celectine-message

پیشگویی آسمانی

 

پیشگویی آسمانی در برگیرنده اسراری است که هم اکنون در حال دگرگون ساختن جهان است. با توسل به تعالیم خردمندانه یک دست نوشته پرویی این کتاب به شما می آموزد که از هم اکنون بین وقایع زندگی خود ارتباط برقرار کنید… و به شما این امکان را می دهد تا وقایعی را که در آینده برای شما رخ خواهد داد ببینید!

کتابی که نخستین بار در کتابفروشی های کوچک آمریکا عرضه شد و سپس دست به دست گشت. داستان این کتاب، یک ماجرا و کشف تکان دهنده است. اما در عین حال، راهنمایی قدرتمند است که به ادراک روشن شما از علت موقعیت کنونی تان در زندگی می انجامد. و با انرژی و امیدی نو شما را در مسیر حرکتتان به سوی فردا هدایت می کند. کتابی که فقط یکبار در زندگی به آن بر می خورید اما زندگیتان را برای همیشه دگرگون می سازد.

به تازگی کتیبه ای چند هزار ساله که مسیر آینده بشریت را ترسیم می کند در کشور پرو پیدا شده است.این کتیبه ۱۰ بصیرت یا نوع نگرش را وصف کرده است که اگر بشر یه این بصیرت ها دست پیدا کندبه مانند عرفا با جهان هستی یکی شده و به کمال و سعادت حقیقی دست پیدا می کند.

اما این بصیرت ها چیست و روش دست یافتن به آنها چگونه است؟

در فیزیک کوانتم مشخص شده است که کوانتما دارای دو ذات هستند موج و ذره.
مشخص شده است که کوانتم هنگام آزمایش توسط دانشمندان خاصیت ذره دارد و در بقیه مواقع موج(انرژی) هستند.
نکته جالب توجه این است که کوانتم طبق نظر و رای آزمایش گر آزمایش می شود.
البته این یه نطریه است.
کتاب پیشگویی آسمانی هم درصدد برآمده جهان و هستی را انرژی (موج)در نظر بگیرد و سعادت بشر را پیوستن به این منبع بی کران انرژی در نظر بگیرد.تمام نزاع بشریت با یکدیگر را کسب یا دزدیدن انرژی از همدیگر عنوان کرده است.
این انرژی است که هدف بشریت است و به هر صورت باید کسب شود تا انسان توسط این انرژی کنترل رویداد ها و انفاقات پیش روی خود را به دست گیرد.کتاب غیر از اتفاقات تابع علت و معلول و رخداد های تصادفی یکسری رویدادها را تعریف می کند که قابل کنترل توسط انسان است.برای کنترل این رویداد ها انرژی لازم است.انرژی است که احساس لذت و سعادت را برای انسان به ارمغان می آورد.
سیر تکامل کسب و استفاده از انرژی می تواند انسان را به نقطه ای برساند که با منبع لایتناهی انرژی یکی شود.
اکثر عرفا در مذاهب گوناگون از این یکی شدن با هستی سخن به میان آورده اند.

این کتاب راجع به یک کتاب خطی صحبت می کند که از حدود ۳۰۰۰ سال پیش وجود داشته و تازه پیدا شده و مطالب خاص و نوعی را عنوان می کند و کلیسا در مقابلش شدیدا مقاومت می کند چون کشیش ها فکر می کنند که ایمان مردم را ضعیف میکند یا به عبارتی کار شان را کساد می سازد.

این کتاب از کشف و شهودهائی حرف میزند که ممکنه واقعأ زندگی مردم را متحول کند:

۱- به مرور تو کشف می‌کنی که زندگی تقریبأ گذراندن امتحانی معنوی است. کشف و شهود اول حکایت از همین امتحان معنوی داره وقتی همزمانی رویدادها رو جدی می‌گیریم. این همزمانی رویدادها باعث می شه که فکرک نیم چیزی در فراسو وجود داره. امری معنوی در ورای هر کاری که می‌کنیم دست اندر کار است. (مرحله قرون وسطی)

۲-کشف و شهود دوم آگاهی ما را به عنوان امری واقعی تلقی می کنه. می‌توانیم به چشم خود ببینیم که گرفتار و دل مشغول بقای مادی بوده‌ایم، و دراین راه تمام حواسمان را برای حفظ امنیت و آسایش خود در جهان متمرکز کرده‌ایم. می‌دانیم که آزادی ما حالا نشانگر نوعی آگاهی به چیزی است که واقعاً رخ می‌دهد. (دوره رنسانس)

۳- کشف و شهود سوم چشم انداز و نگاه نوعی به جهان دارد. جهان مادی را به صورت یک انرژی ناب می‌بیند، انرژی که تا حدی با نحوه تفکر ما هماهنگی دارد.

۴- کشف و شهود چهارم پرده از این راز برمی دارد که آدمی با مهار کردن انسان‌ها و در اختیار گرفتن ذهن و فکر آن‌ها دلش می‌خواهد انرژی آن‌ها را بدزدد، جنایتی که زمانی دستمان را به آن آلوده می‌کنیم که اغلب احساس می‌کنیم انرژی‌مان ته کشیده و در تنگنا قرار گرفته‌ایم.

