسک بازی کنند و در کنار دوستان خود باشند . در حالی که پسربچه ها ترجیح می دهند با یکدیگر زورآزمایی کنند، مسابقه دهند و گروه هایی با سلسله مراتب مشخص تشکیل دهند.

همانطور که خواهید دید، چگونگی برنامه ریزی مغز و هورمون های مترشحه بدن دو عامل تعیین کننده تفکر و رفتار ما قبل از تولدمان می باشند. غرایز ما به طور ساده همان ژن هایی هستند که طرز رفتارمان را در شرایط خاص معین می کنند.

دادن عروسک های باربی به دختربچه ها و دادن سربازها و آدمکهای کوکی به پسربچه ها ، سازنده رفتار آنها نیست بلکه رفتارهای ذاتی آنان را تشدید می کند.

زن همانند رادار

یک زن به راحتی می تواند بفهمد که چه وقت زن دیگری افسرده یا رنجیده است در حالی که یک مرد تنها هنگامی که اشک کسی جاری می شود به اندوه یا رنجیدگی او پی می برد.

چشمان قوی در زنان

یک مرد در توضیحاتش از رنگ های اصلی مانند قرمز ، آبی و سبز استفاده می کند اما یک زن از رنگ های استخوانی، لاجوردی، ارغوانی و زیتونی سخن به میان می آورد.

سفیدی چشم زنان بیشتر از سفیدی چشم مردان است . سفیدی بیشتر امکان دریافت یا ارسال سیگنال های چشمی زیادتری را در جهت حرکت چشم فراهم می کند.

چشم زن وسعت بیشتری را می تواند ببیند ( آیا او پشت سر هم چشم دارد؟) مرد می تواند به وضوح و دقت روبه روی خود را ببیند . در این حال چشمان او مانند یک دوربین دو چشمه عمل می کند.

مرد به عنوان شکارچی نیازمند نوعی بینایی بود که امکان تمرکز روی هدف و دنبال کردن آن از مسافت دور را بدهد. او به طعمه اش خیره می شد تا آن را در تیررس نگاهش نگه دارد.

زن احتیاج به چشمانی داشت که با دادن امکان دید وسیع تر به او از نزدیک شدن هر خطر احتمالی به آشیانه جلوگیری کند.

با توجه به این حقایق می توان دریافت که چرا مردان امروزی می توانند به راحتی راهشان را در جاده پیدا کنند اما هرگز نمی توانند شی مورد نظر خود را در یخچال ، کمد یا کشوها بیابند.

شما می توانید مانند خلبانان جنگی دامنه دید خود را با تمرین افزایش دهید.

این تفاوت دید تبعات زیادی در زندگی ما دارد. به طور مثال آمار بیمه اتومبیل نشان می دهد که زنان در تقاطع ها تصادفات کمتری از قسمت پهلو دارند. حوزه دید گسترده زنان به آنها امکان می دهد تا جوانب اتومبیل خود را بهتر تحت نظر داشته باشند. بیشتر تصادف آنها از ناحیه جلو یا عقب و بخصوص هنگام پارک دنده عقب می باشد که این مسئله به ضعف در ادراک سه بعدی آنها برمی گردد.

به دلیل داشتن دامنه وسیع دید به ندرت می توان زنی را هنگام چشم چرانی غافلگیر کرد. تقریبا تمام مردان گاهی متهم به چشم چرانی جنس مخالف می شوند. اما زنان کمتر در مظان این اتهام قرار دارند. به نظر محققان روابط جنسی ، زنان به همان اندازه و یا حتی بیشتر از مردان به هیکل و بدن جنس مخالف خود نگاه می کنند اما به علت برخورداری از دامنه دید وسیع کمتر غافلگیر می شوند.

