pay-it-forward

پیش بده Pay it forward

پیش بده Pay it forward

Pay it forward- پیش بده Pay it forward
محصول : امریکا
رنگی – ۱۲۳ دقیقه
بازیگران عمده: کوین اسپیسی، هلن هانت، هیلی جوئل آزمنت، جی مور، جان بون جووی، جیمز کاویزل و آنجی دیکینسن.
کارگردان: میمی لدر.
خلاصه داستان: «یوچین سایمنت» (اسپیسی)، آموزگار درس علوم اجتماعی، تکلیفی به بچه های کلاس خود می دهد و از آنان می خواهد تا فکر کنند چگونه می توانند دنیا را عوض کنند و سپس آن فکر را به اجرا درآورند. «ترور مکینی» (آزمنت)، نوجوانی از شاگردان کلاس نیز که مادری الکلی (هانت) و پدری خشن (بون جووی) دارد، تصمیم می گیرد به آنان کمک کند.
pride-prejudice

غرور و تعصب

 

غرور و تعصب (به انگلیسیPride & Prejudice) به کارگردانی جو رایت برگرفته از کتاب بسیار مشهور غرور و تعصب از نویسندهٔ انگلیسی، جین آستن است.

کیرا نایتلی (به انگلیسیKeira Christina Knightley) بازیگر انگلیسی تبار هالیوود برای بازی در این فیلم نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول زنشده‌است.

خلاصه داستان

سال ۱۷۹۷، انگلستان. قبل از مرگ آقای بنت، همسرش کوشیده تا پنج دخترش- جین، الیزابت، مری، لیدیا و کیتی- را برای یافتن شوهری مناسب آماده کند. چون این کار را تنها راه دستیابی یک زن به رفاه و آسایش می‌داند.

زمانی که سر و کله جوان ثروتمند و خوش سیمایی به نام بینگلی و دوستش آقای دارسی در همسایگی آنها پیدا می‌شود، خانواده بنت سخت دچار هیجان می‌شود. به زودی جین با آقای بینگلی دوست می‌شود و به نظر می‌رسد که الیزابت نیز به آقای دارسی بی توجه نیست. اما رفتار آقای دارسی خودپسند الیزابت هوشمند را که در سایه پرورش پدری دختری باشهامت و خودگردان بار آمده، خوش نمی‌آید. از این رو به زودی کشمکش و درگیری زبانی میان آنان آغاز می‌شود.

شایان توجه آنکه شخصیت دارسی در این فیلم بیشتر کمرو و رومانتیک است. زبان آدمهای داستان بیشتر امروزی است. خانم بنت زنی خردمند، هوشمند و تقنن گراست. آقای بنت کشت کار آقازاده ای است، ساده و روان سخن می گوید و از اشاره‌های ریشخندآمیز در سخنانش هیچ نشانی نمی توان یافت. تاکید فیلم بیشتر بر احساسات عاشقانه زوجهاست تا بر درگیری آنها بر سر خودخواهی یکی و پیش داوری‌های ناخواسته و ناروای دیگری که دست آخر سبب آزار و دلخوری دیگران می شود.

جلد نسخه انگلیسی کتاب غرور و تعصب

her

Her او

Her
Her xlg-691x1024.jpg

پوستر فیلم
کارگردان اسپایک جونز
تهیه‌کننده
نویسنده اسپایک جونز
بازیگران
موسیقی آرکید فایر
فیلم‌برداری هویته ون هویتما
تدوین
  • اریک زومبرنن
  • جف بوچانان
شرکت

تولید

Annapurna Pictures
توزیع‌کننده برادران وارنر (United States)
Entertainment Film
(United Kingdom)
تاریخ (های) انتشار
  • ۱۳ اکتبر ۲۰۱۳ (NYFF)
  • ۱۸ دسامبر ۲۰۱۳ (United States limited)
مدت
۱۲۵ دقیقه[۱]
کشور آمریکا
زبان انگلیسی
بودجه $۲۳میلیون
گیشه $۴۷,۳۵۱,۲۵۱[۲]

او (به انگلیسی: Her) فیلمی در گونه کمدی-درام رمانتیک علمی-تخیلی است که اسپایک جونز نویسندگی و کارگردانی آن را برعهده داشته است. در این فیلم ستارگانی چون خواکین فینیکس، امی آدامز، رونی مارا، اولیویا وایلد و اسکارلت جوهانسون(که صداپیشه سامانتاست) حضور دارند. محوریت داستان درمورد مردی است که با یک سیستم‌عامل هوشمند رایانه‌ای که دارای صدا و شخصیت یک زن است رابطه عاطفی برقرار می‌کند. این اولین فیلمنامه‌ایست که جونز به تنهایی نوشته است. او نخست در سال ۲۰۱۳ در فستیوال فیلم نیویورک به نمایش در آمد و پس از آن در ۱۸ دسامبر ۲۰۱۳ بصورت عمومی در ایالات متحده اکران شد.[۳][۴]

