success woman

داستان دوستان – ۱

داستان شما داستان آموزنده ای بود

داستان شما هم منو یاد یه داستان از زندگیم انداخت.

من زمانی که تازه وارد در دانشگاه بودم و همه اساتید منو به عنوان یک فرد بی تجربه میدیدن

هر کدام میخواستن در پروژه هاشون نقش داشته باشم چون حداقل به پشتکارم اعتقاد داشتم

یکی پیشنهاد کتاب داد وقتی من قبول کردم همه زحمتا رو انداخت گردن من

یکی گفت من در تمام مقالاتم اسم تو رو مینویسم تو هم اسم منو بنویس

بهر حال من به اونها اعتماد کردم و در طرح ها به عنوان همکار اوردم و در ادامه در مقالات مستخرج از طرح اسمش امد که سر جمع شد ۳ مقاله

ولی اون هیچی

در سال ۹۴ در دانشگاه جشنواره پژوهشگر برتر برگزار شد و از من خواستند فرمها رو پر کنم

به علت اشتباهی به اون همکارم گفته نشده بود

در نتیجه من به عنوان پژوهشگر برتر شناخته شدم ولی همکارم که با استفاده از مقالات من تعداد مقالاتش بیشتر بود این اتفاق برایش نیافتاد

همیشه

ادم نتیجه تلاشش را یه جایی میگیره حتی اگر حق کشی صورت بگیره

شب همگی خوش

gratitude

لذت و خشنودی

 

درود بر همراهان عزیز

از کارگاه ” شادمانی و شادکامی ” در خصوص خوش بینی سه شب نوشتم

در ادامه می خوام کمی وارد فلسفه بشم

روانشناسی علم ۱۰۰ ساله ای هست که شاخه ای از علم بسیار قدیمی فلسفه گرفته شده…

ارسطو می گه زندگی خوب چیست؟

مردم امروز می گن چگونه شاد باشیم؟

بعد شادی رو هم تعریف می کنند

از نظر مردم امروز ما شادی یعنی داشتن پول و رفیق و تفریح و …

داستانی رو تعریف کنم

یک آقایی که سخنران انگیزشی بوده رفته بوده گردش در ییلاق

مرد ماهیگیری رو می بینه که بر روی یک اسکله کوچک نشسته و با قلاب ماهیگیری منتظره تا ماهی بگیره

مرد پر انگیزه به ماهیگیر می گه اگه با تور ماهی بگیری بیشتر می گیری

ماهیگیر چیزی نمی گه

مرد پر انگیزه ادامه می ده، بعد ماهی ها رو می فروشی و یه قایق می خری ، بعد ماهی بیشتری می گیری ، ماهی ها رو می فروشی و بعد دو تا قایق می خری و می دی ماهیگیرهای دیگه برات ماهی بگیرند

ماهیگیر می گه خوب بعد چی می شه… مرد می گه بعد که ماهی ها رو فروختی یه کشتی ماهیگیری می خری و ماهی های بیشتری می گیری

ماهیگیر می پرسه خوب بعد…

مرد می گه خوب کشتی رو میدی مردهای ماهیگیر دیگه برات ماهی بگیرند و خودت میای اینجا قلاب می ندازی و صفا می کنی….

مرد ماهیگیر می گه خوب الانم قلاب انداختم و ماهی می گیرم و صفا می کنم و استرس کشتی و کارگرها رو هم ندارم…

ما شادی رو به چه قیمتی می خواهیم…

آیا اگر سوال ارسطو که می پرسه زندگی خوب چیست رو جواب بدیم توش شادی هست؟

آیا زندگی می تونه فقط شادی باشه؟!

وقتی می پرسم سلامت تن و روان چی می شه در جواب می شنوم اون که سرجاش هست!!!

چطور سرجاش هست اگر براش وقت صرف نکنی؟؟؟!!!

شادی و تفریح و… به چه قیمتی؟!

متوسط سن افسردگی چهل سال پیش ۲۹.۵ بوده و اکنون ۱۴.۵ هست

با وجود این همه امکانات چرا ما شادتر نیستیم؟!

تعریف و عملکرد در خصوص شاد بودن مهم هست

دکتر سلیگمن مواردی رو که به شادی منجر می شند در دو دسته قرار داده

لذت و خشنودی

شاید همه این رو بدونیم ولی با این تقسیم بندی متوجه می شیم که چرا چندان شاد نیستیم..