ادامه دارد

 برگرفته و خلاصه شده از کتاب “چرا مردان گوش نمی دهند و زنان نمی توانند نقشه بخوانند” 

girl boy friendship

در ادامه آشنایی دختر و پسر

 

بسیاری از دختر و پسرهای ایرانی برای آشنایی با هم همچنان به روش قدیمی عمل می کنند. هرچند که امروزه اینترنت و وسایل ارتباطاتی زیاد شده است اما در اینترنت نیز به روش قدیمی عمل می شود . در اینترنت نیز همان سوالات کلیشه ای پرسیده می شود که شغل شما چیست؟ که سن شما چند است ؟ که هدف شما از این آشنایی چیست؟

هنگامی که دختر خانمی در فضای مجازی از آقا پسری می پرسد هدف شما از این آشنایی چیست ، اگر آقاپسر پاسخ دهد که هدفش ازدواج است و دختر خانم خوشحال شود و به آشنایی اینترنتی با ایشان ادامه دهد و بعد با هم قرار دیدار بگذارند و آقاپسر بعد از دیدار ، دخترخانم را نپسندد، دختر خانم بر اندیشه گذشته خود پافشارتر خواهد شد که آقایون انسان نیستند و اون پسره هم مثل پسرهای دیگه به دنبال سکس بود که وقتی نتوانست به من دست پیدا کنه من رو ترک کرد!!!!

دست از این روش های قدیمی برداریم و به فکر شناخت همدیگر از راه های بهتری باشیم.

از من بپرسید که چه راه هایی و من خواهم گفت که هیچگاه بدون ۳ جلسه دیدار حضوری هیچ روش دیگری را برای شناخت هم دنبال نکنید و در آن ۳ جلسه حضوری نیز از سوال های کلیشه ای خودداری کنید.

از من بپرسید که چرا آشنایی اینترنتی همچون آشنایی به روش گذشته اشتباه هست و من خواهم گفت که شروع آشنایی در همه جا خوب است چه اینترنت و چه خیابان اما نباید این شروع بیشتر از ۵ دقیقه طول بکشد. شماره تلفن رد و بدل شود و تماس ۵ دقیقه ای برقرار گردد تا قرار دیدار حضوری گذاشته شود و در همان مکالمه اولیه قرار برای حداقل سه دیدار برای آشنایی توافق شود. غیر از این اشتباه خواهد بود. چرا؟

توضیح این است که اگر آقاپسری با دختر خانمی از طریق اینترنت یا تلفن مصاحبت کنند و این مصاحبت بدون اینکه آشنایی ایجاد کند تا مدتی ادامه یابد بین این دو یک وابستگی ایجاد خواهد شد. این وابستگی بخصوص در دخترخانم ها بیشتر است. بدون اینکه طرف مقابل را بشناسند نیاز به مصاحبت پیدا می کنند و منتظر هستند که با طرف مقابل به گفتگو با تلفن یا اینترنت بنشینند.  در ضمن احساس امنیت نیز دارند و فکر می کنند که این موضوع برایشان مشکلی پیش نخواهد آورد. اما غافلند که وابستگی یک موضوع  بسیار مهمی است.  بعد از مدتی که مصاحبت تلفی و وابستگی ادامه پیدا کرد این دو می خواهند همدیگر را ملاقات کنند. این ملاقات به صورت کورکورانه خواهد . به این دلیل که وابستگی مانع عملکرد صحیح اندیشه می شود و نکات مثبت و منفی طرف مقابل را در دید فرد تغییر می دهد و به آن به اصطلاح سوگرانه می گویند. یعنی شخص با سوگیری مثبتی که از وابستگی ناشی می شود در مورد نکات مثبت و منفی طرف مقابل خود قضاوت خواهد کرد. به این صورت که نکات منفی طرف مقابل خود را نادیده گرفته و نکات مثبت را بزرگنمایی خواهد کرد. این سبب خواهد شد که شناخت مناسبی از طرف مقابل به دست نیاید و در نتیجه بعد از مدتی که تازگی رابطه از بین رفت و به اصطلاح “شگفت زدگی” در ارتباط کم رنگ شد نکات منفی بیشتر جلوه گر می شوند و در نهایت با دلخوری از هم جدا خواهند شد و طرف مقابل را مقصر قلمداد خواهند کرد که به او دروغ گفته است.