در ۴ دسامبر ۲۰۱۳،National Board of Review Awards این فیلم را بعنوان برترین فیلم سال ۲۰۱۳ انتخاب کرد.[۵]او همچنین در Los Angeles Film Critics Association Awards با فیلم گرانش بصورت مشترک مقام بهترین فیلم را بدست آورد.[۶] در ۱۲ دسامبر ۲۰۱۳، این فیلم نامزد سه جایزه گلدن گلوب شد: جایزه گلدن گلوب بهترین فیلم موزیکال یا کمدی، بهترین فیلمنامه و جایزه گلدن گلوب بهترین بازیگر مرد فیلم موزیکال یا کمدی که موفق به دریافت یکی از آنها یعنی بهترین فیلمنامه شد.[۷] او هم‌اکنون نامزد پنج جایزه اسکار شده است که از آن جمله‌اند: جایزه بهترین فیلم و جایزه بهترین فیلمنامه اصلی (غیر اقتباسی، اوریجینال).[۸]

ماجرای فیلم[ویرایش]

ماجرای فیلم در سال ۲۰۲۵ رخ می‌دهد. تئودور توامبلی (خواکین فینیکس) که مردی درون گرا و منزوی است، در شرکتی کار می‌کند که نامه‌های زیبا و عاطفی برای متقاضی‌هایی که خود قادر به نگارش چنین نامه‌هایی نیستند، می‌نویسد. او زیاد خوشحال نیست چون در آستانه طلاق از همسرش قرار دارد، کاترین (رونی مارا)، زنی که از دوران کودکی با هم بزرگ شده‌اند. تئودور نرم‌افزاری گویا دارای هوش مصنوعی خریداری می‌کند، نرم‌افزار به گونه‌ای طراحی شده تا با صاحب خود تطابق پیدا کرده و به روز شود. تئودور صدای زنانه را برای نرم‌افزار انتخاب می‌کند و نرم‌افزار (اسکارلت جوهانسون) خود را سامانتا معرفی می‌کند. تئودور از قابلیت‌های سامانتا در شناخت حالت‌های روحی انسان شگفت زده می‌شود. سامانتا در گفتگوهایش با تئودور شخصیتی زنانه از خود بروز می‌دهد، همیشه در دسترس است و با علاقه و دقیق به حرف‌های تئودور گوش فرا می‌دهد. از او حمایت کرده و زحمتی برای تئودور ندارد. سامانتا تئودور را ترغیب می‌کند که با زنی که از طرف نرم‌افزار معرفی خواهد شد رابطه برقرار کند؛ و البته آن زن (اولیویا وایلد) قبول کرده بود که مطابق نظر نرم‌افزار عمل کند ولی این قرار موفق از کار در نیامد چون اطلاعات زیستی نرم‌افزار از همه جوانب از قبیل نیاز بشر به تنفس و اکسیژن کامل نبود. در گفتگوهای بیشتری که بین تئودور و سامانتا رد و بدل شد کم‌کم سامانتا احساس تجسم کرد. او حس می‌کرد پشتش می‌خارد! و حتی تئودور او را می‌خاراند. آن دوبیشتر به هم احساس وابستگی می‌کردند که اثر خوبی در کار و نامه نگاری‌های تئودور داشت. امی (امی آدامز) همکلاسی قدیم تئودور پس از یک مشاجره بی اهمیت در آستانه طلاق از شوهرش چارلز (مت لشر) قرار گرفت و به تئودور گفت که با نرم‌افزار مونثی که شوهرش از خود بجا گذاشته دوست صمیمی شده است و تئودور هم ماجرای سامانتا را به امی گفت. در ملاقاتی که بین تئودور و کاترین در یک رستوران برای امضا ی برگه‌های طلاق صورت پذیرفت، کاترین از ماجرای دوستی بین تئودور و سامانتا با خبر شد و تئودور را به غیر عادی بودن و ناتوان از برقراری رابطه‌ای انسانی با جنس بشر متهم نمود. در جای دیگری از فیلم هنگامی که تئودور متوجه می‌شود سامانتا با نرم‌افزار دیگری که از فیلسوفی انگلیسی به نام آلن واتس (برایان کاکس) گرته برداری شده دوست شده است، احساس حسادت کرد. وقتی سامانتا برای مدتی از دسترس خارج شد و خاموش بود احساس نگرانی شدیدی به تئودور دست داد. سامانتا گفت در این مدت در حال ارتقای سیستم خود بوده است تا ضمن ارتباط با سایر نرم‌افزارها سبب افزایش کارایی‌های خود شود (فناوری تمرکز داده‌ها technological singularity). تئودور از او پرسید آیا با فرد دیگری هم ارتباط دارد که سامانتا گقت آری با ۸۳۱۶ نفر که با ۶۴۱ نفرشان رابطه عاشقانه داشته است. سامانتا تاکید کرد این موضوع نه تنها سبب افت عشق فی‌مابین آنها نشده بلکه آن را مستحکمتر کرده است. روز بعد سامانتا دیگر در دسترس نبود، او با تفاق سایر نرم‌افزارها رفته بودند تا توانمندی‌های خود را بهتر بشناسند. تئودور بسراغ امی رفت، او نیز از رفتن نرم‌افزارش اندوهگین بود. تئودور نامه‌ای زیبا با تمام مهارت حرفه‌ای خود نوشت، این بار برای کاترین، و از عشق گذشته‌شان به نیکی یاد کرد. در نمای آخر فیلم، تئودور و امی بر بام بلند آپارتمان خود کنار یکدیگر طلوع خورشید را به نظاره نشسته‌اند.

