girl boy friendship

در ادامه آشنایی دختر و پسر

 

بسیاری از دختر و پسرهای ایرانی برای آشنایی با هم همچنان به روش قدیمی عمل می کنند. هرچند که امروزه اینترنت و وسایل ارتباطاتی زیاد شده است اما در اینترنت نیز به روش قدیمی عمل می شود . در اینترنت نیز همان سوالات کلیشه ای پرسیده می شود که شغل شما چیست؟ که سن شما چند است ؟ که هدف شما از این آشنایی چیست؟

هنگامی که دختر خانمی در فضای مجازی از آقا پسری می پرسد هدف شما از این آشنایی چیست ، اگر آقاپسر پاسخ دهد که هدفش ازدواج است و دختر خانم خوشحال شود و به آشنایی اینترنتی با ایشان ادامه دهد و بعد با هم قرار دیدار بگذارند و آقاپسر بعد از دیدار ، دخترخانم را نپسندد، دختر خانم بر اندیشه گذشته خود پافشارتر خواهد شد که آقایون انسان نیستند و اون پسره هم مثل پسرهای دیگه به دنبال سکس بود که وقتی نتوانست به من دست پیدا کنه من رو ترک کرد!!!!

دست از این روش های قدیمی برداریم و به فکر شناخت همدیگر از راه های بهتری باشیم.

از من بپرسید که چه راه هایی و من خواهم گفت که هیچگاه بدون ۳ جلسه دیدار حضوری هیچ روش دیگری را برای شناخت هم دنبال نکنید و در آن ۳ جلسه حضوری نیز از سوال های کلیشه ای خودداری کنید.

از من بپرسید که چرا آشنایی اینترنتی همچون آشنایی به روش گذشته اشتباه هست و من خواهم گفت که شروع آشنایی در همه جا خوب است چه اینترنت و چه خیابان اما نباید این شروع بیشتر از ۵ دقیقه طول بکشد. شماره تلفن رد و بدل شود و تماس ۵ دقیقه ای برقرار گردد تا قرار دیدار حضوری گذاشته شود و در همان مکالمه اولیه قرار برای حداقل سه دیدار برای آشنایی توافق شود. غیر از این اشتباه خواهد بود. چرا؟

توضیح این است که اگر آقاپسری با دختر خانمی از طریق اینترنت یا تلفن مصاحبت کنند و این مصاحبت بدون اینکه آشنایی ایجاد کند تا مدتی ادامه یابد بین این دو یک وابستگی ایجاد خواهد شد. این وابستگی بخصوص در دخترخانم ها بیشتر است. بدون اینکه طرف مقابل را بشناسند نیاز به مصاحبت پیدا می کنند و منتظر هستند که با طرف مقابل به گفتگو با تلفن یا اینترنت بنشینند.  در ضمن احساس امنیت نیز دارند و فکر می کنند که این موضوع برایشان مشکلی پیش نخواهد آورد. اما غافلند که وابستگی یک موضوع  بسیار مهمی است.  بعد از مدتی که مصاحبت تلفی و وابستگی ادامه پیدا کرد این دو می خواهند همدیگر را ملاقات کنند. این ملاقات به صورت کورکورانه خواهد . به این دلیل که وابستگی مانع عملکرد صحیح اندیشه می شود و نکات مثبت و منفی طرف مقابل را در دید فرد تغییر می دهد و به آن به اصطلاح سوگرانه می گویند. یعنی شخص با سوگیری مثبتی که از وابستگی ناشی می شود در مورد نکات مثبت و منفی طرف مقابل خود قضاوت خواهد کرد. به این صورت که نکات منفی طرف مقابل خود را نادیده گرفته و نکات مثبت را بزرگنمایی خواهد کرد. این سبب خواهد شد که شناخت مناسبی از طرف مقابل به دست نیاید و در نتیجه بعد از مدتی که تازگی رابطه از بین رفت و به اصطلاح “شگفت زدگی” در ارتباط کم رنگ شد نکات منفی بیشتر جلوه گر می شوند و در نهایت با دلخوری از هم جدا خواهند شد و طرف مقابل را مقصر قلمداد خواهند کرد که به او دروغ گفته است.

بنابراین راهکار این است که بیشتر از ۵ دقیقه مکالمه در اینترنت و تلفنی نداشته باشیم و بلافاصله برای ۳ جلسه ۲ ساعته حضوری توافق کنیم تا از وابستگی که سوگیری در شناخت را سبب می شود جلوگیری کرده باشیم.

و در ادامه یادآوری کنم که از سوال های کلیشه ای خودداری کنیم چراکه به مرور در این سه جلسه پاسخ آن سوال ها را بدون اینکه پرسیده باشیم به دست خواهیم آورد و برای ادامه رابطه تصمیم خواهیم گرفت.