بنابراین راهکار این است که بیشتر از ۵ دقیقه مکالمه در اینترنت و تلفنی نداشته باشیم و بلافاصله برای ۳ جلسه ۲ ساعته حضوری توافق کنیم تا از وابستگی که سوگیری در شناخت را سبب می شود جلوگیری کرده باشیم.

و در ادامه یادآوری کنم که از سوال های کلیشه ای خودداری کنیم چراکه به مرور در این سه جلسه پاسخ آن سوال ها را بدون اینکه پرسیده باشیم به دست خواهیم آورد و برای ادامه رابطه تصمیم خواهیم گرفت.

به طور مثال نیازی نیست که به طور مستقیم در همان جلسه اول بپرسیم که شغلتان چیست؟ بهتر است در مورد آب و هوا و دکوراسیون کافی شاپ و مسائل مختلف دیگر صحبت کنیم و در این میان خود به خود صحبت ها به شغل و سن و هدف و مسائلی از این دست کشیده خواهد شد. به طور نمونه یکی از طرفین حین صحبت خواهد گفت که “هر روز صبح که سر کار می رم ….آخه می دونی من بیمارستان کار می کنم و اونجا …  “. بعد از اینکه صحبتشان تمام شد شما غیر مستقیم می پرسید پس شما بیمارستان کار می کنید و ایشان تا جایی که مایل باشه و اعتماد کنه شغلش رو براتون توضیح می ده. نباید طرف مقابل رو با سوالاتمون در تنگنا قرار بدیم که برامون تشریح کنه که کارش چیه. این یک بی ادبی هست چرا که ایشان تا جایی که مایل هست می خواد براتون توضیح بده و ممکنه در جلسه سوم بخواد که همه چیز رو به شما توضیح بده و یا نخواد و اگر شما اصرار کنید اون رو در تنگنا قرا دادید و معذب خواهد بود و در عذاب،  پاسخ شما رو خواهد داد اما رنجش خواهد داشت.

اگر سوالی هست بپرسید

شاداب و سلامت باشید

Boy Girl friend

دوستی و آشنایی

 

    
می خواهم در خصوص یکی از اندیشه هایی که در جامعه ما برقرار هستند و در عملکرد ما تاثیر مهمی دارند بنویسم. اینگونه اندیشه ها بسیار پایه ای هستند و در ذهن مردم ما ریشه دوانده و بدون بررسی عواقب آن به آنها عمل می شوند و هنگامی که در مورد آنها بررسی و نقد صورت می گیرد بلافاصله بدون اندیشه در مورد تبعات آن ، نویسنده انگ می خورد.
 
می خواهم در مورد خواستگاری در ایران بنویسم. خواستگاری چه برای دوستی چه برای ازدواج.
 
در ایران پیشنهاد (Offer) برای دوستی به معنای درخواست (Ask) ترجمه می شود. د ر ذهن دختر و پسر ایرانی چنین حک شده که پسر از دختر درخواست دوستی می کند و دختر آن را بررسی کرده و پاسخ می دهد. لغت خواستگاری نیز همین معنا را در خود نهفته دارد. 
در جهان متمدن و برابر ، اگر دختر و پسری با نگاه به هم احساس کشش نسبت به هم داشتند معمولن پسر است که پا پیش می گذارد و پیشنهاد دوستی را ارائه می کند و دختر از پسر بابت اینکه پا پیش گذاشته تشکر می کند. 
اگر این مورد در ایران اتفاق بیافتد وقتی پسر پا پیش می گذارد دختر از او می پرسد هدف شما از این پیشنهاد چیست؟!
بیاییم ابتدا بررسی کنیم که تفاوت این دو عملکرد چیست؟ 
نکته اول این است که هنگامی که خود را موجودی برابر با دیگری بدانیم ، پیشنهاد شخص دیگری را درخواست تلقی نخواهیم کرد. به این صورت که اگر خود را بالاتر از او بدانیم از او خواهیم پرسید که چرا به ما این پیشنهاد را داده است. اگر خود را کمتر از او بدانیم همچنان با وجود اینکه در درون خود خوشحال هستیم اما در مورد هدف ایشان از این پیشنهاد سوال خواهیم کرد. اما اگر خود را برابر با او بدانیم از حسن نظر ایشان نسبت به خودمان تشکر خواهیم کرد.
 