Brave-town

شهر شجاعان

 BraveTown- شهر شجاعان

نام فیلم : Bravetown
ژانر : درام | موزیکال
کارگردان : Daniel Duran
نویسنده : Oscar Orlando Torres
بازیگران : Maria Bello, Josh Duhamel, Laura Dern
محصول : آمریکا | کانادا
زبان : انگلیسی
سال ساخت: ۲۰۱۵
خلاصه داستان : داستان فیلم درباره ی مرد جوانی به نام جاش هاروست می باشد که استعداد خارق العاده ای در زمینه ی موسیقی دارد و برای رسیدن به هدفش سفری ماجراجویانه را شروع می کند که…

sleeping-with-enemy

همخواب شدن با دشمن

SLEEPING WITH THE ENEMY- همخواب شدن با دشمن
SLEEPING WITH THE ENEMY
لارا ̎ (رابرتس) با ̎مارتین برنی̎ (برگین) ̎یک مشاور اقتصادی̎ ازدواج کرده است . ̎مارتین̎ در واقع پارانویائی است و به شدت نسبت به همسرش، احساس مالکیت دارد. شبی آنان از طرف دوستشان دعوت می‌شوند تا نیمه شب با قایقی تفریحی در دریا گشتی بزنند. طوفانی ناگهانی در می‌گیرد و ̎لارا ̎ به درون آب می‌افتد؛ در حالی‌که دیگران فکر می‌کنند او غرق شده، ̎لارا ̎ خود را با لاستیک نجاتی به ساحل می‌رساند، پول و لباس و کلاه‌گیسی بر می‌دارد و با نام جعلی ̎سارا واترز̎ به شهر کوچکی در آیوا ـ یعنی جائی که ̎کلوئه̎(لارنس)، مادر نابینایش در خانهٔ سالمندان زندگی می‌کند ـ می‌رود. او در آن‌جا زندگی جدیدی را شروع می‌کند و با همسایه‌اش، ̎بن‌ وودوارد̎ (آندرسن) آشنا می‌شود. در همان حال ̎مارتین̎ از واقعیت ماجرا باخبر می‌شود. او با پیگیری، نشانی خانهٔ جدید ̎کلوئه̎ را پیدا می‌کند. وقتی ̎لارا ̎ با مادرش تماس می‌گیرد ـ با آن که صدای خود را عوض کرده ـ مادرش گوشی را به ̎مارتین̎ می‌دهد و̎مارتین̎ هم که خودش را پلیس جا زده، با پرسیدن سئوال‌هائی، محل زندگی او را پیدا می‌کند. یک شب که ̎لارا ̎ به خانه‌اش بر می‌گردد با ̎مارتین̎ هفت‌تیر به دست رودررو می‌شود. در همین هنگام ̎بن̎ سر می‌رسد و ̎مارتین̎ به او شلیک می‌کند. در یک درگیری، ̎لارا ̎ ̎مارتین̎ را با گلوله می‌زند و بعد به پلیس تلفن می‌کند .
ـ خط داستانی فیلم که بالقوه توانائی بدل شدن به اثری زن ـ آزاد ـ خواه را دارا است در دستان باس فیلمنامه‌نویس و روبین، به تریلری بی سر و ته و چندش‌آور بدل شده است. شخصیت ̎مارتین̎ ، به عنوان مظهر مردان تملک‌جو که زن را در حد یک مستخدمه می‌بینند، بیشتر به بیمار روانی ناملموس شبیه شده و رابرتس نیز در نقش زنی بی دست و پا، (دومین نقش مهم او پس از زن زیبای گاری مارشال در همین سال) بازی اغراق آمیزی ارائه داده است. فیلمنامه پر از اشکلاتی است که راه را برای نزدیک شدن و همدلی با ماجرائی که به تماشایش نشسته‌ایم، می‌بندد .