به طور مثال نیازی نیست که به طور مستقیم در همان جلسه اول بپرسیم که شغلتان چیست؟ بهتر است در مورد آب و هوا و دکوراسیون کافی شاپ و مسائل مختلف دیگر صحبت کنیم و در این میان خود به خود صحبت ها به شغل و سن و هدف و مسائلی از این دست کشیده خواهد شد. به طور نمونه یکی از طرفین حین صحبت خواهد گفت که “هر روز صبح که سر کار می رم ….آخه می دونی من بیمارستان کار می کنم و اونجا …  “. بعد از اینکه صحبتشان تمام شد شما غیر مستقیم می پرسید پس شما بیمارستان کار می کنید و ایشان تا جایی که مایل باشه و اعتماد کنه شغلش رو براتون توضیح می ده. نباید طرف مقابل رو با سوالاتمون در تنگنا قرار بدیم که برامون تشریح کنه که کارش چیه. این یک بی ادبی هست چرا که ایشان تا جایی که مایل هست می خواد براتون توضیح بده و ممکنه در جلسه سوم بخواد که همه چیز رو به شما توضیح بده و یا نخواد و اگر شما اصرار کنید اون رو در تنگنا قرا دادید و معذب خواهد بود و در عذاب،  پاسخ شما رو خواهد داد اما رنجش خواهد داشت.

اگر سوالی هست بپرسید

شاداب و سلامت باشید

Boy Girl friend

دوستی و آشنایی

 

    
می خواهم در خصوص یکی از اندیشه هایی که در جامعه ما برقرار هستند و در عملکرد ما تاثیر مهمی دارند بنویسم. اینگونه اندیشه ها بسیار پایه ای هستند و در ذهن مردم ما ریشه دوانده و بدون بررسی عواقب آن به آنها عمل می شوند و هنگامی که در مورد آنها بررسی و نقد صورت می گیرد بلافاصله بدون اندیشه در مورد تبعات آن ، نویسنده انگ می خورد.
 
می خواهم در مورد خواستگاری در ایران بنویسم. خواستگاری چه برای دوستی چه برای ازدواج.
 
در ایران پیشنهاد (Offer) برای دوستی به معنای درخواست (Ask) ترجمه می شود. د ر ذهن دختر و پسر ایرانی چنین حک شده که پسر از دختر درخواست دوستی می کند و دختر آن را بررسی کرده و پاسخ می دهد. لغت خواستگاری نیز همین معنا را در خود نهفته دارد. 
در جهان متمدن و برابر ، اگر دختر و پسری با نگاه به هم احساس کشش نسبت به هم داشتند معمولن پسر است که پا پیش می گذارد و پیشنهاد دوستی را ارائه می کند و دختر از پسر بابت اینکه پا پیش گذاشته تشکر می کند. 
اگر این مورد در ایران اتفاق بیافتد وقتی پسر پا پیش می گذارد دختر از او می پرسد هدف شما از این پیشنهاد چیست؟!
بیاییم ابتدا بررسی کنیم که تفاوت این دو عملکرد چیست؟ 
نکته اول این است که هنگامی که خود را موجودی برابر با دیگری بدانیم ، پیشنهاد شخص دیگری را درخواست تلقی نخواهیم کرد. به این صورت که اگر خود را بالاتر از او بدانیم از او خواهیم پرسید که چرا به ما این پیشنهاد را داده است. اگر خود را کمتر از او بدانیم همچنان با وجود اینکه در درون خود خوشحال هستیم اما در مورد هدف ایشان از این پیشنهاد سوال خواهیم کرد. اما اگر خود را برابر با او بدانیم از حسن نظر ایشان نسبت به خودمان تشکر خواهیم کرد.
 
نکته دوم این است که هنگامی که به ما پیشنهادی می شود البته آن باید مورد بررسی قرار گیرد. آیا دختر اروپایی همان وحله اول پیشنهاد را می پذیرد؟ این یک پیشنهاد برای آشنایی است و در واقع هر دو طرف شناختی نسبت به هم ندارند. پس پاسخ مهرآمیز و تشکر آمیز دختر اروپایی به پیشنهاد پسر اروپایی به معنای قبول پیشنهاد دوستی نیست بلکه به معنای پذیرفتن پیشنهاد آشنایی است. پس این نکته نیز مهم است که ما دو مقوله آشنایی و دوستی را در ذهن خود جدا کنیم همانطور که شایسته است معنای دو مقوله پیشنهاد و درخواست را در ذهن خود روشن سازی کنیم.
چه در ایران و چه در اروپا ، پیشنهاد پسر به دختر ، یک پیشنهاد برای آشنایی است. آن، نه یک درخواست است و نه یک پیشنهاد یا درخواست برای دوستی. به این دلیل که پسر نیز به مانند دختر نسبت به طرف مقابل خود شناختی ندارد فقط به دلیل کششی که ایجاد شده است پیشنهاد آشنایی را ارائه داده است.
در ایران پیشنهاد پسر به دختر در ذهن دختر ایرانی ( و تا حدودی بالجبار در ذهن پسر ایرانی) به معنای درخواست برای دوستی ترجمه می شود. یعنی هم یک درخواست است (نه پیشنهاد) و هم درخواستی است برای دوستی (نه برای آشنایی). در نتیجه پاسخی که به دنبال می آید سوال در مورد این است که چرا شما من را برای دوستی انتخاب کرده اید و برای آن درخواست می دهید.
اما در اروپا آن یک پیشنهاد تلقی می شود و دختر در پاسخ به پسر پیشنهاد دهنده می گوید : ممنون از حسن نظری که نسبت به من دارید البته می تونیم که با هم آشنا بشیم.
آیا این پاسخ برای آشنایی ، تعهدی به دنبال می آورد؟ نه. این پیشنهاد و پاسخ به پیشنهاد ، هیچ تعهدی برای طرفین به دنبال ندارد. چرا که هر دو در مورد دیگری ناآشنا هستند و می خواهند که طی جلساتی با هم آشنا شوند و اگر به هم علاقمند شدند پس از آن دوستی را آغاز کنند.
اما در ایران نگرانی از ایجاد تعهد بعد از گفتن پاسخ بله به پیشنهاد که البته درخواست ترجمه شده است ، سبب می شود که قبل از هرگونه پاسخی ، سوال و جواب از پسر پیشنهاد دهنده شروع شود. 
در ایران هر دو طرف به گونه ای گنگ هستند به این دلیل که در این مورد فرهنگی وجود ندارد و همه نیاموخته با آزمایش و خطا و رنجاندن همدیگر سعی در ایجاد رابطه هستیم.
این یک نمونه از نیاموختگی فرهنگی ماست که تعریف مشخصی از لغات و فرهنگ مشخصی برای اقدام نداریم و یا فرهنگ نادرستی جا افتاده و ما بدون بررسی به آن عمل می کنیم و نتایج آن مشهود است. هر روز آمار ازدواج پایین و آمار طلاق بالا می رود. البته این یکی از دلایل این آمار است در مورد بررسی ازدواج و طلاق مقاله دیگری خواهم نوشت.
حال می خواهم چند سناریوی پیشنهاد و پاسخ را بررسی کنم
 اگر دختر و پسری با نگاه به هم کشش داشته باشند و پسر پا پیش گذاشته و پیشنهاد آشنایی دهد. 
 