نکته دوم این است که هنگامی که به ما پیشنهادی می شود البته آن باید مورد بررسی قرار گیرد. آیا دختر اروپایی همان وحله اول پیشنهاد را می پذیرد؟ این یک پیشنهاد برای آشنایی است و در واقع هر دو طرف شناختی نسبت به هم ندارند. پس پاسخ مهرآمیز و تشکر آمیز دختر اروپایی به پیشنهاد پسر اروپایی به معنای قبول پیشنهاد دوستی نیست بلکه به معنای پذیرفتن پیشنهاد آشنایی است. پس این نکته نیز مهم است که ما دو مقوله آشنایی و دوستی را در ذهن خود جدا کنیم همانطور که شایسته است معنای دو مقوله پیشنهاد و درخواست را در ذهن خود روشن سازی کنیم.
چه در ایران و چه در اروپا ، پیشنهاد پسر به دختر ، یک پیشنهاد برای آشنایی است. آن، نه یک درخواست است و نه یک پیشنهاد یا درخواست برای دوستی. به این دلیل که پسر نیز به مانند دختر نسبت به طرف مقابل خود شناختی ندارد فقط به دلیل کششی که ایجاد شده است پیشنهاد آشنایی را ارائه داده است.
در ایران پیشنهاد پسر به دختر در ذهن دختر ایرانی ( و تا حدودی بالجبار در ذهن پسر ایرانی) به معنای درخواست برای دوستی ترجمه می شود. یعنی هم یک درخواست است (نه پیشنهاد) و هم درخواستی است برای دوستی (نه برای آشنایی). در نتیجه پاسخی که به دنبال می آید سوال در مورد این است که چرا شما من را برای دوستی انتخاب کرده اید و برای آن درخواست می دهید.
اما در اروپا آن یک پیشنهاد تلقی می شود و دختر در پاسخ به پسر پیشنهاد دهنده می گوید : ممنون از حسن نظری که نسبت به من دارید البته می تونیم که با هم آشنا بشیم.
آیا این پاسخ برای آشنایی ، تعهدی به دنبال می آورد؟ نه. این پیشنهاد و پاسخ به پیشنهاد ، هیچ تعهدی برای طرفین به دنبال ندارد. چرا که هر دو در مورد دیگری ناآشنا هستند و می خواهند که طی جلساتی با هم آشنا شوند و اگر به هم علاقمند شدند پس از آن دوستی را آغاز کنند.
اما در ایران نگرانی از ایجاد تعهد بعد از گفتن پاسخ بله به پیشنهاد که البته درخواست ترجمه شده است ، سبب می شود که قبل از هرگونه پاسخی ، سوال و جواب از پسر پیشنهاد دهنده شروع شود. 
در ایران هر دو طرف به گونه ای گنگ هستند به این دلیل که در این مورد فرهنگی وجود ندارد و همه نیاموخته با آزمایش و خطا و رنجاندن همدیگر سعی در ایجاد رابطه هستیم.
این یک نمونه از نیاموختگی فرهنگی ماست که تعریف مشخصی از لغات و فرهنگ مشخصی برای اقدام نداریم و یا فرهنگ نادرستی جا افتاده و ما بدون بررسی به آن عمل می کنیم و نتایج آن مشهود است. هر روز آمار ازدواج پایین و آمار طلاق بالا می رود. البته این یکی از دلایل این آمار است در مورد بررسی ازدواج و طلاق مقاله دیگری خواهم نوشت.
حال می خواهم چند سناریوی پیشنهاد و پاسخ را بررسی کنم
 اگر دختر و پسری با نگاه به هم کشش داشته باشند و پسر پا پیش گذاشته و پیشنهاد آشنایی دهد. 
 