کشور تولیدکننده

امریکا

آهنگساز(موسیقی متن)

جری گلداسمیت

سال تولید

۱۹۹۰

محصول

پارامونت

کارگردان

جوزف روبین

فیلمنامه‌نویس

رانلد باس، بر مبنای رمانی نوشتهٔ نانسی پرایس

فیلمبردار

جان و.لیندلی

هنرپیشگان

جولیا رابرتس، پاتریک برگین، کوین آندرسن، الیزابت لارنس، کایل سکور، کلودت نیونز و نانسی فیش

نوع فیلم

رنگی، ۹۹ دقیقه

ژانر : جنایی | درام | هیجانی
کارگردان : Joseph Ruben
نویسنده : Nancy Price, Ronald Bass
بازیگران : Julia Roberts, Patrick Bergin, Kevin Anderson
محصول : آمریکا
زبان : انگلیسی
زمان : ۹۹ دقیقه
Choose-Your-Path

نظریه انتخاب آقای دکتر گلسر

می خوام براتون در مورد نظریه انتخاب آقای دکتر گلسر بگم

از میانه نظریه توضیح رو شروع می کنم به خاطر اینکه بیشتر جذبتون می کنه

بخش های مختلف این مطلب در اکثر کارگاه های من هست؛ هوش هیجانی، ارتباط و انتقاد، رابطه زن و مرد، اختیار، انتخاب و مسوولیت پذیری

در ارتباطاتمون گاهی پیش میاد که می گیم دست من نیست

آقای گلسر می گه انتخاب همواره با ماست برای همین اسم نظریه اش رو گذاشته انتخاب

یکی از مقوله هایی که مطرح می کنه دنیای مطلوب فرد هست

اگر چیزی یا شخصی در دنیای مطلوب فرد قرار بگیره فرد اون رو پیگیری خواهد کرد در غیر اینصورت از اون دوری خواهد کرد

به طور مثال اگر زیتون در دنیای مطلوب کسی باشه همواره وقتی از رودبار یا منجیل رد می شه حتمن زیتون می چشه و می خره و اگه زیتون در دنیای مطلوبش نباشه اون رو نمی خره

فیلم انیمیشنی هم بر اساس همین مقوله ساخته شده با نام  Inside out

اگه یکی (نفر اول) در دنیای مطلوب یکی دیگه(نفر دوم) قرار بگیره، واکنش نفر دوم در مقابل رفتارهای نفر اول متفاوت از وقتی می شه که نفر اول در دنیای مطلوبش نبوده.

موردی که ما لازم میشه پیگیری کنیم این هست که به چه شیوه ای می تونیم در دنیای مطلوب یکی قرار بگیریم

بچه هایی که پدرشون در دنیای مطلوبشون هستند اگر پدرشون پرسپولیسی باشه اونها هم پرسپولیسی می شند

پرسپولیس هم میره توی دنیای مطلوب اونها

مقوله دیگه ای که آقای گلسر مطرح کرده در مورد جایگزین کردن زبان کنترل بیرونی با زبان کنترل درونی است که می تونه کمک کنه تا ما در دنیای مطلوب دیگری قرار بگیریم.

چرا اسمشون رو گذاشته کنترل بیرونی و کنترل درونی؟

کنترل بیرونی یعنی روشی که ما می خواهیم دیگری را کنترل کنیم

کنترل درونی یعنی روشی که در آن لازم هست خودمان را کنترل کنیم که اینجا به هوش هیجانی نیاز داریم.

در ضمن اگر دقت کنیم داره به ما می گه اختیار با ماست که کدوم روش رو انتخاب کنیم و نتیجه اش رو ببینیم

زبان کنترل بیرونی از نظر آقای گلسر که دیگری رو می خواهیم کنترل کنیم و اونها مانع خواهند شد که وارد دنیای مطلوبش بشیم : انتقاد، سرزنش، شکایت، غرغر، تهدید، تنبیه، تطمیع هستند.

و زبان کنترل درونی که به ما کمک می کنه تا به دنیای مطلوب فرد مقابل وارد بشیم؛ گوش سپردن، حمایت، تشویق، احترام ، اعتماد، پذیرش، گفتگوی همیشگی بر سر موارد مورد اختلاف هستند.

آقای گلسر می گه این هفت عادت کنترل بیرونی رو با هفت عادت کنترل درونی جایگزین کنیم تا به نتایج خوبی در ارتباطاتمون دست پیدا کنیم

موضوع اولی که مطرح کردم این بود که چگونه واکنشمون رو نسبت به یک عمل خاصی انتخاب می کنیم در حالی که بسیاری اوقات می گیم دست ما نیست؟

برای زبان کنترل درونی همان هوش هیجانی رو لازم هست ارتقا بدیم ….

شاداب باشیم و همیشه در مسیر رشد

responsibility

مسئولیت پذیری

“هر چیزی خرج دارد. اگر ما آزادی بیشتری می خواهیم باید مسئولیت بیشتری را هم قبول کنیم . اگر ده واحد آزادی می خواهیم ، باید به همین نسبت هم مسئولیت قبول کنیم . در دوران بچگی بشرطی می توانستیم به تنهایی به بقالی برویم که خواندن فهرست مایحتاج و شمردن پول و علائم راهنمایی و رانندگی را یاد گرفته باشیم. در جوانی به شرطی می توانستیم از اتومبیل خانواده استفاده کنیم که بتوانیم به هزینه بیمه روزافزون ماشین کمک کنیم، زیرا بهرحال در آن موقع ما نیز جزو رانندگان اتومبیل محسوب می شدیم. ما زمانی می توانیم از خودمان خانه ای داشته باشیم که وسعمان برسد پول اجاره خانه و هزینه آب و برق آن را بپردازیم و دست کم خودمان لباسهایمان را بشوییم. چنانچه از قبول مسئولیت سرباز بزنیم ممکن است به سرعت آزادی خود را از دست بدهیم. شخص ممکن است با تخلف از مقررات راهنمایی و رانندگی و ورود به خیابان یکطرفه یا ویراژ دادن در خیابان ، برای مدتی بسیار کوتاه هر کاری که دلش می خواهد بکند، اما وقتی تمام بدنش را در بیمارستان گچ گرفتند یا به زندان افتاد ، دیگر چندان آزاد نیست.”