۱٫ اگر دختر مودب و متینی باشد دو گزینه داریم
I. یا پاسخی نمی دهد تا همچنان پسر به درخواست های خلاقانه خود ادامه دهد تا هم پسر را تا حدودی بشناسد و هم بله را زود نگفته باشد که به دختر هرزه بودن متهم نشود.
II. یا مودبانه و با لبخند پیشنهاد را برای آشنایی می پذیرد
۲٫ اگر دختر مودب و متینی نباشد دو گزینه داریم
I. یا پاسخی نمی دهد و با وجود اینکه در درون خود خوشحال است اما با اخم و ترشرویی به سمت مخالف نگاه می کند یا می ایستد که او برود یا رفتارهای عجیبی نشان می دهد که پسر به درخواست های خود و به التماس ادامه دهد تا شاید او التفات فرموده و نگاهی خوش بیاندازد.
II. یا بی ادبانه به پیشنهاد کننده پاسخ تند داده و او را می راند در حالی که می داند که بر طبق فرهنگی که داریم او همچنان به درخواست های خود ادامه خواهد داد و او را نرم خواهد کرد بنابراین همچنان با تندی ناز می کند.
 اگر پسری به دختری پیشنهاد دهد که آن دختر تمایلی به ارتباط با آن پسر نداشته باشد. 
 
۳٫ اگر دختر مودب و متینی باشد دو گزینه داریم
III. با احترام و ادب از پیشنهاد و حسن نظر او تشکر می کند و به طور مثال می گوید که نامزد دارد یا این که می گوید که ما به هم نمی آییم که در غرب به صراحت اما مودبانه می گویندWe Are not same type : یا You are not my type. یعنی شما اونی نیستید که من به دنبالش هستم.
IV. یا پاسخی نمی دهد و ترشرویی هم نمی کند و از او تقاضا می کند که لطفن تنهایش بگذارد.
۴٫ اگر دختر مودب و متینی نباشد دو گزینه داریم
III. یا پاسخی نمی دهد و با ترشرویی مسیر خود را تغییر می دهد.
IV. یا بسیار بی ادبانه و حتا با توهین به پسر می گوید که مزاحم نشود و یا حتا فحش می دهد و یا حتا تهدید می کند.
 
سناریوهای بسیار دیگری نیز وجود دارند که نمی توان همه آنها را در اینجا ذکر کرد . در همه سناریوهای بالا فرض اولیه این است که پسری با ادب یک پیشنهاد آشنایی را ارائه می کند. البته پیشنهادهای بی ادبانه یا گستاخانه مورد نظر نیست چون بدیهی است که رد شده هستند. اگر گزینه های دیگری نیز مایل هستید که بیان کنید دریغ نکنید.
 
پس منظور من از شکافت این مسئله این است که برداشت ما و نگرش ما به موضوع واکنش ما را تعیین می کند. و البته واکنش ما نیز بستگی کامل به تربیت ما دارد. 
پس ۱- اندیشه ما در مورد کلمات و فرهنگ ما ، نوع واکنش ما را تعیین می کنند که از تربیت و فرهنگ ما ناشی می شوند که شاید با مطالعه بیشتر اندیشه های مختلف بتوانیم اندیشه ای ساختمند در ذهن خود پدید آوریم .
۲- نوع واکنش هایی که بلد هستیم نیزتعیین کننده رفتار ما هستند که از آموزش های پیشین ما ناشی می شوند که چه رفتارهایی را در قبال چه مسائلی آموخته ایم و بلد هستیم و شاید با آموختن روش های بیشتر رفتارهای بهتری از خود بروز دهیم.
با دو گزینه بالا می توانیم که فرهنگ شخص خود در همه زمینه ها و در نهایت جامعه خود را ارتقا دهیم .
 