۵-این نقصان و کمبود انرژی را البته می‌توان وقتی جبران کرد که با منبع متعالی تر ارتباط برقرار کنیم. جهان می‌تواند هر چه را نیاز داریم در اختیارمان بگذارد به شرط آنکه ما با او رها و بی پرده باشیم. این جلوه و نمائی از کشف وشهود پنجم است.

۶-کشف و شهود ششم روشن می‌کند که ما می‌توانیم حسابمان را با نمایش‌های مکرر قدیمی تصفیه کنیم و خویشتن واقعی خود را پیدا کنیم.

۷- کشف وشهود هفتم می‌گوید تکامل، این خویشتن‌های واقعی را به حرکت در آورده بود و از طریق پرسش، الهام و شهود به اینکه چکار کنیم و پاسخ به آن، قرار گرفتن در این جریان سحر آمیز و جادوئی در واقع رمز و راز سعادت و نیکبختی است.

۸- کشف و شهود هشتم، دانستن این مسئله بود که چگونه به شیو ه ای نو با دیگران رابطه برقرار کنیم و بهترین وجوه آنان را جلوه گر سازیم و این کلیدی بود که مدام رمز و راز را به عمل وا می‌داشت و پاسخ سئوالها را به ارمغان می‌آورد. و تمام این کشف و شهود ها در آگاهی ای ادغام شده بود که همچون اوج هوشیاری و امید و انتظار می‌نمود.
” کشف و شهود سوم را فراموش نکن. (جهان سرشار از انرژی است، انرژی که به آرزوها و انتظارات ما واکنش نشان می‌دهد. آدم‌ها هم پاره ای از آن انرژی جهان هستند. بنابراین وقتی پرسشی داریم، سرو کله آدم‌هایی که پاسخ را در چنته دارند پیدا می‌شوند.) در کشف و شهود نهم ما شیوه تکامل و تحول را می‌آموزیم و مسیر خاص خود را از حقیقتی به حقیقت دیگر، دنبال می‌کنیم و فرهنگ کلی به شیوه ای بسیار قابل پیش بینی دگرگون خواهد شد.وقتی به آستانه تحول برسیم و کشف وشهودها کم کم در سطح جهانی ظاهر شوند، نژاد بشر دوره ای از درون نگری را تجربه خواهد کرد. درک خواهیم کرد دنیای طبیعی چقدر زیبا و سرشار از معنویت است.به درخت‌ها و کوهها و رودها به منزله معبدهایی از قدرت عظیم نگاه خواهیم کرد که باید همراه با احترام و ابهت حفظ شوند.”اگر تاریخ به جلو و به بالا ادامه یابد، آنوقت ما همچنان به کسب سطوح بالاتر و بالاتر انرژی و ارتعاش ادامه خواهیم داد.”

حقیقت ترکیبی از دیدگاه‌های علمی و دینی جهان است.حقیقت این است که تکامل شیوه و طریقی است که خدا خلق کرد و هنوز هم خلق می‌کند.نهایتأ مفاهیم بسیاری از ادیان روشن می‌شود و باعث می‌شود که وعده‌ها عملی گردد.حرف تمام ادیان در باره این است که بشر سرچشمه والایی بیابد و با آن ارتباط برقرار کند و اینکه تمام ادیان از نوعی درک و دریافت که انسان‌ها در باطن خود از خداوند دارند سخن می‌گویند،احساسی که ما را سرشار می‌سازد و فراتر از آنکه بودیم می‌برد.تمام ادیان زمانی فاسد و تباه می‌شوند که رهبرانشان به جای آنکه به آن‌ها نشان دهند چگونه اراده الهی را در درون خویش بیابند،خود را مفسر این اراده می‌دانند. کتاب خطی می‌گوید که گهگهاه در تاریخ یک فرد راه دقیق ارتباط برقرارکردن با سرچشمه لایزال الهی و سمت و سوی آن را درک خواهد کرد و بدینسان همچون سرمشقی پایدار نشان خواهد کرد که مقدرات تمام نژاد بشر آن مسیر را دنبال کنند.

کشف و شهود نهم سرنوشت نهایی ما را آشکار می‌سازد و آن را مثل بلور صاف و روشن می‌کند.چندین بار تکرار می‌کند که ما در مقام انسان اوج و غایت تمامی تکامل هستیم.از ماده ای صحبت می‌کند که به شکلی ضعیف آغاز می‌شود و عنصر به عنصر، سپس نوع به نوع، مدام پیچیده تر می‌شود و همواره به صورت ارتعاشی بالاتر تحول می‌یابد.سرنوشت ما این است که سطح انرژی خود را افزایش بدهیم و سطح انرژی ما افزایش می‌یابد،سطح ارتعاش ما در اتم‌های بدنهای ما اضافه می‌شود. یعنی اینکه ما به حالت معنوی بالاتر و ناب تری دست پیدا می‌کنیم.کشف و شهود نهم می‌گوید که ما انسان‌ها در همان حال که به افزایش ارتعاش خود ادامه می‌دهیم، چیز حیرت انگیزی اتفاق می‌افتد.تمام گروه‌های مردم، همینکه به سطح معینی رسیدند، ناگهان برای آن‌هایی که هنوز در سطح پایین تر ارتعاش دارند نامرئی می‌شوند. در این سطح پایین تر به نظر مردم چنین خواهد نمود که دیگران کاملأ ناپدید شده‌اند، اما خود این گروه احساس خواهند کرد که هنوز درست همانجا حضور دارند و فقط می‌بینند که سبک بارتر شده‌اند.