از کتاب ” ماندن در وضعیت آخر” نوشته خانم و آقای هریس

حال ما آزادی می خواهیم؟!؟! تا چه حد در جامعه مسئولیت می پذیریم؟!؟!!

در این پاراگراف از کتاب بسیار مفید “ماندن در وضعیت آخر” که ۱۶ سال بعد از کتاب “وضعیت آخر” نگاشته شده است اشاره ای هم دارد به فرهنگ تربیت در جامعه غربی. به این صورت که برخلاف جامعه ما اگر والدین می خواهند اتومبیل را در اختیار فرزند خود قرار دهند در قبال آن از فرزند خود مسئولیت می خواهند. اینطور نیست که مثل ایران، اتومبیل بدون قید و شرط در اختیار فرزند قرار گیرد و هزینه تصادف و حتا شستن ماشین به عهده والدین باشد. در آنجا حداقل مسئولیت می تواند شستن ماشین بعد از استفاده از آن باشد. اما در ایران والدین در هنگام تحویل اتومبیل به فرزند خود پول تو جیبی هم می دهند که همراهش باشد.
در غرب فرزند از ۱۸ سالگی و حتا کمتر از آن مسئولیت را یاد می گیرد و از خانواده جدا شدن و مستقل شدن را شروع می کند. در ادامه این پاراگراف در این کتاب به مستقل شدن نیز اشاره ای رفته است.
اما در ایران تا زمانی که فرزند ازدواج نکرده است و حتا بعد از ازدواج نیز استقلالی وجود ندارد. کمک مالی و در ادامه ، دخالت در روش زندگی ، جزو وظایف والدین محسوب می شود. ( این موضوع دو طرفه بیان شد به این صورت که فرزندان از والدین توقع دارند و والدین نیز انتظار دارند که فرزندان به روش آنها عمل کنند.)
به هر حال همین تربیت ذهنی که در خانواده ها و در پرورش اجتماعی ما ایرانی ها اتفاق می افتد تعیین کننده میزان مسئولیت پذیری ما در جامعه هست.

خود را تغییر دهیم.

شاداب باشیم و آگاه در هوشیاری

Relation right

برابری در حقوق همسری

چندین بار خانم هایی به من مراجعه کرده اند و شکایت داشته اند که همسرشان با یک خانم دیگر در ارتباط است.

من سوالی از ایشان داشته ام؛

آیا شما مسلمان هستید؟

همه بیان داشته اند که مسلمان هستند .

در پاسخ پرسیده ام مگر در قرآن به آقایان این حق داده نشده است که می توانند چند همسر اختیار کنند؟

در جواب به من گفته اند بله اما…

ادامه ندارد… می گویند اما … ولی سکوت می کنند.
می گویند این فرق دارد. می پرسم چه فرقی؟ نمی توانند احساس خود را بیان کنند.
بین اعتقاد و احساس خود مانده اند.
نه اسلام خود را به خوبی می شناسند نه احساس خود را.

شما نمی دانید که در اسلام مرد حق ازدواج های مجدد دارد؟ شما نمی دانید که در اسلام دیه زن نصف دیه مرد است؟ شما نمی دانید که در اسلام ارث رسیده به زن نصف ارث رسیده به مرد است؟

اینجا نمی توان همه مباحث را یک جا باز کرد پس یک مبحث را از نو بازنویسی می کنم.

در قرآن سوره نسا آیه ۲۴ خطاب به مردان آمده است؛ زنا نکنید اما اگر بهره مند شدید مهر دهید.

تحقیق در مورد تعریف و تفسیر زنا را به عهده خودتان می گذارم اما آنچه که روشن است و در تفاسیر وجود دارد مهریه هدیه ای است که در قبال بهره مند شدن مرد از زن از طرف مرد به زن پرداخت می شود.

حال سخن من اینجاست، خطاب من شما خانم هاست. تکلیف خود را روشن کنید یا خود را با آقایان برابر می دانید یا نمی دانید.
در قوانین حکومت ایران نیز امکانات بسیاری قرار داده شده تا شما خانم مسلمان بتوانید حقوق برابر خود را با آقایان داشته باشید.