دکتر سلیگمن می گه لذت ها از برآوردن هیجان ها مثبت ناشی می شند.. مثل تفریح و دیدن فیلم کمدی و خوردن شکلات و … که شادی رو در ما ایجاد می کنند…

خشنودی از طریق به عمل درآوردن قابلیت ها و فضیلت ها به دست میاد

لذت ها گذرا هستند و چندان پایداری ندارند مثل خوردن بستنی که لذت بخش هست اما بیشتر از یک حدی دیگر لذت بخش نیست…

خشنودی در خاطره پایداری بسیار داره

لذت ها نیازی به مهارت ندارند. تماشا کردن تلویزیون مهارتی لازم نداره

خشنودی نیاز به مهارت داره، صخره نوردی نیاز به مهارت داره، کتاب خواندن نیاز به مهارت داره

از اونجاییکه لذت ها نیاز به مهارت ندارند بیشتر مورد استقبال قرار می گیرند.

اما لذت ها شادی گذرا تولید کرده و در نتیجه ما رو انسان های شادی تربیت نمی کنند

خشنودی آورها نیاز به مهارت دارند و کمتر مورد استقبال قرار می گیرند در حالی که به رشد شناختی مربوط می شند و انسان های شاد پدید میارند….

امیدوارم که این تقسیم بندی برامون مفید بوده باشه. برای من که بسیار جالبه ….

شب های بعد شاید در این مورد توضیح بیشتر نوشتم.

اگر سوالی دارید بپرسید که در اون خصوص بیشتر وارد بشیم…

 

شاداب و سلامت باشید

 

شب خوش در آرامش

 

سینا یاوریان

سخنران، مدرس و مشاور روانشناسی

metacognition

ِاسناد

درود بر شما همراهان

 

دوست ناشناسمون پرسیدند:

>وقتی درگیر تصورات غلط ذهنی باشیم باید چیکار کنیم

من پرسیدم:

>منظورتان را از تصورات غلط ذهنی با مثال بیان کنید

ایشون پاسخ نوشتند:

>مثلا من به دوستم زنگ میزنم اون جواب نمیده بعد با خودم فکر میکنم

 

>دوست عزیز این موضوع که مطرح کردید در روانشناسی اِسناد با کسره الف نامیده شده

اسناد با فتحه الف به معنی سندها هست و اسناد با کسره الف به معنی نسبت دادن یا استناد کردن هست…

ما در مورد اینکه دیگران چگونه هستند و چگونه می اندیشند نظری داریم که ممکن هست درست یا اشتباه باشه…

در مورد تحلیل رفتار متقابل صحبت کردیم و مورد اسناد رو هم می توان با این روش تحلیل کرده و بهتر عمل کرد

به طور مثال همراه ناشناسمون مثالی نوشته به این صورت که وقتی دوستی تلفن ایشون رو پاسخ نمی ده ایشون فکر می کنه که دوستش به عمد جواب نداده

با نظریه تحلیل رفتار متقابل می تونیم بپرسیم که در ذهن من کدام بخش از من هست که داره می گه دوستم به عمد پاسخ نداده…

خوب اینطور فکر رو ممکنه کودک بگه یا ممکنه والد بگه..

کودک درون ما میگه اون من رو دوست نداشته که پاسخ نداده…

یا ممکنه والد درون ما بگه من می دونم اون خیلی افاده ای هست…

 

> خوب اینطور فکر رو ممکنه کودک بگه یا ممکنه والد بگه..

 

به هر حال همونطور که گفتیم در هر زمینه ای لازم هست بالغ ذهنمون رو فعال کنیم تا بالغانه موضوع رو تحلیل کنیم…

دوباره دوستمون نوشتن:

> موضوع مهم این هست که تو این موقعیت واقعیت دیده نمیشه

در پاسخ نوشتم:

>بله اسناد همین هست که شما از واقعیت اطلاع ندارید و فکر خودتون رو به موضوع اسناد می دید

 

> به هر حال همونطور که گفتیم در هر ضمینه ای لازم هست بالغ ذهنمون ر

موضوع اسناد رو من در کارگاه های ‘هوش هیجانی’ ‘ ارتباط انتقاد مذاکره’ و ‘ ارتباط زن و مرد’ کامل توضیح می دم…

دوستمون نوشته:

> خوب چی میشه که بالغ فعال نمیشه

در پاسخ:

>بالغ همیشه می تونه فعال بشه اگر فرد اشراف کافی به این سه بخش داشته باشه و اطلاعات خوب برای تحلیل داشته باشه

پس حجم دانش همونطور که در مورد رفع استرس مطرح کرده بودم اینجا هم به کمک میاد

اول باید بتونید تشخیص بدید که والد داره صحبت میکنه یا کودک یا بالغ

خوب این تمرین لازم داره

دوره تحلیل رفتار متقابل مثل بقیه کارکاه ها هشت جلسه دو ساعته هست

با نوشتن دو مثال در اینجا شما فقط اسمشون رو می شنوید و مهارت تحلیل اونها رو نمی تونید در اینجا به دست بیارید

 

شاداب و سلامت باشید

شب خوش و در آرامش

 

 سینا یاوریان

سخنران، مدرس و مشاور روانشناسی