وقتی انسان‌ها شروع می‌کنند به بالاتر بردن ارتعاش‌های خود به سطحی که دیگران نمی‌توانند ببینندشان،این نشانگر آن خواهد بود که داریم از مرز میان این زندگی و دنیای دیگری که از آنجا آمده‌ایم و پس از مرگ به آنجا خواهیم رفت، گذر می‌کنیم.این گذر آگاهانه راهی است که پیامبران آن را نشان داده‌اند، مسیح به انرژی دست یافت که توانست سبکبال روی آب راه برود.و در روی زمین از مرگ فراتر رفت و از آن گذر کرد و جهان مادی را به جهان معنوی بسط داد و اگر ما هم با همان سرچشمه ارتباط پیدا کنیم می‌توانیم گام به گام در همان مسیر پیش رویم.آنگاه مرحله ای فرامی رسد که هر کس از آنچنان نوسان و ارتعاش بالایی برخوردار می‌شود که با همان شکل و شمایل خود وارد بهشت می‌شود و بیشتر افراد در خلال هزاره سوم به این سطح از ارتعاش انرژی خواهد رسید.ما با اعتماد به نفس و برخورداری از بینش و بصیرت باید بدانیم که کجا داریم می‌رویم.کشف و شهود ها تصویری از دنیا بوجود می‌آورند که تصویری باور نکردنی از زیبائی و انرژی است، هرچه بیشتر بتوانیم این زیبائی ها را ببینیم، بیشتر می‌توانیم رشد و تکامل پیدا کنیم و سطح ارتعاش و انرژی ما بیشتر می‌شود و سرانجام،درک و تصور و ارتعاش افزایش یافته ما، بهشتی را که اینک در برابر ماست به رویمان باز خواهد کرد.چیزی که هست و هنوز نمی‌توانیم آن را ببینیم.رسیدن به بهشت در روی زمین دلیل بودن ما در اینجاست و اکنون می‌دانیم که چگونه می‌توان آن را عملی کرد و چگونه عملی خواهد شد. باشد تا همه ما با کشف وشهودهایمان در بهشت سکنی گزینیم

برگرفته از چند سایت

quantum

کوانتوم و هولوگرافیک


درود بر شما همراهان عزیز

.. کمی از کوانتوم بنویسم که بخشی از کارگاه “سلامت تن و روان” هست

همانطور که در نشست قبل نوشتم هدف یوگا، اتحاد تن و روان هست، مفهوم کوانتوم در ارتباط تنگاتنگ با اتحاد هست

چند نفر از دوستان با هولوگراف آشنایی دارند؟

اخیرن تکنولوژی فیلمبرداری هولوگرافیک در حال توسعه هست و ژاپن قول داده که جام جهانی رو با این نوع فیلبرداری به همه استادیوم های جهان به طور زنده ببره

تکنولوژی هولوگراف کمک می کنه که تصویری سه بعدی در وسط سالن ایجاد بشه که شما فکر می کنید خود مایکل جکسون زنده شده و داره شو اجرا می کنه… که اینکار رو انجام دادند

اینها رو نوشتم که کمی در شما انگیزه ایجاد کنم که به بقیه مطالب با شوق بیشتری گوش بسپرید

در ابتدا که نقش هولوگرافیکی از یک سیب رو بر روی یک ورق هولوگرافیک ایجاد کردند، وقتی به اون ورق که مثل ورق عکاسی رادیولوژی هست نگاه می کردید یک تصویر توفان رو می دیدید

وقتی به اون عکس هولوگرافیک، نور تابیده می شد و نور از چند منشور و عدسی عبور می کرد یک سیب بر روی میز نمایان می شد

یک سیب سه بعدی که وقتی می خواستی برش داری دستت از درونش عبور می کرد چون چیزی جز نور نبود

خاصیت جالبی که می خوام از هولوگرام براتون بگم اینه که اگر اون ورق هولوگرام رو با قیچی به چند قطعه تقسیم می کردی

و فقط به یکی از قطعه ها نور می تابوندی ، باز هم یک سیب کامل رو بر روی میز داشتی !!!

تفسیر شما از این موضوع چی هست و چه ارتباطی با کوانتوم داره؟

این موضوع یه مطلبی از ساختار کائنات رو به ما یادآور می شه که هر قطعه ای از کائنات اطلاعات کل رو در درونش داره !!!