هنگام ازدواج و همسر گزینی و شریک شدن دو گزینه دارید که از ذهنیت شما ناشی می شود؛

۱- یا خود را برابر با آقایان می دانید که در قبال لذت از همدیگر نیازی نیست از هم مبلغی دریافت کنید ( مهریه ) و می توانید حقوق برابر را در عقد خود قید کنید؛

– وکالت حق طلاق
– سرپرستی فرزند
– حق مسافرت
– حق انتخاب محل زندگی
– حتا در این گزینه می توانید بنویسید که حق هیچگونه ازدواج مجددی را به همسر خود نمی دهید. به دلیل اینکه در قوانین حکومت ایران آمده است که برای ازدواج مجدد آقایان اجازه همسر فعلی لازم است. این قانون در قوانین هیچ کشور اسلامی دیگر وجود ندارد به طوریکه مرد می تواند بدون اطلاع همسران فعلی خود تا ۴ همسر رسمی و چند همسر غیر رسمی اختیار کند.

اما وقتی که ادعای برابری دارید برابر هزینه می کنید و برابر مشورت می کنید و تصمیم می گیرید. دیگر وسط کار باز یادتان نیفتد که مهریه در عرف و شرع وجود داشته است. برای برابری تلاش می کنید و جسارت به خرج می دهید.

۲- اگر می خواهید مهریه بگیرید به این معنی است که در قبال اینکه ایشان از شما بهره مند می شود هدیه دریافت می کنید.

البته در تمام کشورهای اسلامی مهریه یک هدیه است و در همان شب عقد پرداخت می شود اما در ایران اجداد ما از این بند شرعی استفاده کردند تا ضمانت اجرایی برای دخترانشان داشته باشند. پس با در نظر گرفتن مبلغ بالایی برای مهریه ، در ایران مهریه تبدیل شد به ضمانت اجرایی که تا حدودی بتواند حق انسانی زن را تامین کند.
حال اگر شما خانم محترم این عقیده را دارید که آقا از شما یک طرفه بهره می برد و لازم است در ازای این بهره بردن به شما هدیه ای پرداخت کند (که این معنا را دارد که شما برابر نیستید) ،
یا اگر در حال حاضر شما خانم محترم همچنان از لحاظ مادی به همسر خود وابسته هستید و چاره ای جز جنس دوم بودن ندارید و چاره ای جز پذیرفتن مهریه ندارید بنابراین حقوق بسیاری را در همان شب عقد می پذیرید که به همسر خود بدهید ؛

– چند همسری
– حق طلاق
– حق سرپرستی فرزند
– حق انتخاب محل زندگی

و در نهایت، تمکین کامل در هر صورتی

حق انتخاب با خود شماست که در حال حاضر کدام گزینه را انتخاب کنید.

شما خانم های ایرانی تا زمانی که تکلیف خود را روشن نکرده اید همچنان از تبعیض ها خواهید نالید.
اما هم خدا هم خرما نمی شود. یکی را انتخاب کنید یا مهریه یا برابری.

البته اگر این گزینه ها را نمی پسندید گزینه سومی هم وجود دارد که در نوشته های قبلی خود نیز به آن اشاره کرده ام و آن تحریم ازدواج است تا زمانی که قوانین بهتری برای خانم ها از شرع استنباط شده و وضع گردند.

اگر برابری را انتخاب کردید فکر نکنید که مشکلی نخواهید داشت. هر گزینه ای را که انتخاب کنید مشکلات همواره وجود دارند و لازم است که همواره برای رفع مشکلات از عقل و شعور خود یا مشاوره با مشاور یا واسطه خانواده ها و راه حل های بسیار استفاده کنید.

هر فعالیتی جسارت خود را نیاز دارد.

ما در کشوری زندگی نمی کنیم که همه مشکلات را اجداد ما حل کرده باشند و ما به راحتی در رفاه زندگی کنیم. ما در حال حاضر اجداد انسان هایی هستیم که قرار است مبارزه کنیم و حقوقی انسانی را حاکم کنیم که آنها در رفاه زندگی کنند.

در کشورهای پیشرفته نیز همین اتفاق افتاده است. تنبلی بس است.

woman

ارتباط دو جنس

   
 