برگردم به موضوعی که سعی در شکافت آن دارم. درخواست و پیشنهاد. 
چند سال پیش که این موضوع را مطرح کردم که در ایران دختر ناز می کند و پسر باید ناز بکشد، دوستی در پاسخ نوشت که این طبیعت دو جنس است. اما در پاسخ به ایشان و همه دوستانی که حضوری نیز همین پاسخ را به من داده اند بیان می کنم که به دلیل تبعات بسیار منفی که در نوشته های بسیارم به آن اشاره کرده ام ، غرب این روش را کنار گذاشته و روش متمدانه تری را برگزیده است.
انسان به طبیعت خود غلبه کرده است . اولین غلبه ای که انسان بر طبیعت می آموزد ، خودداری از دفع و ادرا ر غیرارادی یا در ملاء عام است. سپس آموخته می شود که در مکان عمومی عمل جنسی نداشته باشد. انسان، بسیاری از طبیعت خود را تغییر می دهد تا به تمدن دست یابد. در بین حیوانات مشاهده می کنیم که نر به دنبال ماده می رود و بعد از کشمکش به طبیعت خود می پردازد. آیا بین انسان ها، این پیشنهاد به معنای درخواست جنسی است؟ اگر این پیشنهاد به معنای درخواست جنسی است بله آن نیز آداب خاص خود را دارد و یکی ناز می کند و دیگری از پر و بال او تعریف می کند یا یکی قیمت می دهد و دیگری چانه می زند. اما هنگامی که موضوع در مورد دوستی و آشنایی و ازدواج است، مسئله متفاوت است.
مقوله دوستی و عشق که چانه زنی ندارد. بله خسرو به دنبال سکس به شیرین بسیار چانه زد و شیرین به توصیه دایه خود نپذیرفت و در نهایت عشق بود که ازدواج را در پی داشت.
پس برابری زن و مرد در جامعه غربی سبب می شود که در مورد عشق چانه زنی نباشد و اگر چانه زنی وجود داشته باشد به معنای درخواست سکس خواهد بود. اگر دو نفر به هم کشش دارند و متمدنانه به این فکر می کنند که لازم هست برای دوستی با هم آشنا بشوند و بعد دوستی ایجاد کنند دیگر چانه زنی و ناز معنا ندارد بلکه دو طرف برای آشنایی با هم قرار می گذارد. حتا ممکن است پیشنهاد دهنده بعد از آشنا شدن بیشتر از ادامه رابطه منصرف شود. 
پس در ایران هنگامی که دختر در همان ابتدای پیشنهاد از پسر می پرسد که چرا او را انتخاب کرده است و آیا او به همه دخترها این پیشنهاد را می دهد، پسر یا باید دروغ بگوید که دختر ایرانی از همین خوشش می آید و یا باید سکوت کند چرا که دلیلی برای بیان احساس و کشش خود نمی داند که رابطه ایجاد نخواهد شد.
نتیجه گیری اینکه اکثر ارتباط هایی که در ایران شکل می گیرد شروع آن بر پایه دروغ است که دختر مسبب آن است. اگر دختر بیاموزد که این یک پیشنهاد برای آشنایی است و پاسخ او این باشد که فقط برای آشنایی ما می توانیم یک یا دو جلسه با هم سخن بگوییم و بعد از آن در مورد رابطه تصمیم بگیریم یا اگر پسر چنین توضیحی داد او بپذیرد، بسیاری از مسائل ابتدایی و بعدی و در نهایت فرهنگی حل خواهد شد.
تعریف فرمول های فرهنگی برای تعیین یک سری قرارداد ها جهت دوری از آسیب های اجتماعی در جامعه ضروری هستند و متاسفانه این موضوع در جامعه ما اتفاق نیافتاده و ناگزیر هر خانواده ای یا هر پدری برای خانواده خود قوانینی وضع کرده اند که تنها قواعد موجود تربیتی محسوب می شوند که بسیار ناقص هستند و با هم همخوانی هم ندارند و در ضمن نگهدارنده ذهنیت پدرسالاری در جامعه نیز هستند . به این معنی که در کلان ، ذهن ایرانی نمی تواند به دموکراسی بیاندیشد به این دلیل که هنوز روش ها و قواعدی را برای دوری از آسیب در جامعه تعریف نکرده است و ناگزیر است پیرو آنچه که وجود دارد و عرف نامیده می شود باشد.
 
شاداب باشیم و آگاه در هوشیاری

Sex-Control

کنترل نیروی جنسی

    همه ما شایسته است که با عرفان شرقی آشنا شده و از این طریق با بدن خودمون بیشتر آشنا بشیم

به طور نمونه بعد از تحقیق بسیاری که در این زمینه ها داشتم متوجه شدم که چاکراها که چینی ها و هندی ها و ژاپنی ها بر روی آنها تمرکز می کردند و انرژی بدن را تحت کنترل داشتند ، بر روی غدد بدن ما قرار دارند.

در واقع در زمان قدیم غدد شناسایی نشده بودند اما عارفان پی برده بودند که هنگامی که بر روی این نقاط از بدن خود تمرکز می کنند اتفاقات خاصی در انرژی بدنشان اتفاق می افتد.

نکته ای که وجود دارد این است که تمرکز بر هر نقطه از بدن می تواند آن نقطه را التیام بخشد و این می تواند از طریق علم پزشکی نیز توجیه گردد که با گرم کردن یک نقطه از بدن با کیسه آب گرم یا با تمرکز بر آن نقطه ، خون بیشتری در آن نقطه جریان پیدا می کند و التیام (ترمیم ) را تسریع می کند.