هر چند که اون سیب کامل کمی محو و کم رنگ بود اما کامل بود

کائنات از چی تشکیل شده

همه اجزا این کیهان از ذرات ریزی به نام کوانتوم ساخته شدند

این کوانتوم ها در ارتباط با هم هستند

حال خاصیت کوانتوم ها رو می گم و این دو مطلب رو به هم وصل می کنم، (کوانتوم و هولوگرام)

جالبه که وقتی به کوانتوم در زیر میکروسکوپ الکترونیکی نگاه می کنند اون یک ذره هست

وقتی که کوانتوم رو مثل یک نور پرتاب می کنند خاصیت موجی داره و از چند ناحیه همزمان رد می شه

پس کوانتوم که کوچکترین جز شناخته شده تشکیل دهنده این کائنات هست هم ذره هست هم موج ….

کی ذره هست چه وقتی موج؟؟؟

بحث پیچیده شد؟؟؟

بگذریم… از این موضوع نتیجه بگیریم

انسان هم از این ذرات تشکیل شده و اگر لازم باشه می تونه که انرژی رو در بدن خودش و از طریق همین ذرات به حرکت در بیاره ، این کوانتوم

از طرف دیگه انسان جزئی از این کائنات هست و اطلاعاتی از کل در اون ذخیره هست و این اطلاعات رو می تونه به مرور درک و برای ارتباط با اجزا دیگه از اونها استفاده کنه، این هم از هولوگرام

توضیحات با جزییات بیشتر در کارگاه”یوگای تن و روان” و کارگاه ” شناخت خود و ساختار کائنات

سوالی اگر هست در خدمتم

روانشناسی بخشی از شناخت این کل عظیم هست… امید که با کمک هم به شناخت بیشتر دست پیدا کنیم

شاداب و سلامت باشیم

شب خوش و در آرامش

BodyEnergy

توضیح بیشتر کارگاه “سلامت تن و روان”

:

امشب راجع به کارگاه ” سلامت تن و روان” بیشتر توضیح بنویسم
هدف این کارگاه دستیابی به روشی هست که بدن بتونه خودش رو ترمیم بکنه
لازمه اینکار در ابتدا اینه که آرامش یا ریلکسشن رو یاد بگیریم تا ذهن آرام بگیره
به این خاطر که همونطور که به طور نمونه بیان شد ، استرس مانع ترمیم بدن می شه
استرس یکی از موانع هست
استرس ذهنی باعث فشار در اعضای بدن می شه
استرس به فارسی تنیدگی ترجمه شده
مثل اینکه باعث بشه که عضله ها و اعضا در هم فشرده و تنیده بشن
در مرحله بعد در این کارگاه با امواج مغز آشنا می شیم که بتونیم بدونیم که در هنگام ریلکسشن مغز در چه موجی قرار داره و در این وضعیت بتونیم که مدیریت مناسبی روی افکار داشته باشیم
در حالت هیپنوتیزم، مغز می تونه فرمان هایی رو دریافت کنه و عضله ها رو هم در اختیار بگیره در نتیجه می تونیم که فرمان های تلقینی مثبتی به مغز ارسال کنیم و سالم تر و شاداب تر بشیم
در مرحله بعد ، با مراکز انرژی در بدن آشنا می شیم و یاد می گیریم که چطور بر روی این مراکز تمرکز کنیم تا بتونیم انرزی اونها رو در تعادل نگهداریم
بعد یاد می گیریم که جریانی از انرژی رو از بین مراکز عبور بدیم و انرژی رو در بدن به جریان در بیاریم
به تعادل رسیدن مراکز انرژی بخش بزرگی از سلامت ما رو تضمین می کنه و به جریان انداختن انرژی در بدن می تونه به ما کمک کنه که در صورت بروز مشکل در بدن چطور اون مشکلات رو برطرف کنیم
اینها که می نویسم، کلی تئوری هم داره که لازم هست براتون بیان بشه تا بدونین که این مطالب تا چه حدی با شواهد علمی و عرفانی پشتیبانی می شن
با تمرکز روزانه بر مراکز انرژی و چرخش انرژی در بدن بسیاری از مسائل جسمی و روانی شما برطرف می شند
حتا احتمال داره که شما مشکلاتی داشته باشید که خودتون از اون بی اطلاع باشید، با برقراری تعادل در روان و تن ، مشکلات بسیاری برطرف می شند
به طور مثال ممکن هست که شما کمر درد داشته باشید و بعد از مراجعه بسیار به پزشکان، علت این کمردرد کشف نشده باشه و هر پزشکی نظری داده باشه، احتمال اینکه این کمردرد سایکو سوماتیک باشه هم وجود داره
بیماری سایکو سوماتیک یا بیماری روان تنی، بیماری هست که بر اثر فشارهای روانی ایجاد می شند و بروز جسمی دارند
بنابراین بسیاری از بیماری های ذهنی و جسمی شما که برخی منشا روانی و برخی منشا فیزیکی دارند با این روش ها قابل برطرف شدن هستند.
همانطور که در سرفصل این کارگاه نوشتم می شه از این روش برای کنترل نیروی جنسی هم استفاده کرد، به این صورت که وقتی فشار جنسی در درون بدن به زن یا مرد هجوم میاره ، با به چرخش درآوردن انرژی بدن می تونه که اون انرژی عظیم رو در بدن توزیع کنه و اون رو برای مصارف دیگه حفظ کنه
از همین انرژی برای ارتباط جنسی بهتر هم می شه سود جست که بعد از مهارت یافتن کافی در چرخش انرژی آموزش داده می شه
پس هدف از این کارگاه، اموزش مهارت سلامت جسمی و ذهنی هست
چرا وقتی ما می تونیم با یک راه حل ساده سردرد خودمون رو برطرف کنیم دارو مصرف کنیم و سیستم بدن خودمون رو با مصرف دارو به مرور به هم بریزیم
برای بر طرف کردن سردرد کافی هست ۳ دقیقه انرژی رو در بدن به چرخش در بیاریم
آیا ۳ دقیقه در محل کار نمی تونیم نشسته ، چشم ها رو بسته و سکوت کنیم
و در نهایت به مرحله ای برسیم که بتونیم به دیگران هم منتقل کنیم
با افزایش انرژی با افزایش تمرکز، و با کاهش استرس ما صمیم های بهتری می گیریم… پس این کارگاه می تونه ریشه برای همه کارکاه ها باشه ، چراکه سلامتی ، ریشه همه موفقیت هاست… عقل سالم در بدن سالم
هدف یوگا همونطور که از معنی لغوی اون بر میاد اتحاد تن و روان هست
یعنی بتونه ارتباطی که بین تن و روان گسسته شده رو ترمیم کنه..
تا از طریق این اتحاد سلامتی حفظ بشه
اتحاد تن و روان در روانشناسی امروز تاکید میشه و علم بررسی سایکوسوماتیک هم دلیل بر این ادعاست…
شاداب و سلامت باشید
Mysticism