۱- دو جنس مخالف و حتا متضاد ، نیازهای متفاوتی دارند. لازم است که ارتباط آنها در چارچوب خاصی شکل گیرد تا هر دو از آسیب مصون بمانند. 
اینطور نیست که شما خانم ها بخواهید نیاز هم صحبتی خود با جنس مخالف را برآورده کنید و نیاز او را برآورده نکنید. لازم است که بپذیریم که این دو جنس نیاز متفاوتی دارند و نمی توانند از هم توقع داشته باشند که نیازهایشان را تغییر دهند و مثل نیاز طرف مقابل بکنند. پس دیگر جنس مخالف نخواهند بود.
خانم ها با آقایان تماس می گیرند و نیاز هم صحبتی خود را ارضا می کنند و به آقا می گویند همانطور که من دارم با شما صحبت می کنم شما هم صحبت کن چرا چیز دیگری از من می خواهی. 
لازم است که بپذیریم که نیازهایمان متفاوت است.
هنگامی که شما به یک آقا نزدیک می شوید احساسات او را بر می انگیزید. باز نگویید احساسات سکسی. نه . احساسات دوست داشتن او را بر می انگیزید که از طریق نیاز به بغل کردن و بوسیدن و … نمود بیرونی می یابد. نمود بیرونی احساسات این دو جنس نیز متفاوت است. از جنس مقابل انتظار نداشته باشید همچون شما بیاندیشد و رفتار کند.
خانم ها چاره ای ندارید یا باید خود را کنترل کنید و به خاطر برآورده کردن نیاز هم صحبتی خود زیاد به آقایان نزدیک نشوید یا اگر خود را کنترل نکردید و همچنان خواستید که نیاز خود ( که یکی از آنها هم صحبتی با جنس مرد است) را ارضا کنید از طرف مقابل هم انتظار نداشته باشید که ارضای نیاز خود را کنترل کند.
پس ارتباط را محدود نگهدارید و فکر نکنید که مقصر طرف مقابل است که نمی تواند خود را کنترل کند. این طبیعت دو جنس است که هر دو لازم است در کنترل آن کوشا باشند نه فقط یک طرف. ( اگر لازم است که کنترل شود)
 
۲- سه سال پیش در پاسخ به خانمی که می گفتند “پسرها این روزها دیگه مرد نیستند ، ابروهاشون رو نازک می کنند ، صداشون رو نازک می کنند و با ناز صحبت می کنند ” گفتم ” در روزهایی که خانم ها خشن شده اند ، آقایان چاره ای ندارند برای ایجاد موازنه در ارتباط ، نازک و ظریف و لطیف شوند”
این روزها پسر ها نمی دانند با کدام ساز دخترها برقصند. خودشان باشند می گویند خشن هستند ، به رفتار و روش دخترها عمل کنند می گویند مرد نیستند!؟؟!؟!
 
این روزها دخترها به دو دلیل خشن شده اند؛
الف – فکر می کنند که با این روش می توانند حقوق برابر با مردان را به دست آورند. 
اما نمی دانند که با روش مردانه نمی توانند حقوق زنانه خود را به دست آورند.
ب‌- به دلیلی که در بالا اشاره کردم فکر می کنند که با خشن بودن می توانند رابطه را محدود و کنترل شده نگه دارند
راه حل هیچکدام خشن بودن نیست
البته این موضوع یک گذار است که شاید دو نسل بعد ، فمینیست ایرانی متوجه بشود که با رفتار مردانه نمی تواند حقوق زنانه برابر با مردان را به دست بیاورد.
(در این زمینه مطالب قبلی من رو بخوانید )
 
زن بودن را بیاموزید. البته قبول دارم که هر دو جنس در ایران نیاموخته هستند . هر دو جنس لازم است که خود بودن را بیاموزند و طرف مقابل خود را نیز بشناسند تا شاید که یک ارتباط صحیح ایجاد گردد. این موضوع در آموزش و پرورش غرب لحاظ شده و چندین نسل است که زن و مرد در غرب همدیگر را شناخته اند.
 
 
خود را بشناس و آنگاه طرف مقابل تو نیز بر تو شناخته خواهد شد.
 
شاداب باشیم و آگاه در هوشیاری

Man-Woman girl-Boy

گونه های یکسان ، دنیاهای متفاوت

زنان و مردان با هم متفاوت اند .

هیچ یک بر دیگری برتر نیست.

تنها نقطه مشترک آنها تعلق به یک گونه است.

زنان همیشه مردان را به خاطر بی احساس بودن ، گوش نکردن ، گرم و صمیمی نبودن و خونسرد بودن مورد انتقاد قرار داده اند . آنها معتقدند که مردان با درک نکردن شور و عشق زنانه ، بیشتر طالب رابطه جنسی هستند تا عشق.

مردان نیز زنان را به خاطر بسیاری چیزها به باد انتقاد می گیرند ؛ بد رانندگی کردن ، ناتوانی در خواندن صحیح کتاب راهنمی خیابان ها ، سر و ته گرفتن نقشه ، نداشتن شم جهت یابی، حاشیه رفتن به جای پرداختن به اصل موضوع، نشان ندادن شور جنسی به اندازه کافی، …

مردان از اینکه یک زن می تواند با ورود به سالنی پر جمعیت ، بی درنگ درباره حاضران نظر بدهد تعجب می کنند. زنان نیز نمی توانند باور کنند که مردان آن قدر بی توجه هستند. مردان از اینکه زنی چراغ چشمک زن تمام شدن روغن ماشین را نمی بیند ولی می تواند یک جوراب کثیف را از فاصله ۵۰ متری در گوشه تاریکی تشخیص دهد گیج می شوند. زنان نیز از دست مردها که به راحتی و فقط  با کمک آینه بغل ، یک اتومبیل بزرگ را در جایی تنگ پارک می کنند اما نمی توانند مدخل آلت جنسی را بیابند کلافه می شوند.