حال شما لازم است مقولات بسیاری را در این زمینه بیاموزید

-Relaxation
-Concentration
-Meditation
-Tantric meditation

در ابتدا لازم است چاکراها را مطالعه کنید و اینکه هرکدام چه انرژی هایی دارند
سپس طریقه تمرکز بر هرکدام را بیاموزید

تذکر مهم : با چاکرای ۶ که همان چشم سوم است و چاکرای ۱ که همان تجمع انرژی جنسی است به هیچ عنوان کاری نداشته باشید!

بعد از اینکه تمرکز و ریلکسیشن و مدیتیشن را آموختید می توانید انرژی را در بین این چاکراها به صورت یک خط مستقیم از پایین به بالا و سپس به طور برعکس جابه جا کنید که این تانترای مقدماتی خواهد بود.

یک روش ساده که می تونم پیشنهاد کنم اینه که در قسمت زیر شکم هنگامی که تحریک اتفاق می افته، یک توده ابری از انرژی رو در نظر بگیرید و تصویرسازی کنید که این ابر از لایه های شکم رو به بالای بدن حرکت می کنه و از سینه رد می شه و از گلو و گردن گذر کرده و به سر می رسه. این روند رو چندین بار تکرار کنید تا انرژی به سر منتقل بشه و تحریک خاموش بشه. با این کار انرژی حفظ می شه و می تونه در خلاقیت و ورزش به کار گرفته بشه.

امیدوارم موفق بشید
اگر پیگیر باشید مطمئنم که موفق می شید

loving

رفتار با عشق در رابطه دو نفره

 

    جمعه و سه شنبه ساعت ۹ شب به مدت ۲ ساعت آقای دکتر هولاکویی در شبکه اندیشه که روی ماهواره هات برد پخش می شود به هموطنان در سراسر جهان مشاوره رایگان ارائه می دهد.
مطلب را با این اطلاع رسانی آغاز کردم که توجه دوستان عزیز رو به این موضوع مهم جلب کنم که سعی کنند این برنامه رو حتمن ببینند چون برای زندگی و رشد بسیار مفید است.
خانومی با دکتر هولاکویی تماس گرفته بود و دو سوال بسیار جالبی داشت که دکتر هولاکویی پاسخ های بسیار کاملی به ایشان و در واقع به همه ما داد ( این برنامه دوباره تکرار شد.) که من سعی می کنم اینجا تا جایی که حافظه یاری می دهد و قلم توان دارد درج کنم.
سوال اول این بود که خانوم گفتند ” ما اول زندگی خود را با عشق آغاز کردیم ولی الان اون شور و عشق را نداریم. می خواستم بدونم که چکار می شه کرد که باز هم مثل اول زندگیمون باشیم؟”
جواب دکتر هولاکویی چنین بود:
” این کاملن طبیعی است و همه رابطه ها به مرور عادی می شود و آن هیجان اولیه را ندارد.این به این معنا نیست که عشق از بین رفته است بلکه آن هیجان و شور و حال کمتر شده است. همواره لازم است که به هم یادآوری کنید که همدیگر را دوست دارید و عشق بورزیم.
اما با عشق زندگی کردن شرایطی دارد که باید رعایت شود. اگر شما عاشق همسر خود هستید اولین شرط به جا آوردن عشق “صداقت” است. در هر شرایطی حقیقت را بگویید هرچند که می دانید او ناراحت خواهد شد. به طور مثال اگر شما صدهزار تومان به خواهرزاده خود داده اید و می دانید که همسرتان مخالف این موضوع هست، اگر همسرتان از شما پول خواست شما حقیقت را بگویید و نگویید که ندارم و نمی دانم ، خرج شد. بدون بازی حقیقت را بگویید. هر چند که می دانید که او با بعضی از کارهای شما مخالف است اما شما به عقیده خود عمل می کنید ولی به او دروغ نمی گویید. صداقت اصل اول عشق و دوستی است. آنچه که مانع صداقت می شود ترس است. ترس از روبرو شدن، ترس از از دست دادن…
دومین اصل در عشق ورزی این است که درخواست خود را همواره مطرح کنیم. اینکه فکر کنیم او خود باید نیازهای و خواسته های ما را درک کند نداریم. به روشنی خواسته های خود را مطرح کنیم.
اصل سوم این است که او نفر اول است. اگر فرزند شما می گوید برویم پارک و همسر شما گفت برویم سینما ، سینما انتخاب شما خواهد بود. همسر به فرزند ارجح است چه برسد به اینکه صحبت پدر و مادر را ارجح کنیم. اینکه بازی کنیم که پدر و مادر می میرند و چند روزی با ما هستند پس به حرف آنها عمل کنیم اشتباه است. همسر نفر اول در زندگی و تصمیم شماست.
دفاع از حساسیت های او اصل چهارم در ارتباط عاشقانه است. اگر او در مورد شغل خود حساس است، یا موهای سرش ریخته ، اگر در مهمانی صحبتی پیش آمد شما با زیرکی صحبت را عوض می کنید و از حساسیت های او مراقبت می کنید.
قدردانی و قدرشناسی اصل پنجم رابطه دوستی است که همواره باید اجرا شود. از هر عمل شایسته همسر خود لازم است که قدرشناسی کنیم تا همواره هوشیار بودن خود را به او نشان دهیم و یادآوری کنیم که همواره اعمال او برایمان مهم است.
اصل ششم این است که در هنگامی که او می خواهد مشکلی را حل کند و با ما مطرح می کند سعی کنیم که برای حل مشکل به روشی که او می خواهد به او کمک کنیم نه به روشی که خود درست می دانیم. روش خود را به او تحمیل نکنیم و او را نصیحت نکنیم. بپرسیم که او چه کمکی از ما می خواهد و ما به چه روشی به او کمک کنیم او را در حل مشکل یاری خواهد کرد؟
و اصل هفتم در یک رابطه عاشقانه حفظ رابطه جنسی به بهترین نحو ممکن است.”
 