در خصوص عرفان

از ابتدای زمانی که انسان شروع به اندیشیدن کرده، (نمی دانیم چه زمانی اما از طریق واژه ها نه تنها با نزدیکان خود ارتباط برقرار می کرده، بلکه واژه ها وسیله اندیشه او نیز بوده اند.) در مورد اینکه از کجا آمده و برای چه کاری در این دنیاست اندیشیده

اندیشه کردن در مورد وجود ، همان سعی در عرفان یا شناخت هست .

در مورد وجود خود و وجود هرآنچه در کائنات است، که در کارگاه ” ساختار کائنات” به آن می پردازیم .

مساله وجود خالق نیز یکی از موارد اندیشه ای موجود ناطق( اندیشنده) هست .

چرا ناطق به معنی اندیشنده؟ چونکه نطق به توسط واژه هاست و اندیشه نیز به توسط واژه هاست، قبل از نطق شما نیاز به اندیشه داری، پس انسان ناطق یعنی انسان اندیشنده

عرفان در اعصار و تمدن ها، تا کنون رشد بسیاری داشته و بسیاری از شناخت های انسان در گذشته ، امروزه به دور ریخته شده یا تصحیح شده اند

از آنجاییکه همه اندیشنده نبوده اند و چنانچه یونگ تحقیق کرده و متوجه شده که فقط کسانی که می اندیشیده اند همچون رییس قبیله و جادوگر قبیله ، خواب و رویا می دیده اند، بنابراین بسیاری از مسائل را با همه مردم در میان نمی گذاشتند و علوم را به شاگردان منتقل می کردند

پس علوم عرفان در گذشته از مراد به مرید منتقل می شد و به صورت امروزی فراگیر نبود

امروزه نیز عرفان مراتبی دارد و با طی کردن پله های شناخت شما می توانید پله های بالاتر را از اساتید دریافت کنید

دریافت به معنی گرفتن اطلاعات و درک آنها، چون ممکن است اکنون نیز در معرض آن اطلاعات قرار دارید اما آنها را درک نمی کنید .

شاداب و سربلند باشید

Meditation

در مورد مراقبه

در مورد مراقبه ، سه دسته روش وجود دارد

–           Relaxetion آرمش

–          Concentration تمرکز یا توجه

–          Meditation  مراقبه

مهارت هایی برای هر کدام وجود داره

راحت دراز کشیدن مقدمه ای برای آرمش هست، توضیح مهارت های آرمش مفصل هست بذاریمش برای کارگاه

یکی از مثال هایی که برای مهارت تمرکز می تونم بگم نشستن و نگاه کردن به تابلو زیبا هست

در این حالت توجه ما به تابلو هست و اجازه نمی دیم که فکر و اندیشه دیگه ای توجه ما رو به خودش جلب کنه و تمرکز ما رو از تابلو بگیره

اگر افکاری اومدند بهشون توجه نمی کنیم و خودشون می رند

توجه به یک شمع روشن هم یکی از روش هاست

از اونجاییکه شعله شمع نوسان و حرکت هایی داره به همین خاطر توجه رو بیشتر به خودش جلب می کنه و توجه کمتر منحرف می شه

در ضمن اینکه حرکت شعله به صورت آرامی صورت می گیری و مثل یک هیپنوتیزم ذهن رو آرام می کنه و فرکانس مغز رو به موج آلفا می بره

در این حالت هست که بدن فرصت پیدا می کنه از استرس یا تنیدگی رها بشه و خودش رو ترمیم کنه .