۱٫ اگر دختر مودب و متینی باشد دو گزینه داریم
I. یا پاسخی نمی دهد تا همچنان پسر به درخواست های خلاقانه خود ادامه دهد تا هم پسر را تا حدودی بشناسد و هم بله را زود نگفته باشد که به دختر هرزه بودن متهم نشود.
II. یا مودبانه و با لبخند پیشنهاد را برای آشنایی می پذیرد
۲٫ اگر دختر مودب و متینی نباشد دو گزینه داریم
I. یا پاسخی نمی دهد و با وجود اینکه در درون خود خوشحال است اما با اخم و ترشرویی به سمت مخالف نگاه می کند یا می ایستد که او برود یا رفتارهای عجیبی نشان می دهد که پسر به درخواست های خود و به التماس ادامه دهد تا شاید او التفات فرموده و نگاهی خوش بیاندازد.
II. یا بی ادبانه به پیشنهاد کننده پاسخ تند داده و او را می راند در حالی که می داند که بر طبق فرهنگی که داریم او همچنان به درخواست های خود ادامه خواهد داد و او را نرم خواهد کرد بنابراین همچنان با تندی ناز می کند.
 اگر پسری به دختری پیشنهاد دهد که آن دختر تمایلی به ارتباط با آن پسر نداشته باشد. 
 
۳٫ اگر دختر مودب و متینی باشد دو گزینه داریم
III. با احترام و ادب از پیشنهاد و حسن نظر او تشکر می کند و به طور مثال می گوید که نامزد دارد یا این که می گوید که ما به هم نمی آییم که در غرب به صراحت اما مودبانه می گویندWe Are not same type : یا You are not my type. یعنی شما اونی نیستید که من به دنبالش هستم.
IV. یا پاسخی نمی دهد و ترشرویی هم نمی کند و از او تقاضا می کند که لطفن تنهایش بگذارد.
۴٫ اگر دختر مودب و متینی نباشد دو گزینه داریم
III. یا پاسخی نمی دهد و با ترشرویی مسیر خود را تغییر می دهد.
IV. یا بسیار بی ادبانه و حتا با توهین به پسر می گوید که مزاحم نشود و یا حتا فحش می دهد و یا حتا تهدید می کند.
 
سناریوهای بسیار دیگری نیز وجود دارند که نمی توان همه آنها را در اینجا ذکر کرد . در همه سناریوهای بالا فرض اولیه این است که پسری با ادب یک پیشنهاد آشنایی را ارائه می کند. البته پیشنهادهای بی ادبانه یا گستاخانه مورد نظر نیست چون بدیهی است که رد شده هستند. اگر گزینه های دیگری نیز مایل هستید که بیان کنید دریغ نکنید.
 
پس منظور من از شکافت این مسئله این است که برداشت ما و نگرش ما به موضوع واکنش ما را تعیین می کند. و البته واکنش ما نیز بستگی کامل به تربیت ما دارد. 
پس ۱- اندیشه ما در مورد کلمات و فرهنگ ما ، نوع واکنش ما را تعیین می کنند که از تربیت و فرهنگ ما ناشی می شوند که شاید با مطالعه بیشتر اندیشه های مختلف بتوانیم اندیشه ای ساختمند در ذهن خود پدید آوریم .
۲- نوع واکنش هایی که بلد هستیم نیزتعیین کننده رفتار ما هستند که از آموزش های پیشین ما ناشی می شوند که چه رفتارهایی را در قبال چه مسائلی آموخته ایم و بلد هستیم و شاید با آموختن روش های بیشتر رفتارهای بهتری از خود بروز دهیم.
با دو گزینه بالا می توانیم که فرهنگ شخص خود در همه زمینه ها و در نهایت جامعه خود را ارتقا دهیم .
 