سوال دوم خانوم این بود؛ ” آیا من باید به خاطر خواست های او از خواست خودم چشم پوشی کنم؟”
جواب آقای هولاکویی به این سوال ؛
” هیچگاه به خاطر خواست های طرف مقابل از خواست خود چشم پوشی نکنید. مگر اینکه از روی آگاهی باشد نه از روی ترس. اینکه ممکنه اگه من به خواستش اهمیت ندم از من قهر بکنه یا از دستش بدم یا هر بازی دیگه ای ، اینها از روی ترس است و شما و همه باید که ترس رو از خودمون دور کنیم. ولی اگر شما دوست دارید که به خواسته ایشون اهمیت بدید و ایشون هم می دونه که دارید این کار رو به خاطرش انجام میدین می تونین که اینکار رو به میل خود انجام بدین ولی اینطور نباشه که بعد از او انتظار جبران داشته باشین و بگین که من اون کار رو کردم شما هم در عوض این کار رو برای من انجام بده. خواسته خودتون بوده و عشق ورزیدید که خواسته او رو اولویت بدید.”
 

    اگر دو طرف به این اصول آگاه باشند هرچند که هرچند وقت همدیگر را خواهند آزرد اما به این واقف هستند که دو انسان مستقل هستند که همدیگر را دوست دارند و در حین اینکه به خواسته های خود اهمیت قائلند عاشق هم هستند و سعی دارند که به هم در عمل نیز عشق بورزند و این عشق ورزی جبران اختلاف ها خواهد بود و آزردگی ها را خواهد شست. برعکس اگر یکی از طرفین یا هر دو ، این اصول را رعایت نکنند نشان از این است که عشقی وجود ندارد یا معنای عشق برایشان روشن نیست یا روش های عشق ورزی آموخته نشده است. چون جبران برای آزردگی ها وجود نخواهد داشت دلخوری به مرور افزوده خواهد شد و در نهایت به جدایی خواهد انجامید.

    
 
زیبا یارتان

mind-hurt

آسیب ذهنی

 

    دوم یا سوم راهنمایی بودم، معلم ادبیات فارسی یه تکلیف به ما داد که مصدر فعل های فارسی رو در یک جدول به همراه بن های ماضی و مضارع جمع آوری کنیم. تعداد مطرح نبود ، ولی از اونجاییکه من از همون بچگی فرد فعالی بودم در عرض یک هفته ای که فرصت داشتم هرجا که می رفتم به هر آشنایی که می رسیدم می گفتم یه فعل فارسی بگو و بن های مضارع و ماضی اون رو هم پیدا می کردم و در جدول یادداشت می کردم تا اینکه تعداد اون ها رسید به حدود ۲۰۰ تا. روز موعود رسید و معلم گفت تکلیف رو بیارید نمره بدم.
من از این معلم خوشم می اومد ، معلم هنرمون هم بود و واقعاً به فکر ادبیات و ذهنیت بچه ها بود و در کلاس هنر حتی آواز رو هم از روی کتاب هنر تمرین می داد ( می گفت سرود رو با آواز بخونین و نمره می داد). تنها معلمی بود که کلاس هنر رو به بطالت برگزار نمی کرد.
اون روز خیلی ها تکلیف نیاورده بودند و سریع از روی بقیه یه جدول ۵ یا ۶ فعل درست کردن و اونهایی هم که انجام داده بودند حداکثر تا ۵۰ تا مصدر جمع کرده بودند. نوبت من که شد برگه های خودم رو ببرم برای نمره دادن، دیدم که همکلاسی قبل از من نمره ۲۰ گرفته که ۱۶ تا فعل جمع کرده بود ، من هم با خوشحالی که ۲۰ خواهم گرفت برگه ها رو دادم دست معلم. همه رو تند تند نگاه کرد و یه غلط پیدا کرد که بن مضارع “دیدن” که می شه “بین” رو اشتباه نوشته بودم، الان یادم نمیاد که چی نوشته بودم. خلاصه اون رو تصحیح کرد و به من نمره ۱۹ داد. گفتم من ۲۰۰ تا جمع کردم ولی… ولی نتیجه ای نداشت و با دلی شکسته نشستم…
هر چند که این کار رو برای نمره ۲۰ نکرده بودم و خودم در حین جمع کردن اون افعال لذت برده بودم ولی این یک اجحاف واضح بود.
کسی نبودم که عصبانی بشم، من عاطفی هستم و به جای عصبانی شدن ناراحت می شم. حالا ایشون فردی بود که آینده افراد جامعه و جامعه براش مهم بود و زحمت می کشید. حالا فکرش رو بکنین اون معلم هایی که بغیر از تدریس خصوصی هیچی براشون مهم نیست چه بلایی سر افراد جامعه می آرند. این موضوع از لحاظ عاطفی به من صدمه زد. از این آسیب های عاطفی زیاد داشتم چه در خانواده و چه در جامعه. ولی آسیب های دیگه ای هم وجود داره که معلم ها و والدین باید خیلی مراقبت کنند که متأسفانه نمی کنند و افراد جامعه ما اکثراً مشکل دارند. چه از نظر ذهنی ، چه از نظر فکری، چه از نظر عاطفی، چه از نظر اجتماعی، چه از نظر فرهنگی، چه از نظر آموزشی،…