اما مراقبه یا مدیتیشن مرحله بعدی هست و اون یعنی سکوت ذهن

در مراقبه به چیزی نگاه نمی کنیم و با چشمان بسته یا باز بدون تفکر خاصی در سکوت غوطه ور می شویم

اولین تمرین مراقبه می تواند با نگاه کردن به یک دیوار سفید باشد

اندیشه ها اجازه نمی یابند که ادامه یابند، با اندیشه ها مبارزه نمی کنیم، فقط اگر اندیشه ای به ذهن خطور کرد به آن توجه نمی کنیم و آن را در ذهن مرور نمی کنیم و آن را ادامه نمی دهیم

مدت مراقبه می تواند از ۵ دقیقه تا نیم ساعت باشد بستگی به علاقه ، کشش ، لذت بردن و نتیجه گرفتن شما دارد. شاید ۲۰دقیقه کافی باشد اما با ۵ دقیقه هم می توان شروع کرد، چندان سخت نیست .

با این تمرینات که به طور منظم در ساعتی مشخص از شبانه روز انجام می گیرند بدن سلامت خود را حفظ خواهد کرد و ذهن نیز در مسیر خودشکوفایی یاری خواهد شد

البته برای خودشکوفایی فقط مراقبه کافی نیست و مطالعه ضروریست که شما در حال انجام آن هستید

عرفان یعنی شناخت و شناخت مراتبی دارد که روش های به دست آوردن شناخت باید از زوایای مختلف صورت گیرد وگرنه با شناخت یک بعد و یک روش ، فرد یک بعدی خواهد شد و به خودشکوفایی دست نمی یابد

شاداب و سلامت باشید

Yoga

آشنایی با کارگاه “سلامت تن و روان”

آشنایی با چاکراها یکی از بخش های کارگاه سلامت تن و روان هست

عرفای شرقی مراکزی را در بدن مشخص کرده و اونها رو چاکرا نامیدند

قدمت این روش به ۵ هزار سال پیش یا شاید بیشتر برمی گرده

در مقدمه کارگاه در مورد منطقه شرق و فلسفه شرق توضیح می دم .

اینجا فقط چند تا کشور رو که در حال حاضر شرق محسوب می شند نام می برم

ژاپن، چین ، هند تا نزدیک مرز ایران و پاکستان

شرقی ها علم خودشون رو داشتند و دارند، هرچند که علم غرب الان بیشتر رونق داره

شرقی ها در بدن، نقاطی رو شناسایی کردند که در اون ها نقاط تجمع انرژی وجود داره

در زمان قدیم شاید مثل امروز نمی دونستن که در اون نواحی غدد قرار دارند و نمی دونستند که کارکرد غدد چی هستند

اما پی برده بودند که تمرکز بر این نقاط سلامتی در پی میاره

شرقیان پی برده بودند که هر کدوم از چاکراها ناحیه اطراف خودش رو تحت کنترل و مراقبت داره به طور مثال چاکرای خورشیدی که در نزدیک ناف قرار داره ، اعضا درونی ناحیه شکم رو مدیریت و کنترل می کنه

در اون نواحی غدد مختلفی می بینیم، پانکراس، آدرنال

تمرکز به صورت منظم بر روی این نواحی یعنی چاکراها ، به مرور کل بدن رو منعادل می کنه

و بعد از مدتی به مرور بیماری های مزمن رو هم ترمیم میکنه

لازم هست که توجه کنیم که وقتی پوست دستمون زخمی می شه بعد از مدتی، بدن خودش اون رو ترمیم می کنه

همه قسمت های مختلف بدن خودشون رو ترمیم می کنند اما چه چیزی باعث بیماری می شه؟

فرصت ندادن به بدن برای ترمیم خودش.

در بدن هر لحظه سلول های زاید تولید می شند و بدن اونها رو از بین می بره.

اگر بدن رو تحت استرس مداوم قرار بدیم ، درست عمل نمی کنه و فرصت ترمیم پیدا نمی کنه

پس مراقبه به بدن فرصت می ده خودش رو ترمیم کنه در حین اینکه ذهن هم فرصت استراحت و آرامش پیدا می کنه

و اینجاست که ارتباط تناتنگ تن و روان روشن تر می شه…. عقل سالم در بدن سالم

عقل سالم به خودش اجازه مراقبه می ده ، سپس بدن آرامش و سلامتی رو پیدا می کنه، بعد عقل سالم از بدن سالم تغذیه کرده و روز به روز هر دو سالم تر می شند

اینجاست که من اسم کارگاه خودم رو گذاشتم سلامت تن و روان

بسیاری از مردم ،یوگا رو به عنوان یک ورزش کششی می شناسند اما لازمه بدونیم که یوگا یک دنیاست برای سلامتی تن و روان

در واقع معنی یوگا یعنی اتحاد تن و روان

سلامت و شاداب باشید

Alternative

درمان های مکمل

در ابتدا می خوام که پاراگرافی رو از آقای “هرمان هسه” براتون بنویسم؛

“واقعیت شامل مجموعه حقایق و ضد حقایق است. در مقابل هر حقیقتی یک ضد حقیقت وجود دارد که آن نیز به نوبه خود یک حقیقت است. وقتی تنها حقیقت یا ضد حقیقت را در نظر می گیریم فط نیمی از واقعیت در برگرفته می شود، که از کمال و وجدانیت بی بهره است.”