برگردم به موضوعی که سعی در شکافت آن دارم. درخواست و پیشنهاد. 
چند سال پیش که این موضوع را مطرح کردم که در ایران دختر ناز می کند و پسر باید ناز بکشد، دوستی در پاسخ نوشت که این طبیعت دو جنس است. اما در پاسخ به ایشان و همه دوستانی که حضوری نیز همین پاسخ را به من داده اند بیان می کنم که به دلیل تبعات بسیار منفی که در نوشته های بسیارم به آن اشاره کرده ام ، غرب این روش را کنار گذاشته و روش متمدانه تری را برگزیده است.
انسان به طبیعت خود غلبه کرده است . اولین غلبه ای که انسان بر طبیعت می آموزد ، خودداری از دفع و ادرا ر غیرارادی یا در ملاء عام است. سپس آموخته می شود که در مکان عمومی عمل جنسی نداشته باشد. انسان، بسیاری از طبیعت خود را تغییر می دهد تا به تمدن دست یابد. در بین حیوانات مشاهده می کنیم که نر به دنبال ماده می رود و بعد از کشمکش به طبیعت خود می پردازد. آیا بین انسان ها، این پیشنهاد به معنای درخواست جنسی است؟ اگر این پیشنهاد به معنای درخواست جنسی است بله آن نیز آداب خاص خود را دارد و یکی ناز می کند و دیگری از پر و بال او تعریف می کند یا یکی قیمت می دهد و دیگری چانه می زند. اما هنگامی که موضوع در مورد دوستی و آشنایی و ازدواج است، مسئله متفاوت است.
مقوله دوستی و عشق که چانه زنی ندارد. بله خسرو به دنبال سکس به شیرین بسیار چانه زد و شیرین به توصیه دایه خود نپذیرفت و در نهایت عشق بود که ازدواج را در پی داشت.
پس برابری زن و مرد در جامعه غربی سبب می شود که در مورد عشق چانه زنی نباشد و اگر چانه زنی وجود داشته باشد به معنای درخواست سکس خواهد بود. اگر دو نفر به هم کشش دارند و متمدنانه به این فکر می کنند که لازم هست برای دوستی با هم آشنا بشوند و بعد دوستی ایجاد کنند دیگر چانه زنی و ناز معنا ندارد بلکه دو طرف برای آشنایی با هم قرار می گذارد. حتا ممکن است پیشنهاد دهنده بعد از آشنا شدن بیشتر از ادامه رابطه منصرف شود. 
پس در ایران هنگامی که دختر در همان ابتدای پیشنهاد از پسر می پرسد که چرا او را انتخاب کرده است و آیا او به همه دخترها این پیشنهاد را می دهد، پسر یا باید دروغ بگوید که دختر ایرانی از همین خوشش می آید و یا باید سکوت کند چرا که دلیلی برای بیان احساس و کشش خود نمی داند که رابطه ایجاد نخواهد شد.
نتیجه گیری اینکه اکثر ارتباط هایی که در ایران شکل می گیرد شروع آن بر پایه دروغ است که دختر مسبب آن است. اگر دختر بیاموزد که این یک پیشنهاد برای آشنایی است و پاسخ او این باشد که فقط برای آشنایی ما می توانیم یک یا دو جلسه با هم سخن بگوییم و بعد از آن در مورد رابطه تصمیم بگیریم یا اگر پسر چنین توضیحی داد او بپذیرد، بسیاری از مسائل ابتدایی و بعدی و در نهایت فرهنگی حل خواهد شد.
تعریف فرمول های فرهنگی برای تعیین یک سری قرارداد ها جهت دوری از آسیب های اجتماعی در جامعه ضروری هستند و متاسفانه این موضوع در جامعه ما اتفاق نیافتاده و ناگزیر هر خانواده ای یا هر پدری برای خانواده خود قوانینی وضع کرده اند که تنها قواعد موجود تربیتی محسوب می شوند که بسیار ناقص هستند و با هم همخوانی هم ندارند و در ضمن نگهدارنده ذهنیت پدرسالاری در جامعه نیز هستند . به این معنی که در کلان ، ذهن ایرانی نمی تواند به دموکراسی بیاندیشد به این دلیل که هنوز روش ها و قواعدی را برای دوری از آسیب در جامعه تعریف نکرده است و ناگزیر است پیرو آنچه که وجود دارد و عرف نامیده می شود باشد.
 
شاداب باشیم و آگاه در هوشیاری