ولی من کسی بودم که برای ترمیم این آسیب ها در خودم تلاش کردم و نتیجه هم گرفتم. ولی خیلی ها متوجه موضوع نمی شن و همونطور باقی می مونن و بعضی ها هم همون آسیب ها رو به نسل بعد منتقل می کنند.

من از اون معلم ناراحتیی بدل نگرفتم و هر وقت می بینمش بسیار احترامش می کنم چون می دونم که سعی می کرد مفید باشه. در ضمن نقاشیم هم خوب بود و نمره ۲۰ هم از ایشون گرفته بودم (;..

در آخر این نکته رو هم اضافه کنم که این آسیب ها و فشارهای روحی در اجتماع برای پیشرفت انسان مفید هستند به شرطی که ازشون در مسیر درست و برای تکامل خود استفاده کنی.

زیبا باشید.

پیش گیری سرخوردگی در رابطه

ارتباط دو نفر هنگامی می تواند به خوبی پیش برود که طرفین نکاتی را همواره در نظر داشته باشند.
اولین نکته؛ تصمیم برای داشتن ارتباط خوب است. اگر تصمیمی در این زمینه وجود ندارد لزومی به مطالعه ادامه این مطلب نیست.
دومین نکته مهم؛ مثبت نگری است.
و سومین نکته؛ رفتار مثبت هست.
اگر تصمیم داریم که رابطه ای که ایجاد کرده ایم به خوبی پیش برود و به خوبی حفظ شده و بهتر نیز شود لازم است که همواره هوشیار باشیم که در مقاطع مختلف و موقعیتهای مشکل دار نیز مثبت نگاه کرده و مثبت عمل کنیم.
حتا اگر متوجه شدیم که نگرش مثبت ، بی مورد است و مسلم شد که قضیه، منفی است نیز مثبت عمل کنیم. ( البته مسلم است که این هنگامی امکان پذیر است که حساب رابطه آسیب ندیده باشد و رنجشی برایمان نباشد که توضیح داده خواهد شد.)
در رابطه دو طرفه اگر یک طرف ضعیف عمل کرد لازم است که طرف مقابل هوشیار باشد و خوب عمل کند تا خلا را جبران کند تا در موقعیت بهتر در صورت لزوم در آن مورد صحبت شود. توضیح اینکه اگر یکی از طرفین رنجشی دارد یا خسته است یا به هر دلیلی خوب رفتار نمی کند و یا لحن خوبی ندارد ، طرف مقابل، به رابطه هوشیار باشد و سعی کند که رفتار خوبی از خود نشان دهد تا رابطه در سطح مناسب یا آستانه خوب حفظ شود.
در زمان معاصر به رابطه نیز به عنوان یک عنصر مستقل نگاه می شود. به این صورت که طرفین یک رابطه، عناصر مستقلی هستند و رابطه بین این دو نیز یک عنصر مستقل است که لازم است مورد توجه قرار گیرد و تغذیه شود. به این صورت که عنصر رابطه ، مثل یک حساب بانکی است که می تواند پر از محبت باشد یا خالی. حساب های بانکی کنونی آستانه ای دارند که شما نمی توانید کمتر از آن مبلغ در حساب خود داشته باشید. به طور مثال ۵۰۰۰ تومان کمترین مبلغی است که شما باید در حساب خود نگه دارید و نمی توانید آن را برداشت کنید. این آستانه پایین حساب شماست. عنصر رابطه نیز آستانه پایینی دارد که طرفین باید به آن توجه داشته باشند که از آن آستانه پایین تر تجاوز نکنند. اگر طرفین هوشیار نباشند و حساب رابطه آنها از آن حد پایین تر رفت ، آن رابطه آسیب دیده است.
چرا رابطه را به عنوان یک عنصر مستقل در نظر می گیریم. این موضوع باعث می شود که ما در آن لحظات که به رفتار خود فکر می کنیم ، یا می خواهیم به رفتاری پاسخ بدهیم فقط به عنصر خود یا عنصر طرف مقابل نیاندیشیم بلکه عنصر دیگری به نام عنصر رابطه را نیز در نظر بگیریم. اگر خسته هستیم، اگر از طرف مقابل رنجیده هستیم، دو عنصر منفی داریم که می تواند رفتار ما را منفی کند، اما اگر به حساب رابطه توجه کنیم شاید که هوشیار باشیم که این حساب خالی نشود و در نتیجه مثبت عمل کنیم.در مورد زمانی صحبت شد که یکی از طرفین در آستانه خوبی نیست و خوب عمل نمی کند، حال توجه کنیم به زمانی که رفتار یکی از طرفین عالی است ، ممکن است طرف مقابل هوشیار نباشد یا به عمد در پاسخ به رفتار عالی ، رفتار خوبی از خود بروز ندهد، که این نیز در عنصر رابطه اثر منفی خواهد داشت و از حساب رابطه برداشت خواهد کرد.
در هنگامی که یکی از طرفین خوب عمل می کند ، هوشیار باشیم که خوب عمل کنیم که این دو عملکرد با هم رابطه مستقیم خواهند داشت و به حساب رابطه خواهد افزود. این رابطه مستقیم عملکرد دو طرف در نمودار الف با نقطه صورتی با حلقه ای سبز نشان داده شده است. هنگامی که یکی از طرفین ضعیف عمل می کند ، اگر طرف مقابل هوشیار باشد و خوب عمل کند، عملکرد دو طرف، رابطه معکوس(نمودار ب نقطه صورتی با حلقه سبز) باهم دارند ولی باز به حساب رابطه خواهد افزود. پس در هنگام خوب بودن رفتار طرف مقابل از رابطه مستقیم و هنگام ضعیف بودن رفتار طرف مقابل از رابطه معکوس استفاده کنیم. این روش که بدیهی به نظر می رسد حساب رابطه را پر خواهد کرد و نه تنها در مواقع مشکل ساز تا حد آستانه پایینی پیش نخواهد رفت که آسیب ببیند، بلکه روز به روز رابطه ای پر گل و پر از شادی و عشق خواهد شد.
Description: http://www.yavarian.com/weblog/files/mostaghim.gif