اگر به بیماری فشار خون مبتلا بشیم پزشکان دارویی را برای ما تجویز می کنند که وقتی آن دارو را مصرف می کنیم تا ۶ الی ۸ ساعت فشار خون ما متعادل می شه ، بعد دوباره لازمه که از اون دارو استفاده کنیم. آیا درمانی صورت می گیره؟ چه مدت اگر از این دارو استفاده کنیم درمان اتفاق می افته و ما دیگه فشار خون نخواهیم داشت؟ بیشتر داروهای رایج ، درمانی در پی ندارند، فقط می تونند به ما کمک کنند تا به طور موقت بتونیم متعادل باشیم و به زندگی روزمره مون برسیم. آیا این دارو ها مفید هستند؟ آیا ما به این داروها نیاز داریم؟ بله همانطور که گفتیم این داروها به ما کمک می کنند که بتونیم به طور موقت به زندگی عادی برگردیم. اما آیا هیچ امکانی وجود نداره که ما بتونیم به طور کامل و همیشگی از شر بیماری هایی مثل فشار خون خلاص بشیم؟ اینجاست که روش های مکمل می تونند به ما کمک کنند. به همین خاطر اون پاراگراف رو از آقای “هرمان هسه” براتون نوشتم. هرچیزی به تنهایی کامل نیست و لازم هست که با مکمل هایی همراه بشه تا نتیجه نهایی بدست بیاد. به صورتی که بیان کردم پزشکی رایج روش هایی رو به ما پیشنهاد می کنه که بتونه ما رو در زندگی عادی نگه داره ولی این کار رو به طور موقت انجام می ده و درمانی در پی نداره. روش های مکمل پزشکی رایج که می تونند به مرور درمان رو در پی داشته باشند و سلامتی رو به ما برگردونند درمان های آلترنتیو یا مکمل نامیده می شند. یکی از این روش ها می تونه یوگای تن و روان باشه. یکی دیگه از این روش ها می تونه طب سنتی ایرانی باشه. طب سنتی هندی –آیورودا و طب سوزنی چینی، هم از همین دسته روش ها هستند. در حین اینکه داروهای پزشکی رایج رو برای سلامتی موقت استفاده می کنیم ، هومیوپاتی هم می تونه یکی از روش های مکمل باشه که سلامتی رو بعد از مدتی صبر و حوصله به ما برگردونه. از روانشناسی هم می تونیم برای درمان استفاده کنیم. از اونجاییکه بسیاری از بیماری ها از اضطراب و استرس و مسائل مختلف روانی ناشی  می شند، روانشناسی و یادگیری تکنیک هایی برای کنترل اضطراب ها و استرس ها و تمرین اونها می تونه در نهایت منجر به درمان بیماری ها بشه. پس روش های مکمل رو فراموش نکنیم. یکی از این روش های مکمل رو به همراه درمان پزشکی رایج انتخاب کنیم تا درمان صورت بگیره. ورزش و تغذیه سالم هم به عنوان روش های اولیه و اساسی پیشگیری و درمان بیماری یادمون نره.

 شاداب باشیم.

Sex-Control

کنترل نیروی جنسی

    همه ما شایسته است که با عرفان شرقی آشنا شده و از این طریق با بدن خودمون بیشتر آشنا بشیم

به طور نمونه بعد از تحقیق بسیاری که در این زمینه ها داشتم متوجه شدم که چاکراها که چینی ها و هندی ها و ژاپنی ها بر روی آنها تمرکز می کردند و انرژی بدن را تحت کنترل داشتند ، بر روی غدد بدن ما قرار دارند.

در واقع در زمان قدیم غدد شناسایی نشده بودند اما عارفان پی برده بودند که هنگامی که بر روی این نقاط از بدن خود تمرکز می کنند اتفاقات خاصی در انرژی بدنشان اتفاق می افتد.

نکته ای که وجود دارد این است که تمرکز بر هر نقطه از بدن می تواند آن نقطه را التیام بخشد و این می تواند از طریق علم پزشکی نیز توجیه گردد که با گرم کردن یک نقطه از بدن با کیسه آب گرم یا با تمرکز بر آن نقطه ، خون بیشتری در آن نقطه جریان پیدا می کند و التیام (ترمیم ) را تسریع می کند.

حال شما لازم است مقولات بسیاری را در این زمینه بیاموزید

-Relaxation
-Concentration
-Meditation
-Tantric meditation

در ابتدا لازم است چاکراها را مطالعه کنید و اینکه هرکدام چه انرژی هایی دارند
سپس طریقه تمرکز بر هرکدام را بیاموزید

تذکر مهم : با چاکرای ۶ که همان چشم سوم است و چاکرای ۱ که همان تجمع انرژی جنسی است به هیچ عنوان کاری نداشته باشید!

بعد از اینکه تمرکز و ریلکسیشن و مدیتیشن را آموختید می توانید انرژی را در بین این چاکراها به صورت یک خط مستقیم از پایین به بالا و سپس به طور برعکس جابه جا کنید که این تانترای مقدماتی خواهد بود.