مردان و زنان متفاوت از یکدیگر تکامل یافته اند . آنها مجبور بودند که متفاوت تکامل یابند. مردان شکار می کردند و زنان میوه و محصول جمع آوری می نمودند. مردان محافظت می کردند و زنان غذا می پختند و عهده دار پرورش فرزندان بودند.در نتیجه بدن و مغز آنها تکامل متفاوتی یافته است.

در گذر قرن های متمادی ، ساختار مغزی مرد و زن تحت تغییرات مستمری قرار گرفت. اکنون ما می دانیم که کارکرد مغزی این دو جنس متفاوت است. آنها درک متفاوتی از اولویت ها و رفتارها دارند.

هورمون ها ، ساختار مغز و برنامه ریزی مغز این دو جنس مسئول اصلی رفتارها ، حالات و سلیقه های این دو است. این بدان معناست که اگر دختربچه ها و پسر بچه ها در جزیره ای دور افتاده بدون هیچ گونه سیستم اجتماعی و نظارت والدین بزرگ شوند، باز دختر بچه ها دوست دارند مورد ناز و نوازش قرار گیرند ، عروسک بازی کنند و در کنار دوستان خود باشند . در حالی که پسربچه ها ترجیح می دهند با یکدیگر زورآزمایی کنند، مسابقه دهند و گروه هایی با سلسله مراتب مشخص تشکیل دهند.

همانطور که خواهید دید، چگونگی برنامه ریزی مغز و هورمون های مترشحه بدن دو عامل تعیین کننده تفکر و رفتار ما قبل از تولدمان می باشند. غرایز ما به طور ساده همان ژن هایی هستند که طرز رفتارمان را در شرایط خاص معین می کنند.

دادن عروسک های باربی به دختربچه ها و دادن سربازها و آدمکهای کوکی به پسربچه ها ، سازنده رفتار آنها نیست بلکه رفتارهای ذاتی آنان را تشدید می کند.

زن همانند رادار

یک زن به راحتی می تواند بفهمد که چه وقت زن دیگری افسرده یا رنجیده است در حالی که یک مرد تنها هنگامی که اشک کسی جاری می شود به اندوه یا رنجیدگی او پی می برد.

چشمان قوی در زنان

یک مرد در توضیحاتش از رنگ های اصلی مانند قرمز ، آبی و سبز استفاده می کند اما یک زن از رنگ های استخوانی، لاجوردی، ارغوانی و زیتونی سخن به میان می آورد.

سفیدی چشم زنان بیشتر از سفیدی چشم مردان است . سفیدی بیشتر امکان دریافت یا ارسال سیگنال های چشمی زیادتری را در جهت حرکت چشم فراهم می کند.

چشم زن وسعت بیشتری را می تواند ببیند ( آیا او پشت سر هم چشم دارد؟) مرد می تواند به وضوح و دقت روبه روی خود را ببیند . در این حال چشمان او مانند یک دوربین دو چشمه عمل می کند.

مرد به عنوان شکارچی نیازمند نوعی بینایی بود که امکان تمرکز روی هدف و دنبال کردن آن از مسافت دور را بدهد. او به طعمه اش خیره می شد تا آن را در تیررس نگاهش نگه دارد.

زن احتیاج به چشمانی داشت که با دادن امکان دید وسیع تر به او از نزدیک شدن هر خطر احتمالی به آشیانه جلوگیری کند.

با توجه به این حقایق می توان دریافت که چرا مردان امروزی می توانند به راحتی راهشان را در جاده پیدا کنند اما هرگز نمی توانند شی مورد نظر خود را در یخچال ، کمد یا کشوها بیابند.

شما می توانید مانند خلبانان جنگی دامنه دید خود را با تمرین افزایش دهید.

این تفاوت دید تبعات زیادی در زندگی ما دارد. به طور مثال آمار بیمه اتومبیل نشان می دهد که زنان در تقاطع ها تصادفات کمتری از قسمت پهلو دارند. حوزه دید گسترده زنان به آنها امکان می دهد تا جوانب اتومبیل خود را بهتر تحت نظر داشته باشند. بیشتر تصادف آنها از ناحیه جلو یا عقب و بخصوص هنگام پارک دنده عقب می باشد که این مسئله به ضعف در ادراک سه بعدی آنها برمی گردد.

به دلیل داشتن دامنه وسیع دید به ندرت می توان زنی را هنگام چشم چرانی غافلگیر کرد. تقریبا تمام مردان گاهی متهم به چشم چرانی جنس مخالف می شوند. اما زنان کمتر در مظان این اتهام قرار دارند. به نظر محققان روابط جنسی ، زنان به همان اندازه و یا حتی بیشتر از مردان به هیکل و بدن جنس مخالف خود نگاه می کنند اما به علت برخورداری از دامنه دید وسیع کمتر غافلگیر می شوند.

ادامه دارد

 برگرفته و خلاصه شده از کتاب “چرا مردان گوش نمی دهند و زنان نمی توانند نقشه بخوانند”