Description: http://www.yavarian.com/weblog/files/makoos.gif

اما… اما با وجود اینکه این موضوع بدیهی به نظر می رسد چرا عمل به آن کمتر به چشم می خورد. هنگامی که یکی از طرفین ضعیف عمل می کند ، طرف مقابل نیز مقابله به مثل می کند( رابطه مستقیم نقطه بنفش) و هنگامی که یکی از طرفین به صورت عالی عمل می کند ، به طور مثال می گوید دوستت دارم، طرف مقابل در درون خود لذت می برد و به قول معروف حال می کند ولی به قول معروف کلاس می گذارد یا اگر رنجشی دارد لجبازی می کند و جواب طرف مقابلش را نمی دهد! ( رابطه معکوس نقطه بنفش). اینگونه رفتار ها از حساب رابطه می کاهد و روز به روز حساب را به آستانه پایینی یعنی آستانه آسیب رابطه نزدیک تر می کنداگر یکی از طرفین این رابطه رنجش پیدا کند، شایسته است که طرف دیگر از رابطه معکوس (نقطه صورتی) استفاده کند تا زمانی که رابطه به رابطه مستقیم ( نقطه صورتی ) برسد رفتار معکوس در تاریخ ایران و داستان های عاشقانه ایرانی بسیار به چشم می خورد. در داستان لیلی و مجنون ، یک شب، مجنون به در خانه لیلی می آید و عاشقانه ها سر می دهد اما لیلی در جواب از ناتوانی و ناکامی و اینکه نمی توانیم به هم برسیم سخن می گوید. بعد که مجنون ناامید و مایوس و گریان راه خود در پیش می گیرد ، لیلی به خود آمده و به رنجشی که در مجنون ایجاد کرده واقف می شود و به دنبال او می رود، این بار لیلی سخن از عشق و دلدادگی می گوید و مجنون در پاسخ از رنجش و ناکامی . لیلی ناامید و گریان برمی گردد و دوباره مجنون به خود آمده و به دنبال لیلی می رود. در آن شب این اتفاق هفت بار تکرار می شود و شاعر هر هفت بار را به تفصیل سروده است. اما همانطور که همه می دانیم در نهایت ناکامی بود که برای لیلی و مجنون حاصل شدپس برای حفظ و بهبود رابطه لازم است که در هنگام رفتار خوب طرف مقابل از رابطه مستقیم و در زمان رفتار ضعیف طرف مقابل از رابطه معکوس استفاده شده و همواره رفتار مناسب و خوبی با هوشیاری ارائه گرددلازم است که طرفین همواره در نظر بگیرند که هیچ کس کامل نیست و مثبت نگاه کنند که ممکن است طرف مقابل در زمان مورد انتظار، هوشیاری کافی و لازم را نداشته و لجبازی را کنار بگذارند و حتا اگر در مقابل رفتار عالی خود ، رفتار ضعیف دریافت کردند( نقطه بنفش رابطه معکوس)، اگر تصمیم دارند که رابطه را بهبود بخشند، همچنان به رفتار عالی خود ادامه دهند(نقطه صورتی رابطه معکوس) تا زمانی که رابطه مطلوب به دست آید( نقطه صورتی رابطه مستقیم).
Description: http://www.yavarian.com/weblog/files/rabete.gif

البته مسلم است که این روش برای رابطه ای بیان می شود که طرفین این رابطه همدیگر را می شناسند و به هم اعتقاد دارند که تصمیم به بهبود رابطه گرفته اند. در نهایت اینکه اگر حساب رابطه آسیب ببیند بازسازی آن مشکل خواهد بود . در این مرحله هست که سرخوردگی برای یکی از طرفین یا هردو را به دنبال خواهد داشت و روش های مشاوره ای مورد نیاز خواهند بود.

امید که هوشیار باشیم و عشق بورزیم