یک روش ساده که می تونم پیشنهاد کنم اینه که در قسمت زیر شکم هنگامی که تحریک اتفاق می افته، یک توده ابری از انرژی رو در نظر بگیرید و تصویرسازی کنید که این ابر از لایه های شکم رو به بالای بدن حرکت می کنه و از سینه رد می شه و از گلو و گردن گذر کرده و به سر می رسه. این روند رو چندین بار تکرار کنید تا انرژی به سر منتقل بشه و تحریک خاموش بشه. با این کار انرژی حفظ می شه و می تونه در خلاقیت و ورزش به کار گرفته بشه.

امیدوارم موفق بشید
اگر پیگیر باشید مطمئنم که موفق می شید

grow

مراحل رشد ذهنی

 

در نظر من ؛ انسان در این روز هفتم در حال رشد ذهنی قرار دارد. انسان برای رشد ذهنی که متأثر از رشد جسمی است و بر رشد جسمی هم تأثیر متقابل دارد مراحل مختلفی را طی می کند. این مراتب را تاکنون من در ۴ مرتبه ، طبقه بندی کرده ام که بیان خواهم داشت.
مرتبه اول ، مرحله یقین است. شاید عرفای دیگر مرحله آخر را مرحله یقین نامگذاری کرده باشند اما من اینگونه دسته بندی و نام گذاری کرده ام. در نظر من؛ مرحله یقین همان مرحله تعصب است. مرحله ای که به چیزی که می دانیم و شنیده ایم یا خوانده ایم، یقین داریم. در آن مورد خاص در جهت دانستن بیشتر تلاش نمی کنیم و به دانسته خود تعصب داریم. این مرحله ، مرحله دگمی و جزمی است و رشدی در خود ندارد و در واقع جزو مراتب رشد نیست اما اکثر مردم در این وادی قرار دارند و از آن فراتر نمی روند.
مرتبه دوم ، مرحله حیرت است. این مرحله همان وادی شک و تعجب است. هنگامی که شخصی با حیرت به موضوعی می نگرد یا با تعجب یا شک به مسئله ای نگاه می کند قابل تقدیر است. با حیرت نگریستن در زیبایی ها و شک در دانسته ها مرتبه ای خوب از رشد است و در واقع آغاز حرکت رشد ذهنی است. ممکن است بسیاری در این مرحله بمانند و فراتر نروند ، اما کسانی هم هستند که در این مرحله شروع به کنکاش و مطالعه می کنند و تلاش می کنند که دانسته های خود را تحلیل کرده و دانش های جدیدی به دست آورند تا از این مرحله عبور کنند.
بعد از تحلیل و تحقیق بسیار در موضوعی خاص، شخص ممکن است به نتیجه ای دست پیدا نکند و ناامیدانه دست از تلاش بردارد و در همان وادی حیرت بماند. یا اینکه به دانش خاصی دست پیدا کند و به مرتبه سوم که مرحله شناخت است راه یابد. در این مرتبه انسان به شناختی دست پیدا می کند که به آن موضوع خاص احاطه کافی دارد و سوالات بسیاری را از طریق این شناخت پاسخ می دهد. عرفای دیگراین مرتبه را مرتبه یقین می نامند اما من آن را مرتبه یقین نمی نامم چون همانطور که ذکر کردم یقین، تعصب به دنبال خواهد داشت اما شناخت می تواند همچنان در حال رشد و تغییر باشد و انسان بین مرحله حیرت و شناخت در حال حرکت باشد در حین اینکه از طریق شناخت محدود خود می تواند به مرحله چهارم نیز وارد شود.
مرحله چهارم، مرتبه عمل است. شخص بعد از شناخت ، می تواند که در پی راهکارهایی برای عمل به آن شناخت خود باشد. این مرتبه ، مرحله نهایی است اما شخص هر لحظه برای دوری از تعصب در بین وادی حیرت و شناخت و عمل در حال رفت و برگشت خواهد بود و هر لحظه شناخت خود را مورد تحلیل و عمل خود را مورد سنجش خواهد داشت و در این مراحل نیز رشد را پیگیر خواهد بود.

شاداب باشید

قداست عدد هفت

 

نمی دونم شنیدین عدد ۷ قداست خاصی در عرفان و عقاید مختلف داره!
در انجیل آمده که آفرینش و خلقت جهان تا بدین جا در هفت روز یعنی هفت مرحله انجام گرفته و در قرآن ۶ روز ذکر شده است.

تا اونجاییکه یادم میاد

روز اول : خاک
روز دوم : آسمان و ابرها
روز سوم : آب و دریاها
روز چهارم : گیاهان
روز پنجم : حیوانات
و روز ششم : انسان
و اما روز هفتم …

آنچه که من استنباط کردم روز هفتم روزی است که در آن قرار داریم. یعنی تکامل جسم در حال اکمال است و تکامل روح در حال پیدایش و گسترش. برای همین روز هفتم می تواند مقدس باشد چون مرحله قدوسیت و روحانیت است.

پیروز باشید و زیبا